صفحه اصلی » پرسش و پاسخ » عائشه » آیا آیه‌اى در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟
منتشر شده در ۲۴ دی ۱۳۹۳ | دسته : عائشه

آیا آیه‌اى در شأن عائشه و حفصه نازل شده است؟

پاسخ:
آیات نازل شده در شأن عائشه همسر رسول خدا را مى‌توان به چند دسته تقسیم کرد:
۱٫ آیاتى که به صورت اختصاصى در باره شخص عائشه نازل شده است؛
گروهى از اهل سنت مدعى هستند که آیه «افک» در باره عائشه نازل شده است و خداوند او را از تهمتى که صحابه به او زده بودند، تبرئه کرده است . و در این زمینه از خود عائشه روایتى جعلى نقل مى‌کنند که تنها آیه‌اى که در باره خاندان عائشه نازل شده است، آیه افک است؛ چنانچه محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود به نقل از عائشه مى‌نویسد:
ما أَنْزَلَ الله فِینَا شیئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِی.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۸۲۷، ح۴۵۵۰، کتاب التفسیر، بَاب «وَالَّذِی قال لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمَا…»، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫
البته ما این مطلب را قبول نداریم و اعتقاد داریم که آیه افک در باره یکى دیگر از همسران رسول خدا نازل شده است . پیش از این در مقاله مفصلى این مطلب را ثابت کرده‌ایم که دوستان عزیز مى‌توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:
http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1265

۲٫ آیاتى که در باره تمام همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله نازل شده و شامل عائشه نیز مى‌شود؛ از جمله آیه مشهور «امهات مومنین» که در مورد همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله نازل شده است . خداوند در سوره احزاب مى‌فرماید:
النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ. الأحزاب/۶٫
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند.
ما در باره این آیه و معناى «ام المؤمنین» و به خاطر اهمیت فراوان آن ، مقاله مستقلى تهیه کرده‌ایم که دوستان عزیز مى‌توانند به آدرس ذیل مراجعه فرمایند:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8434
البته آیات دیگرى نیز هست که احکام مخصوص همسران رسول خدا صلى الله علیه وآله را بیان مى‌کند که ان شاء الله در فرصت مناسب آن‌ها را نیز بررسى خواهیم کرد.
۳ . آیاتى که در باره عائشه و حفصه همسران رسول خدا (ص) نازل شده است ؛
مقاله‌اى که پیش رو دارید در باره آیاتى است که در باره حفصه و عائشه همسران رسول خدا (ص) نازل شده است.
طبق گفته مفسران و دانشمندان اهل سنت چندین آیه از قرآن کریم در شأن این دو همسر پیامبر (ص) نازل شده است که ما به صورت مختصر به تعدادى از آن‌ها اشاره و مدارک آن را ارائه خواهیم کرد :
۱٫ نزول آیه «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ…» در باره عائشه:

استهزاء و تمسخر دیگران، اخلاق زشتى است که خداوند صراحتا از آن نهى کرده است ؛ چنانچه در قرآن کریم مى‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‏. الحجرات/۱۱٫
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
معنای تمسخر:
بزرگان اهل سنت در باره معناى تمسخر و استهزا گفته‌اند :
ومعنى السخریه: الاستهانه والتحقیر والتنبیه على العیوب والنقائص على وجه یضحک منه وقد یکون ذلک بالمحاکاه فی الفعل والقول وقد یکون بالإشاره والإیماء وإذا کان بحضره المستهزأ به لم یسم ذلک غیبه وفیه معنى الغیبه.
معناى تمسخر؛ توهین، تحقیر و گوشزد کردن عیب‌ها و نقص‌هاى دیگران است؛ به صورتى که (با شنیدن آن) مى‌خندند؛ گاهى به صورت عملى و گاهى با اشاره انجام مى‌شود ، اگر در حضور شخص استهزاء شده باشد، غیبت محسوب نمى‌شود؛ ولى اگر در حضور او نباشد ، غیبت است
الغزالی، محمد بن محمد ابوحامد (متوفای۵۰۵هـ، إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص ۱۳۱ ، ناشر: دار االمعرفه – بیروت.
حکم تمسخر:
ابن کثیر دمشقى در باره معنا و حکم استهزاى دیگران مى‌گوید:
ینهى تعالى عن السخریه بالناس، وهو احتقارهم والاستهزاء بهم، کما ثبت فی الصحیح عن رسول الله صلى الله علیه وسلم أنه قال: “الکِبْر بطر الحق وغَمْص الناس” ویروى: “وغمط الناس” والمراد من ذلک: احتقارهم واستصغارهم، وهذا حرام، فإنه قد یکون المحتقر أعظم قدرا عند الله وأحب إلیه من الساخر منه المحتقر له.
خداوند از تمسخر مردم نهى کرده است ؛ و آن تحقیر و ریشخند کردن مردم است؛ چنانچه در صحیح (مسلم) از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «کبر، از بین برنده حق و تحقیر کردن وکوچک شمردن مردم است» و این کار ، حرام است؛ زیرا ممکن است که شخص تحقیر شده در پیشگاه خداوند مقام بالاترى داشته باشد و خداوند او را بیشتر از شخص تحقیر کننده و مسخره کننده دوست داشته باشد .
ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۲۱۳ ، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.
شأن نزول آیه :
مفسران اهل سنت قائل هستند که این آیه در باره عائشه که ام سلمه و یا زینب بنت خزیمه را مسخره کرده بود، نازل شده است .
مقاتل بن سلیمان ، متوفاى ۱۵۰، مفسر مشهور و قدیمى اهل سنت در این باره مى‌نویسد:
« وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ» نزلت فی عائشه بنت أبی بکر ، رضی الله عنهما ، استهزأت من قصر أم سلمه بنت أبی أمیه.
آیه : «ولا نساء …» در باره عائشه نازل شده است؛ در آن هنگام که ام سلمه را به خاطر کوتاه قد بودنش ریشخند کرد.
الأزدی البلخی، أبو الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر (متوفای۱۵۰هـ) ، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج ۳، ص ۲۶۲، تحقیق : أحمد فرید ، ناشر : دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۳م .
قرطبى متوفاى ۶۷۱ مفسر پرآوازه اهل سنت در این باره مى‌نویسد:
قال المفسرون : نزلت فی امرأتین من أزواج النبی صلى الله علیه وسلم سخرتا من أم سلمه وذلک أنها ربطت خصریها بسبیبه وهو ثوب أبیض ومثلها السب وسدلت طرفیها خلفها فکانت تجرها فقالت عائشه لحفصه رضی الله عنهما : انظری ما تجر خلفها کأنه لسان کلب فهذه کانت سخریتهما.
وقال أنس وبن زید : نزلت فی نساء النبی صلى الله علیه وسلم عیرن أم سلمه بالقصر وقیل : نزلت فی عائشه أشارت بیدها إلى أم سلمه یا نبی الله إنها لقصیره.
مفسران گفته اند: این آیه در شان دو تن از همسران رسول خدا (ص) که امّ‌سلمه را مسخره کرده بودند نازل شده است؛ چون او لباسى سفید پوشیده و دو طرف آن را پشت سرش رها کرده بود که هنگام راه رفتن کشیده مى‌شد، عائشه به حفصه گفت: ببین چه چیزى پشت سرش مى‌کشد که مانند زبان سگ است ! و این بود مسخره کردن آنان .
انس و ابن زید گفته اند: در باره همسران پیامبر خدا (ص) که امّ‌سلمه را به جهت کوتاهى قدش سرزنش کرده‌اند نازل شده است، و گفته شده است در باره عائشه است که با دستش به امّ‌سلمه اشاره کرد و گفت: اى فرستاده خدا بببین چقدر کوتاه قد است.
الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۳۲۶ ، ناشر: دار الشعب – القاهره.
شهاب الدین آلوسى متوفاى ۱۲۷۰براى اثبات این مطلب که مسخره دیگران هم براى مردان و هم براى زنان حرام است، به این روایات استناد کرده است:
والآیه على ما روی عن مقاتل نزلت فی قوم من بنی تمیم سخروا من بلال وسلمان وعمار وخباب وصهیب وابن نهیره وسالم مولى أبی حذیفه رضی الله تعالى عنهم ولا یضر فیه اشتمالها على نهی النساء عن السخریه کما لا یضراشتمالها علی نهی الرجال عنها فیما روی أن عائشه وحفصه رأتا أم سلمه ربطت حقویها بثوب أبیض وسدلت طرفه خلفها فقالت عائشه لحفصه تشیر إلى ما تجر خلفها : کأنه لسان کلب فنزلت وما روی عن عائشه أنها کانت تسخر من زینب بنت خزیمه الهلالیه وکانت قصیره .
این آیه بنابر نقل مقاتل (بن سلیمان) در باره قوم بنى تمیم نازل شده است که بلال، سلمان، عمار، خباب، صهیب، ابن نهیره و سالم مولى حذیفه را مسخره کرده بودند . نزول این آیه در باره این افراد مشخص، به شمول حکم به زنان که تمسخر کردن دیگران توسط آنان نیز حرام است، ضررى نمى‌زند؛ همان طورى که اگر شامل دیگر مردان نیز بشود، ضرر نمى‌زند؛ زیرا روایت شده است که عائشه و حفصه دیدند که ام سلمه کمرش را با پارچه سفید بسته است که یک طرف آن از پشتش آویزان شده بود، عائشه در حالى که به لباس آویزان شده ام سلمه اشاره مى‌کرد گفت: همانند زبان سگ است . پس این آیه نازل شد و نیز نقل شده است که عائشه، زینب بنت خزیمه هلالى را که قد کوتاهى داشت، ریشخند کرده بود .
الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج ۲۶، ص ۱۵۲ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
و زمخشرى، ادیب و مفسر بنام اهل سنت در ذیل این آیه مى‌نویسد:
وعن عائشه رضی الله عنها أنها کانت تسخر من زینب بنت خزیمه الهلالیه وکانت قصیره . وعن ابن عباس أن أمّ سلمه ربطت حقویها بسبنیّه وسدلت طرفها خلفها وکانت تجرّه ، فقالت عائشه لحفصه : انظری ما تجرّ خلفها کأنه لسان کلب . وعن أنس : عیرت نساء رسول الله صلى الله علیه وسلم أمّ سلمه بالقصر .
از عائشه نقل شده است که او زینب بنت خزیمه هلالیه را که قد کوتاهى داشته، مسخره کرده است و از ابن عباس نقل شده است که ام سلمه کمربندى از پارچه کتان به کمر خود بسته بود که یک طرف آن از پشتش آویزان شده بود و به زمین کشیده مى‌شود، عائشه به حفصه گفت: به آن چیزى که از پشت او کشیده مى‌شود نگاه کن که همانند زبان سگ آویزان شده است . از أنس نقل شد است که زنان رسول خدا (ص) ام سلمه را به خاطر کوتاه قد بودنش تمسخر کرده بودند.
الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمر جار الله، الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج ۴، ص ۳۷۳ ، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.
دیگر بزرگان اهل سنت نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند که ما به جهت اختصار فقط به ذکر آدرس کتاب‌هاى آن‌ها اکتفاء مى‌کنیم :
السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفای۳۶۷ هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، ج ۳، ص ۳۱۱ ، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر – بیروت؛
الثعلبی النیسابوری، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای۴۲۷هـ) الکشف والبیان، ج ۹، ص ۳۱۱ ، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعه وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ-۲۰۰۲م؛
ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۷، ص ۴۶۶ ، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۴هـ.
أبی حیان الأندلسی، محمد بن یوسف (متوفای۷۴۵هـ)، تفسیر البحر المحیط، ج ۸، ص ۱۶۵، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود – الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق ۱) د.زکریا عبد المجید النوقی ۲) د.أحمد النجولی الجمل، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ -۲۰۰۱م؛
النسفی، أبو البرکات عبد الله ابن أحمد بن محمود (متوفای۷۱۰هـ)، تفسیر النسفی، ج ۴، ص ۱۶۵ ، طبق برنامه الجامع الکبیر؛
النیسابوری، نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین المعروف بالنظام الأعرج (متوفای ۷۲۸ هـ)، تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، ج ۶، ص ۱۶۵ ، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۶هـ – ۱۹۹۶م؛
الثعالبی ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای۸۷۵هـ) ، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج ۹، ص ۱۶۵ ، ناشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت.
۲٫ نزول پنج آیه اول سوره تحریم در باره عائشه:

خداوند مهربان در قرآن کریم در سوره تحریم مى‌فرماید:
یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ لِمَ تحَُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکمُ‏ْ تحَِلَّهَ أَیْمَانِکُمْ وَاللَّهُ مَوْلَئکمُ‏ْ وَهُوَ الْعَلِیمُ الحَْکِیمُ . وَإِذْ أَسَرَّ النَّبىِ‏ُّ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنىِ‏َ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ. إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَجِبرِْیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَئکَهُ بَعْدَ ذَالِکَ ظَهِیرٌ. عَسىَ‏ رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیرًْا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَئبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَئحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکاَرًا.
اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى‏کنى؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولاى شماست و او دانا و حکیم است.
(به خاطر بیاورید) هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسى تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!».
اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.
امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‏کننده، زنانى غیر باکره و باکره!
شیعه و سنى اتفاق دارند که این آیات در باره عائشه و حفصه نازل شده است؛ چنانچه محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود مى‌نویسد:
حدثنی الْحَسَنُ بن مُحَمَّدِ بن صَبَّاحٍ حدثنا حَجَّاجٌ عن بن جُرَیْجٍ قال زَعَمَ عَطَاءٌ أَنَّهُ سمع عُبَیْدَ بن عُمَیْرٍ یقول: سمعت عَائِشَهَ رضی الله عنها أَنَّ النبی صلى الله علیه وسلم کان یَمْکُثُ عِنْدَ زَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ وَیَشْرَبُ عِنْدَهَا عَسَلًا فَتَوَاصَیْتُ أنا وَحَفْصَهُ أَنَّ أَیَّتَنَا دخل علیها النبی صلى الله علیه وسلم فَلْتَقُلْ إنی أَجِدُ مِنْکَ رِیحَ مَغَافِیرَ أَکَلْتَ مَغَافِیرَ .
فَدَخَلَ على إِحْدَاهُمَا فقالت له: ذلک. فقال: لَا بَلْ شَرِبْتُ عَسَلًا عِنْدَ زَیْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ وَلَنْ أَعُودَ له. فَنَزَلَتْ «یا أَیُّهَا النبی لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لک» إلى «إن تَتُوبَا إلى اللَّهِ» لِعَائِشَهَ وَحَفْصَهَ «وَإِذْ أَسَرَّ النبی إلى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ» لِقَوْلِهِ بَلْ شَرِبْتُ عَسَلًا.
عبید بن عمیر مى‌گوید: از عائشده شنیدم که گفت: رسول خدا (ص) پیش زینب بنت حجش مى‌ماند و (شربت) عسل مى‌نوشید، من و حفصه بایکدیگر قرار گذاشتیم که رسول خدا پیش هر کدام از ما که آمد به او بگوئیم : از تو بوى مغافیر به مشام ما مى‌رسد، آیا مغافیر خورده‌ای؟ رسول خدا پیش یکى از آن‌ها آمد و او همین را گفت. رسول خدا فرمود: نه بلکه در خانه زینب بنت جحش عسل خورده‌ام؛ ولى دیگر تکرار نمى‌کنم؛ پس این ایه نازل شد « یا ایها النبى …» .
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴۹۶۴، ح۴۹۶۶، کِتَاب الطَّلَاقِ، بَاب «لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لک»، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ هـ – ۱۹۸۷م.
معنای مغافیر:
مغافیر، صمغى بود که از درختى به نام «رمث» یا «عُرفط» تراوش مى‏کرد؛ هرچند که بسیار شیرین بود؛ ولى بوى نامناسب و کریهى داشت.
ابو منصور ازهرى در تهذیب اللغه مى‌نویسد:
المغافیر : صمغ یسیل من شجر العرفط حُلو ، غیر أن رائحته لیست بطیّبه.
مغافیر، صمغ شیرینى است که از درخت عرفط سرازیر؛ ولى بوى خوشى ندارد.
الأزهری، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفای: ۳۷۰هـ)، تهذیب اللغه، ج ۳، ص ۲۲۲، تحقیق: محمد عوض مرعب، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه: الأولى، ۲۰۰۱م.
و ابن حجر عسقلانى در شرح صحیح بخارى در باره معناى مغافیر مى‌نویسد:
والمغفور صمغ حلو له رائحه کریهه وذکر البخاری أن المغفور شبیه بالصمغ یکون فی الرمث بکسر الراء وسکون المیم بعدها مثلثه وهو من الشجر التی ترعاها الإبل وهو من الحمض وفی الصمغ المذکور حلاوه یقال اغفر الرمث إذا ظهر ذلک فیه .
مغفور صمغ شیرینى است که بوى بدى دارد، بخارى گفته: مغفور شبیه صمغ است که در در «رِمْث» یافت مى‌شود و آن درخى است که شتر از آن مى‌خورد و ترش است . در این صمغى شیرینى است که به آن «اغفر الرمث» در آن هنگام که بر (تنه) آن ظاهر مى‌شود، گفته مى‌شود .
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۹، ص ۳۷۷، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.
بخارى در روایت دیگر به نقل از خلیفه دوم مى‌نویسد که آن دو زنى که بر ضد رسول خدا همپیمان شده بودند، عائشه و حفصه بودند:
حدثنا عَلِیٌّ حدثنا سُفْیَانُ حدثنا یحیى بن سَعِیدٍ قال سمعت عُبَیْدَ بن حُنَیْنٍ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما یقول أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ فقلت یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ من الْمَرْأَتَانِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا على رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فما أَتْمَمْتُ کَلَامِی حتى قال عَائِشَهُ وَحَفْصَهُ.
از ابن عباس نقل شده است که مى‌گفت: مى‌خواستم از عمر سؤال کنم که اى امیرمؤمنان ! آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا (ص) هم‌پیمان شدند، چه کسانى بودند؟ سخنم را تمام نکرده بودم که عمر گفت: حفصه و عائشه بودند.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۸۶۸، ح۴۶۳۰، کِتَاب التفسیر ، بَاب: وَإِذْ أَسَرَّ النبی إلى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ هـ – ۱۹۸۷م.
و در جائى دیگر مى‌نویسد:
عَنْ عُبَیْدِ بْنِ حُنَیْن، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاس رضى الله عنهما یُحَدِّثُ أَنَّهُ قَالَ مَکَثْتُ سَنَهً أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ عَنْ آیَه، فَمَا أَسْتَطِیعُ أَنْ أَسْأَلَهُ هَیْبَهً لَهُ. حَتَّى خَرَجَ حَاجًّا فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَلَمَّا رَجَعْتُ وَکُنَّا بِبَعْضِ الطَّرِیقِ عَدَلَ إِلَى الأَرَاکِ لِحَاجَه لَهُ قَالَ: فَوَقَفْتُ لَهُ حَتَّى فَرَغَ سِرْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَنِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا عَلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم مِنْ أَزْوَاجِهِ فَقَالَ تِلْکَ حَفْصَهُ وَعَائِشَهُ. قَالَ فَقُلْتُ وَاللَّهِ إِنْ کُنْتُ لأُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ هَذَا مُنْذُ سَنَه، فَمَا أَسْتَطِیعُ هَیْبَهً لَکَ.
ابن عباس مى‌گوید: یک سال منتظر ماندم تا شاید بتوانم از عمر در باره یک آیه قرآن چیزى بپرسم؛ ولى نتوانستم؛ چون ترس از عمر اجازه نمى‌داد.
تا اینکه قصد سفر حج کرد، من نیز با او همراه شدم، هنگام بازگشت، در میان راه براى قضاى حاجت به طرف محل پر درختى رفت، من ایستادم تا او فارغ شد، به او ملحق شدم و گفتم:‌ اى امیر مؤمنان! آن دو زنى که از بین زنان رسول خدا براى مقابله با آن حضرت پشت به پشت هم دادند (هم پیمان شدند) چه کسانى بودند؟ عمر گفت:‌ آن دو حفصه و عائشه هستند.
گفتم: قسم به خدا یک سال است که مى‌خواستم این سؤال را از تو بپرسم؛ اما ترس از تو اجازه نمى‌داد.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۸۶۶، ح۴۶۲۹، کتاب التفسیر، بَاب تَبْتَغِی مرضات أَزْوَاجِکَ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ هـ – ۱۹۸۷م.
و باز در جاى دیگر نقل مى‌کند:
حدثنا سُلَیْمَانُ بن حَرْبٍ حدثنا حَمَّادُ بن زَیْدٍ عن یحیى بن سَعِیدٍ عن عُبَیْدِ بن حُنَیْنٍ عن بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما قال لَبِثْتُ سَنَهً وأنا أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ عن الْمَرْأَتَیْنِ اللَّتَیْنِ تَظَاهَرَتَا على النبی صلى الله علیه وسلم فَجَعَلْتُ أَهَابُهُ فَنَزَلَ یَوْمًا مَنْزِلًا فَدَخَلَ الْأَرَاکَ فلما خَرَجَ سَأَلْتُهُ فقال عَائِشَهُ وَحَفْصَهُ.
از ابن عباس نقل شده است که یکسال صبر کردم تا از عمر سال کنم که آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا همپیمان شده بودند، چه کسانى بودند؟ اما از ترس او نمى‌توانستم؛ تا این که روزى به منزلى رسیدیم و عمر وارد محل پُر درختى (براى قضاى حاجت) شد و هنگامى خارج شد سؤالم را مطرح کردم و او گفت: آن دو زن عائشه و حفصه بودند.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۱۹۷، ح۵۵۰۵، کِتَاب اللِّبَاسِ ، بَاب ما کان النبی صلى الله علیه وسلم یَتَجَوَّزُ من اللِّبَاسِ وَالْبُسْطِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ هـ – ۱۹۸۷م.
مسلم نیشابورى نیز همین روایت را در صحیح خود به صورت دیگرى نقل کرده است :
وحدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ وَزُهَیْرُ بن حَرْبٍ واللفظ لِأَبِی بَکْرٍ قالا حدثنا سُفْیَانُ بن عُیَیْنَهَ عن یحیى بن سَعِیدٍ سمع عُبَیْدَ بن حُنَیْنٍ وهو مولى الْعَبَّاسِ قال سمعت بن عَبَّاسٍ یقول کنت أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ عن الْمَرْأَتَیْنِ اللَّتَیْنِ تَظَاهَرَتَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَلَبِثْتُ سَنَهً ما أَجِدُ له مَوْضِعًا حتى صَحِبْتُهُ إلى مَکَّهَ فلما کان بِمَرِّ الظَّهْرَانِ ذَهَبَ یقضى حَاجَتَهُ فقال أَدْرِکْنِی بِإِدَاوَهٍ من مَاءٍ فَأَتَیْتُهُ بها فلما قَضَى حَاجَتَهُ وَرَجَعَ ذَهَبْتُ أَصُبُّ علیه وَذَکَرْتُ فقلت له یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ من الْمَرْأَتَانِ فما قَضَیْتُ کَلَامِی حتى قال عَائِشَهُ وَحَفْصَهُ.
از ابن عباس نقل شده است که مى‌گفت: مى‌خواستم از عمر سؤال کنم که آن دو زنى که بر ضدّ رسول خدا همپیمان شده بودند، چه کسانى بودند؛ یکسال صبر کردم و مکان مناسبى پیدا نمى‌شد؛ تا این که در مسافرت مکه همراه او شدم، وقتى به منطقه مر الظهران رسیدیم، عمر براى قضاى حاجت رفت؛ سپس گفت: برایم آب بیاور و من براى او آب بردم، وقتى کارش تمام شد و برگشت پیش او رفتم و سؤالم را مطرح کردم ، سخنم به پایان نرسیده بود که عمر گفت: آن دو زن عائشه و حفصه بودند.
النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۱۱۰، ح۱۴۷۹، کِتَاب الطَّلَاقِ، بَاب فی الْإِیلَاءِ وَاعْتِزَالِ النِّسَاءِ وَتَخْیِیرِهِنَّ وَقَوْلِهِ تَعَالَى وَإِنْ تَظَاهَرَا علیه، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
طبرى در تفسیر این آیات مى‌نویسد:
عن بن عباس قوله «یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ لِمَ تحَُرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ» إلى قوله « وَهُوَ الْعَلِیمُ الحَْکِیمُ» قال کانت حفصه وعائشه متحابتین وکانتا زوجتی النبی صلى الله علیه وسلم فذهبت حفصه إلى أبیها فتحدثت عنده فأرسل النبی صلى الله علیه وسلم إلى جاریته فظلت معه فی بیت حفصه وکان الیوم الذی یأتی فیه عائشه فرجعت حفصه فوجدتهما فی بیتها فجعلت تنتظر خروجها وغارت غیره شدیده فأخرج رسول الله صلى الله علیه وسلم جاریته ودخلت حفصه فقالت قد رأیت من کان عندک والله لقد سؤتنی فقال النبی صلى الله علیه وسلم والله لأرضینک فإنی مسر إلیک سرا فاحفظیه قالت ما هو قال إنی أشهدک أن سریتی هذه علی حرام رضا لک.
وکانت حفصه وعائشه تظاهران على نساء النبی صلى الله علیه وسلم فانطلقت حفصه إلى عائشه فأسرت إلیها أن أبشری إن النبی صلى الله علیه وسلم قد حرم علیه فتاته فلما أخبرت بسر النبی صلى الله علیه وسلم أظهر الله عز وجل النبی صلى الله علیه وسلم فأنزل الله على رسوله لما تظاهرتا علیه یا أیها النبی لم تحرم ماأحل الله لک تبتغی مرضاه أزواجک إلى قوله وهو العلیم الحکیم.
از ابن عباس در تفسیر این آیه «یا ایها النبى …» نقل شده است که گفت: عائشه و حفصه یکدیگر را دوست مى‌داشتند و هر دو همسر رسول خدا بودند . حفصه پیش پدرش رفته تا با او سخن بگوید، در این زمان رسول خدا یکى از کنیزان خود را خواست و با او در خانه حفصه ماندند و آن روزى بود که عائشه (پیش رسول خدا) مى‌آمد. حفصه وقتى برگشت رسول خدا و آن کنیز را در خانه خود یافت، منتظر خروج آن‌ها ماند و حسادت او به شدت به جوش آمد، وقتى رسول خدا کنیزش را فرستاد، حفصه وارد شد و گفت: من آن کسى را که نزد تو بودم دیدم، به خدا قسم که مرا ناراحت کردی، رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: به خدا سوگند که تو را راضى خواهم کرد، من رازى با تو در میان مى‌گذارم، آن را حفظ کن، حفصه گفت: آن راز چیست؟ فرمود: من پیش تو شهادت مى‌دهم که به خاطر رضایت تو همخوابى با او بر من حرام باشد.
حفصه و عائشه که علیه زنان رسول خدا همدست بودند، پس حفصه پیش عائشه رفت و راز را با او در میان گذاشت و گفت: بشارت باد که رسول خدا همخوابى با کنیزان را بر خود حرام کرد. وقتى راز رسول خدا را فاش کرد، خداوند رسولش را از این قضیه آگاه کرد و هنگامى که آن دو بر ضدّ رسول خدا همدست شدند، خداوند این آیه را نازل کرد که اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى‏کنى؟! … .
الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای ۳۱۰هـ)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج ۲۸، ص ۲۱۹۷ ، ناشر: دار الفکر، بیروت – ۱۴۰۵هـ
قرطبى، مفسر مشهور اهل سنت در تفسیر این آیات مى‌نویسد:
قوله تعالى : « إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ» یعنی حفصه وعائشه حثهما على التوبه على ما کان منهما من المیل إلى خلاف محبه رسول الله (ص) «فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا» أی زاغت ومالت عن الحق وهو أنهما أحبتا ما کره النبی …
قوله تعالى: « وَإِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ» أی تتظاهرا وتتعاونا على النبی صلى الله علیه وسلم بالمعصیه والایذاء.
این سخن خداوند « اگر آن دو توبه کنند به سوى خداوند» یعنى حفصه و عائشه که خداوند آن را براى توبه تحریک مى‌کند؛ چرا که آن‌ها بر انجام چیزى که رسول خدا صلى الله علیه وآله آن‌ها را دوست نداشت تمایل پیدا کردند . فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا ؛ یعنى آن‌ها از حق منحرف شده و چیزى را دوست داشتند که رسول خدا آن را دوست نداشت … .
معنى این فرمایش خداوند: ( وإن تظاهرا علیه ) این است که اگر شما دو نفر به کمک یکدیگر پیامبر را با نا فرمانى واذیت وآزار مورد بى مهرى قرار دهید.
الأنصاری القرطبی، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۸، ص ۱۸۹، ذیل آیه، ناشر: دار الشعب – القاهره.
رسول خدا (ص) یکماه با عائشه و حفصه قهر کرد:
قرطبى در جاى دیگر در باره نهایت مدت قهر کردن تصریح مى‌کند که رسول خدا صلى الله علیه وآله، به خاطر همپیمان شدن عائشه و حفصه علیه آن حضرت ، یک ماه با آن دو قهر بوده است :
وهذا الهجر غایته عند العلماء شهر کما فعل النبی صلى الله علیه وسلم حین أسر إلى حفصه فأفشته إلى عائشه وتظاهرتا علیه.
نهایت قهر کردن با دیگران از دیدگاه علما یک ماه است؛ چنانچه رسول خدا در هنگامى حفصه راز آن حضرت را پیش عائشه فاش کرد و آن‌ها علیه رسول خدا همپیمان شدند، این چنین کرد.
الأنصاری القرطبی، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱، الجامع لأحکام القرآن، ج ۵، ص ۱۷۲، ناشر: دار الشعب – القاهره.
تشبیه عائشه و حفصه به زنان نوح و لوط
بسیارى از مفسران اهل سنت در ذیل آیه ، عائشه و حفصه را با زنان نوح و لوط مقایسه و تشبیه کرده‌اند که ما در این جا به گفته یکى از آن‌ها اشاره مى‌کنیم ؛ هر چند که در بررسى آیه بعدى گفتارهاى دیگرى نیز نقل خواهد شد .
سمرقندى از مفسران شهیر اهل سنت در تفسیر بحر العلوم مى‌نویسد:
ثم قال « وَإِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ» یعنی تعاونا على أذاه ومعصیته فیکون مثلکما کمثل امرأه نوح وامرأه لوط تعملان عملا تؤذیان بذلک رسول الله صلى الله علیه وسلم.
( وإن تظاهرا علیه ) یعنى با کمک همدیگر رسول خدا را اذیت یا نافرمانى کنید، که در این صورت داستان شما همانند داستان همسر نوح و لوط خواهد بود که با اعمالشان پیامبر خدا را اذیت مى‌کردند.
السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد أبو اللیث (متوفای۳۶۷ هـ)، تفسیر السمرقندی المسمى بحر العلوم، ج ۳، ص ۴۴۶، ذیل آیه، تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفکر – بیروت.
آزار و اذیت رسول خدا توسط عائشه و حفصه:
مسلم نیشابورى به نقل از عمر بن الخطاب مى‌نویسد که عائشه و حفصه با همپیمانى خود بر ضدّ رسول خدا صلى الله علیه وآله آن حضرت را اذیت کرده بودند:
فَدَخَلْتُ عَلَى عَائِشَهَ فَقُلْتُ یَا بِنْتَ أَبِی بَکْر أَقَدْ بَلَغَ مِنْ شَأْنِکِ أَنْ تُؤْذِی رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَقَالَتْ مَا لِی وَمَا لَکَ یَا ابْنَ الْخَطَّابِ عَلَیْکَ بِعَیْبَتِکَ. قَالَ فَدَخَلْتُ عَلَى حَفْصَهَ بِنْتِ عُمَرَ فَقُلْتُ لَهَا یَا حَفْصَهُ أَقَدْ بَلَغَ مِنْ شَأْنِکِ أَنْ تُؤْذِی رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم لاَ یُحِبُّکِ. وَلَوْلاَ أَنَا لَطَلَّقَکِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم.
نزد عائشه رفتم، گفتم: اى دختر ابوبکر کارت به آن‌جا رسیده است که رسول خدا را اذیت مى‌کنى؟! گفت: اى پسر خطاب! تو با من چه کار داری؟ به فکر مشکلات دختر خودت باش! سپس نزد حفصه رفتم و گفتم: چرا پیامبر خدا را اذیت مى‌کنى؟ به خدا سوگند خودت مى‌دانى که رسول خدا (ص) تو را دوست ندارد و اگر من نبودم تو را طلاق مى‌داد.
النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۱۰۵، ح۱۴۷۹، کتاب الطلاق، باب فِی الإِیلاَءِ وَاعْتِزَالِ النِّسَاءِ وَتَخْیِیرِهِنَّ وَقَوْلِهِ تَعَالَى ( وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیْهِ )، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
با توجه به حرمت قطعى آزار و اذیت رسول خدا، حال سؤال ما از علما و دانشمندان اهل سنت این است که جواب شما از این روایات چیست؟
آیا این اذیت و آزارى که توسط عائشه و حفصه انجام شد مصداق این آیه از قرآن کریم نیست که خداوند مى‌فرماید:
إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا. الأحزاب/۵۷٫
آنها که خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.
امیدواریم که علماى اهل سنت جواب صریح و قانع کننده‌اى از این روایات داشته باشند.
۳٫ نزول آیه « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً…» در باره عایشه و حفصه:
خداوند کریم در ادامه سوره تحریم مى‌فرماید:
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَهَ نُوحٍ وَامْرَأَهَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ. التحریم/۱۰٫
خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مى‏شوند!».
بسیارى از مفسران اهل سنت تصریح کرده‌اند که این آیه نیز در باره عائشه و حفصه نازل شده است .
قرطبى در تفسیر این آیه مى‌نویسد:
قوله «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا» مثل ضربه الله یحذر به عائشه وحفصه فی المخالفه حین تظاهرتا على رسول الله.
این سخن خداوند «ضرب الله…» مثلى است که خداوند به منظور ترساندن عائشه و حفصه نازل کرده است ؛ در آن هنگام که مخالفت کردند و علیه رسو ل خدا همپیمان شدند .
الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۸، ص ۲۰۲ ، ناشر: دار الشعب – القاهره.
و ابن القیم الجوزیه، شاگرد شخیص ابن تیمیه و ناشر افکار او، بعد از نقل این روایت مى‌گوید:
ثُمَّ فی هذه الْأَمْثَالِ من الْأَسْرَارِ الْبَدِیعَهِ ما یُنَاسِبُ سِیَاقَ السُّورَهِ فَإِنَّهَا سِیقَتْ فی ذِکْرِ أَزْوَاجِ النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم وَالتَّحْذِیرِ من تَظَاهُرِهِنَّ علیه وَأَنَّهُنَّ إنْ لم یُطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُرِدْنَ الدَّارَ الْآخِرَهَ لم یَنْفَعْهُنَّ اتِّصَالُهُنَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم کما لم یَنْفَعْ امْرَأَه نُوحٍ وَلُوط اتِّصَالهمَا بِهِمَا وَلِهَذَا إنَّمَا ضَرْب فی هذه السُّورَهِ مَثَلَ اتِّصَالَ النِّکَاحِ دُونَ الْقَرَابَهِ.
قال یحیى بن سَلَّامٍ ضَرَبَ اللَّهُ الْمَثَلَ الْأَوَّلَ یُحَذِّرُ عَائِشَهَ وَحَفْصَهَ ثُمَّ ضَرَبَ لَهُمَا الْمَثَلَ الثَّانِیَ یُحَرِّضُهُمَا على التَّمَسُّکِ بِالطَّاعَهِ.
در این مثال‌ها اسرار عالى نهفته است که با سیاق آیه تناسب دارد؛ زیرا در باره همسران پیامبر و بر حذر داشتن آنان از نافرمانى آن حضرت نازل شده است که اگر از خدا و رسول اطاعت نکنند و در عین حال مشتاق سعادت اخروى باشند، پیوند با رسول خدا (ص‌) نفعى براى آنان نخواهد داشت؛ همانگونه که ازدواج با نوح و لوط براى همسران آنان فایده‌اى نداشت و به همین جهت هم در این سوره از رابطه سببى یعنى ازدواج مثال آورد نه نسبى مثل فرزند و غیره.
یحیى بن سلام گفته است: خداوند در مثال اول عائشه و حفصه را بر حذر داشته و در مثل دوم آن دو را به پیروى و اطاعت از رسول خدا (ص) ترغیب فرموده است.
الزرعی الدمشقی، محمد بن أبی بکر أیوب (معروف به ابن قیم الجوزیه)، إعلام الموقعین عن رب العالمین، ج ۱، ص ۱۸۹، تحقیق: طه عبد الرؤوف سعد، ناشر: دار الجیل – بیروت – ۱۹۷۳؛
الزرعی الدمشقی، محمد بن أبی بکر أیوب (معروف به ابن قیم الجوزیه)، الأمثال فی القرآن الکریم، ج ۱، ص ۵۷، تحقیق: إبراهیم محمد، ناشر: مکتبه الصحابه – طنطا – مصر – ۱۴۰۶، الطبعه: الأولى.
علامه محمد بن على شوکانى نیز مى‌نویسد:
وما أحسن من قال فإن ذکر امرأتی النبیین بعد ذکر قصتهما ومظاهرتهما على رسول الله صلى الله علیه وإله وسلم یرشد أقم إرشاد ویلوح أبلغ تلویح إلى ان المراد تخویفهما مع سائر أمهات المؤمنین وبیان أنهما وإن کانتا تحت عصمه خیر خلق الله وخاتم رسله فإن ذلک لا یغنی عنهما من الله شیئا… .
و چه نیکو سخنى گفته است آنکه گفت: یاد آورى داستان دو نفر (عائشه و حفصه) از همسران پیامبر و حرکت آن دو بر ضد رسول خدا (ص)، محکمترین پیام و ارشاد را همراه دارد، که به آن دو نفر و دیگر همسران رسول خدا (ص) اعلام مى‌دارد که همسر خاتم پیامبران بودن سبب نجات آنان نخواهد بود.
الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای۱۲۵۵هـ)، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه والدرایه من علم التفسیر، ج ۵، ص ۲۵۶، ناشر: دار الفکر – بیروت.
فیروزآبادى، مفسر، ادیب و لغت شناس مشهور اهل سنت در کتاب تفسیر ابن عباس مى‌نویسد:
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً … .
ثم خوّف عائشه وحفصه لإیذائهما النبى صلى الله علیه وسلم بامرأه نوح وامرأه لوط فقال «ضَرَبَ اللَّهُ» بین الله «مثلا» صفه «لِلَّذینَ کَفَرُوا» بالمرأتین الکافرتین « امْرَأَهَ نُوحٍ» واهله « وَامْرَأَهَ لُوطٍ» واعله « کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ» مرسلین « فَخانَتاهُما»… .
سپس خداوند عائشه و حفصه به خاطر اذیت کردن رسول خدا مى‌ترساند و سرنوشت زن نوح و لوط را براى آن‌ها مثال مى‌زند و … .
الفیروز آبادی ، أبو طاهر الشیخ مجد الدین محمد بن یعقوب بن محمد بن إبراهیم بن عمر (متوفای۸۱۷ هـ)، تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ج ۱، ص ۴۷۸ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان.
فخرالدین رازى، تفسیر پرداز شهیر اهل سنت، در کتاب المحصول خود مى‌نویسد که عثمان بن عفان نیز اعتقاد داشته است که این آیه در باره عائشه و حفصه نازل شده است :
الحکایه الثانیه:
أن عثمان رضی الله عنه أخر عن عائشه رضی الله عنها بعض أرزاقها فغضبت ثم قالت یا عثمان أکلت أمانتک وضیعت الرعیه وسلطت علیهم الأشرار من أهل بیتک والله لولا الصلوات الخمس لمشى إلیک أقوام ذوو بصائر یذبحونک کما یذبح الجمل
فقال عثمان رضی الله عنه ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح وامرأه لوط الآیه فکانت عائشه رضی الله عنها تحرض علیه جهدها وطاقتها وتقول أیها الناس هذا قمیص رسول الله صلى الله علیه وسلم لم یبل وقد بلیت سنته اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا.
عثمان در ارسال بعضى از ما سهم بیت المال عائشه تاخیر کرد ؛ به همین جهت عائشه ناراحت شد وبه عثمان گفت: آنچه نزد تو به امانت بود خوردی، امت را تحقیر کردی، افراد بد خاندانت را بر آنان مسلط کردی، به خدا سوگند! اگر نمازهاى پنجگانه نبود گروه‌هایى از مردم آگاه بر تو هجوم مى‌آوردند و تو را همانند شتر ذبح مى‌کردند.
عثمان به آیه‌اى از قرآن که در آن از دو تن از همسران پیامبران یعنى همسر نوح و لوط به بدى یاد شده است استشهاد مى‌کند: خدا براى افرادى که کفر ورزیده اند، زن نوح وزن لوط را مثل آورده است.
به همین سبب بود که عائشه با تمام توان وقدرتش مردم را علیه عثمان تحریک مى‌کرد و مى‌گفت: اى مردم این پیراهن رسول خدا (ص) است که هنوز کهنه نشده است؛ ولى سنت او را از بین بردند، بکشید نعثل را (اسم مردى از یهودیان مصر که ریش بلندى داشت وبه حماقت معروف بود)، خدا او را بکشد.
الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، المحصول فی علم الأصول ، ج ۴، ص ۴۹۲، تحقیق : طه جابر فیاض العلوانی ، ناشر : جامعه الإمام محمد بن سعود الإسلامیه – الریاض ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۰۰هـ.
دیگر مفسران اهل سنت نیز تصریح کرده‌اند که این آیه در باره عائشه و حفصه نازل شده است که ما به نام و آدرس کتاب برخى از آن‌ها اشاره مى‌کنیم :
ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۸، ص ۳۱۴، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۴هـ؛
الأزدی البلخی، أبو الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر (متوفای۱۵۰هـ) ، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج ۳، ص ۳۷۹ ، تحقیق : أحمد فرید ، ناشر : دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت ، الطبعه : الأولى ، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۳م؛
ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفای بعد ۸۸۰ هـ)، اللباب فی علوم الکتاب، ج ۱۹، ص ۳۵۱ ، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۹ هـ ـ ۱۹۹۸م؛
الثعالبی ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای۸۷۵هـ) ، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج ۹، ص ۳۵۱ ، ناشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت؛
الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای۱۲۵۵هـ)، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه والدرایه من علم التفسیر، ج ۵، ص ۲۵۵ ، ناشر: دار الفکر – بیروت؛
القنوجی البخاری، أبو الطیب السید محمد صدیق خان بن السید حسن خان (متوفای۱۳۰۷هـ)، حسن الأسوه بما ثبت من الله ورسوله فی النسوه، ج ۱، ص ۲۴۲ ، تحقیق: الدکتور- مصطفی الخن/ ومحی الدین ستو ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الخامسه، ۱۴۰۶هـ/ ۱۹۸۵م.

منبع: www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط