صفحه اصلی » پرسش و پاسخ » متفرقه » آیا حضرت خدیجه (س) قبل از پیامبر(ص) با فرد دیگرى ازدواج کرده بود؟
منتشر شده در ۲۴ دی ۱۳۹۳ | دسته : متفرقه

آیا حضرت خدیجه (س) قبل از پیامبر(ص) با فرد دیگرى ازدواج کرده بود؟

پاسخ:
خدیجه برترین همسر
حضرت خدیجه کبرى سلام الله علیها، برترین همسر رسول خدا صلى الله علیه وآله و یکى از چهار زن برتر بهشتى است. او نخستین کسى است که به رسول خدا ایمان آورد و تمام اموال و دارائى‌هاى خود را در راه پیشرفت اسلام هدیه کرد.
در باره مقام آن حضرت همین بس که خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصرى بهشتى به او داده است.
علامه مجلسى رضوان الله تعالى علیه در این باره مى‌نویسد:
عَنْ زُرَارَهَ وَحُمْرَانَ وَمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) قَالَ لِی لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی حِینَ رَجَعْتُ وَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ لَکَ مِنْ حَاجَهٍ قَالَ حَاجَتِی أَنْ تَقْرَأَ عَلَى خَدِیجَهَ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّی السَّلَامَ
وَحَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِکَ أَنَّهَا قَالَتْ حِینَ لَقَّاهَا نَبِیُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِی قَالَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ وَعَلَى جَبْرَئِیلَ السَّلَامُ.
امام باقر علیه السلام از ابوسعید خدرى نقل مى کند: رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتى که باز مى گشتم به جبرئیل گفتم: آیا خواسته اى از من داری؟ گفت: درخواست من این است که سلام خدا و مرا به خدیجه برسانى، رسول خدا وقتى که پیام جبرئیل را به خدیجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداى بزرگ مصدر سلامتى است و همه سلامتیها از او است و تمام سلامتیها به او باز مى گردد، و بر جبرئیل درود و سلام.
المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۷، باب ۵ – تزوجه ص بخدیجه رضی الله عنها، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م.
محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
۳۶۰۹ حدثنا قُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ حدثنا محمد بن فُضَیْلٍ عن عُمَارَهَ عن أبی زُرْعَهَ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال أتى جِبْرِیلُ النبی صلى الله علیه وسلم فقال یا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِیجَهُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فیه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِیَ أَتَتْکَ فَاقْرَأْ علیها السَّلَامَ من رَبِّهَا وَمِنِّی وَبَشِّرْهَا بِبَیْتٍ فی الْجَنَّهِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فیه ولا نَصَبَ.
جبرئیل خدمت رسول خدا آمد و عرض کرد: اى رسول خدا ! این خدیجه است که آمده و ظرفى با خود دارد که در آن، گوشت یا غذا یا نوشیدنى است (شک از راوى است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نیز از سوى من به او سلام برسان و او را به خانه‏اى در بهشت از درّ و یاقوت و طلا که از هر هیاهو و رنجى ایمن است بشارت بده.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۹ و ج ۶ ص ۲۷۲۳، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫
خدیجه، یکی از بهترین زنان بهشتی
محمد بن اسماعیل بخارى در روایت دیگرى نقل مى‌کند که حضرت خدیجه سلام الله علیها و حضرت مریم سلام الله علیها برترین زنان بهشتى هستند:
۳۲۴۹ حدثنی أَحْمَدُ بن أبی رَجَاءٍ حدثنا النَّضْرُ عن هِشَامٍ قال أخبرنی أبی قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن جَعْفَرٍ قال سمعت عَلِیًّا رضی الله عنه یقول سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول خَیْرُ نِسَائِهَا مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرَانَ وَخَیْرُ نِسَائِهَا خَدِیجَهُ.
عبد الله بن جعفر از على (علیه السلام) نقل مى کند که فرمود: از رسول خدا شنیدم که مى فرمود: بهترین بانوان بهشت مریم دختر عمران و خدیجه است.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۳۲۴۸، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫
آرى، موقعیت حضرت خدیجه را هیچ یک از همسران رسول خدا نداشتند؛ زیرا رسول خدا صلى الله علیه وآله همواره به یاد خدیجه بود و از او به نیکى یاد مى‌کرد، همین مسأله سبب شده بود که حسادت‌هاى زنانه برخى از همسران آن حضرت برانگیخته شده و به رسول خدا اعتراض نمایند که چرا این همه از خدیجه یاد مى‌کند.
اعتراف عائشه به برتری حضرت خدیجه:
بخارى به نقل از عائشه مى‌نویسد:
۳۶۰۵ حدثنا سَعِیدُ بن عُفَیْرٍ حدثنا اللَّیْثُ قال کَتَبَ إلی هِشَامٌ عن أبیه عن عَائِشَهَ رضی الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَهٍ لِلنَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم ما غِرْتُ على خَدِیجَهَ هَلَکَتْ قبل أَنْ یَتَزَوَّجَنِی لِمَا کنت أَسْمَعُهُ یَذْکُرُهَا وَأَمَرَهُ الله أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ من قَصَبٍ وَإِنْ کان لَیَذْبَحُ الشَّاهَ فَیُهْدِی فی خَلَائِلِهَا منها ما یَسَعُهُنَّ.
عایشه مى گوید: بر هیچ زنى آن قدر حسد نورزیدم که بر خدیجه حسد ورزیدم، او را درک نکردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنیا رفته بود، ولى حسدم به این سبب بود که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) او را بیشتر یاد مى‏کرد و خداوند او را به خانه اى بهشتى از طلا و درّ و یاقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندى را ذبح مى‏نمود براى دوستان خدیجه هدیه مى‏فرستاد.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۸، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫
در روایت دیگر نقل مى‌کند:
۳۶۱۰ وقال إِسْمَاعِیلُ بن خَلِیلٍ أخبرنا عَلِیُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبیه عن عَائِشَهَ رضی الله عنها قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَهُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أُخْتُ خَدِیجَهَ على رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِیجَهَ فَارْتَاعَ لِذَلِکَ فقال اللهم هَالَهَ قالت فَغِرْتُ فقلت ما تَذْکُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَیْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَیْنِ هَلَکَتْ فی الدَّهْرِ قد أَبْدَلَکَ الله خَیْرًا منها
عائشه مى گوید: هاله خواهر خدیجه اجازه شرفیابى به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بیاد خدیجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدایا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پیر زنى از پیر زنان قریش که دندانهایش افتاده بود یاد مى کند، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۳ ص ۱۳۸۹، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫
احمد بن حنبل به نقل از عائشه مى‌نویسد:
۲۴۹۰۸ حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا علی بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبی عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَهَ قالت کان النبی صلى الله علیه وسلم إذا ذَکَرَ خَدِیجَهَ أَثْنَى علیها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ یَوْماً فقلت ما أَکْثَرَ ما تَذْکُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَکَ الله عز وجل بها خَیْراً منها قال ما أبدلنی الله عز وجل خَیْراً منها قد آمَنَتْ بی إِذْ کَفَرَ بی الناس وصدقتنی إِذْ کذبنی الناس وواستنی بما لها إذا حرمنی الناس ورزقنی الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمنی أَوْلاَدَ النِّسَاءِ
هر گاه رسول خدا یادى از خدیجه مى کرد بهترین ستایشها را از وى مى کرد، یک روز ناراحت شدم و گفتم: چقدر از یک زن بى دندان یاد مى کنى خدا بهتر از او را به تو داده است؟ فرمود: خداوند بهتر از او نصیبم نفرموده است، وقتى که همه مردم از من رویگردان بودند او به من ایمان آورد، و تصدیقم کرد وقتى که دیگران مرا تکذیب کردند، مال و ثروتش را در اختیارم گذاشت وقتى که دیگران محرومم کردند، خداوند از او به من فرزندى داد وقتى که از دیگر زنان محروم بودم.
الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۶ ص ۱۱۷، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۱ ص ۲۳۸، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.
هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:
رواه أحمد وإسناده حسن.
الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹ ص ۲۲۴، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.
براى تحقیق بیشتر در باره حسادت‌هاى عائشه به آدرس ذیل مراجعه کنید:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8526
بنابراین در مقام و منزلت حضرت خدیجه سلام الله علیها جاى هیچ تردیدى باقى نمى‌ماند؛ اما از آن جایى که اهل سنت دوست دارند عائشه را برترین همسر رسول خدا معرفى نمایند، و لذا سعى در فضیلت‌تراشى براى او دارند و تنها چیزى که یافته‌اند، این بود که مدعى شدند عائشه تنها همسر باکره رسول خدا بوده و دیگر همسران رسول خدا از جمله حضرت خدیجه قبل از آن حضرت همسر داشته‌‌اند؛ در حالى که این مطلب با واقعیت‌هاى تاریخى سازگارى ندارد، زیرا بر اساس نقل، عائشه هم قبل از رسول خدا همسر دیگرى داشته است.
آیا عائشه قبل از رسول خدا (ص) ازدواج کرده بود؟
ابن سعد در الطبقات الکبرى مى‌نویسد:
عن عبد الله بن أبی ملکیه قال خطب رسول الله صلی الله علیه وسلم عائشه بنت أبی بکر الصدیق فقال إنی کنت أعطیتها مطعما لابنه جبیر فدعنی حتی أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلی الله علیه وسلم.
عبد الله بن أبى ملیکه مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه _ وآله _ وسلم از عایشه دختر ابوبکر خواستگارى کرد، ابو بکر گفت: من عایشه را به جبیر بن مطعم داده‌ام، اجازه بده تا آن‌ها را منصرف کنم. ابوبکر آن‌ها را منصرف کرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج کرد.
الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى۲۳۰هـ)، الطبقات الکبرى، ج ۸ ص ۵۹، ناشر: دار صادر – بیروت؛
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۸ ص ۱۷، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م.
بنابراین، عائشه نیز قبل از رسول خدا صلى الله علیه وآله همسر شخص دیگرى به نام جبیر بن مطعم بوده است.
آیا حضرت خدیجه ثیّبه (غیر باکره) بود؟
بحث اصلى ما در این باره است که آیا حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از رسول خدا ازدواج کرده بود یا خیر؟.
پاسخ این سؤال در آثار و کتب بزرگان و اندیشمندان شیعى به فراوانى وجود دارد که با احترام به همه بزرگان و رعایت اختصار به بخشى از پاسخ و توضیح اکتفا و اشاره مى کنیم:
برخى گفته اند: رسول خدا همسر باکره اى غیر از عائشه نداشته است و در باره خدیجه گفته اند: وى قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهاى عتیق بن عبد الله مخزومى و ابوهاله تمیمى ازدواج کرده بود و فرزندانى از آنان نیز داشته است.
این سخن به اعتقاد برخى از بزرگان شیعه قابل قبول نیست؛ زیرا بخش زیادى از این قبیل سخنان را طراحان سیاست با هدف زدودن هاله قداست و پاکى از رحم بانوئى که ظرف وجود کوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته‌اند و لذا دقت در این موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاریخى و حدیثى شک و شبهه را از بین مى برد.
ابو القاسم اسماعیل بن محمد اصفهانى از دانشمندان اهل سنت تصریح مى‌کند که حضرت خدیجه سلام الله علیها، باکره بوده است.
وکانت خدیجه امرأه باکره ذات شرف ومال کثیر وتجاره تبعث بها إلى الشام فتکون عیرها کعامه عیر قریش.
حضرت خدیجه، زنى باکره، داراى اعتبار و مال بسیارى بود، کاروان تجارى‌اش را به سوى شام مى‌فرستاد و کاروان او به اندازه تمام کاروان قریش بود.
الأصبهانی، أبو القاسم اسماعیل بن محمد بن الفضل التیمی (متوفاى۵۳۵هـ)،دلائل النبوه، ج ۱ ص ۱۷۸، تحقیق: محمد محمد الحداد، ناشر: دار طیبه – الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۹هـ.
ابوالقاسم کوفى از علماى شیعه، در این باره استدلال جالبى کرده است که توجه خوانندگان عزیر را به آن جلب مى‌کنیم. وى در کتاب الإستغاثه مى‌نویسد:
أن الإجماع من الخاص والعام من أهل الأنال ونقله الأخبار على أنه لم یبق من أشراف قریش ومن ساداتهم وذوی النجده منهم إلا من خطب خدیجه ورام تزویجها فامتنعت على جمیعهم من ذلک فلما تزوجها رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم غضب علیها نساء قریش وهجرنها وقلن لها خطبک أشراف قریش وأمراؤهم فلم تتزوجی أحدا منهم وتزوجت محمدا یتیم أبی طالب فقیرا لا مال له، فکیف یجوز فی نظر أهل الفهم أن تکون خدیجه یتزوجها أعرابی من تمیم وتمتنع من سادات قریش وأشرافها على ما وصفناه، ألا یعلم ذو التمیز والنظر أنه من أبین المحال وأفظع المقال، ولما وجب هذا عند ذوی التحصیل ثبت أن خدیجه لم تتزوج غیر رسول الله (ص).
مورخان و محدثان شیعه و سنى بر این مطلب اتفاق دارند که کسى از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قریش باقى نماند؛‌ مگر این که از حضرت خدیجه خواستگارى کرد و ازدواج با ایشان را آرزو مى‌کرد؛ اما خدیجه کبرى دست رد بر سینه همه آن‌ها زد؛ ولى وقتى رسول خدا صلی الله علیه وآله با او ازدواج کرد، تمام زنان قریش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وى را ترک کردند و گفتند: تو پیشنهاد سران قریش را رد کردى و تن به همسرى کسى دادى که فقیر است و مال و ثروتى ندارد؟!
با این حال چگونه اهل‏فهم مى‏توانند بپذیرند که حضرت خدیجه با یک اعرابى از قبیله بنى تمیم ازدواج کرده باشد؛ اما خواستگارى بزرگان قریش را نپذیرفته باشد؟
آیا صاحبان فکر و اندیشه نمى‌دانند که این مطلب از آشکارترین محالات و ناپسند‌ترین گفتارها است، وقتى براى اهل تحقیق این مطلب ثابت شود، ثابت مى‌شود که حضرت خدیجه با کسى غیر از رسول خدا صلى الله علیه وآله ازدواج نکرده است.
الکوفی، أبو القاسم علی بن أحمد بن موسى ابن الإمام الجواد محمد بن علی (متوفای۳۵۲هـ)، کتاب الاستغاثه، ج۱، ص۷۰، طبق برنامه مکتبه اهل البیت علیهم السلام.
و نیز مى‌توان این سؤال را از اهل تحقیق پرسید که اگر خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا با یک نفر اعرابى از قبیله تمیم ازدواج کرده بود، آیا موردى براى این سرزنش‌ها پس از ازدواج با رسول خدا باقى مى‌ماند؟ و آیا ازدواج زنى بیوه و شوهر دیده به این اندازه براى تمام مردم مکه مهم بود که بر اساس همین نقل تمام همسران اشراف قریش با وى قطع رابطه کنند؟
اگر خدیجه شایسته ملامت و سرزنش بود پس چرا (در صورت صحت) هنگام ازدواج با یک نفر اعرابى که بر پاشنه پایش ادرار مى کرد و از هیچ امتیازى بر خوردار نبود ملامت و سرزنش نشد؟
از این رو، ما مطمئن هستیم که قضیه ازدواج حضرت خدیجه قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله از دسیسه‌هاى کسانى است که هیچ حد و مرزى را در فضیلت براى دشمنان اهل بیت علیهم السلام نمى شناختند و هیچ فضیلتى را براى اهل بیت علیهم السلام باقى نگذاشتند؛ مگر این که عین همان را براى دیگران ساختند.
پاسخ به برخی از سؤالات
سؤال اول: اگر حضرت خدیجه، همسرى قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله نداشته است، زینب،‌ رقیه و ام‌کلثوم، دختران چه کسى بودند؟ آیا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند؟
طبق نقل مورخین، خدیجه خواهرى بنام هاله داشته است که با مردى مخزومى ازدواج کرده بود و از وى فرزندى همنام مادرش یعنى هاله داشت سپس با مردى تمیمى بنام ابوهند ازدواج کرد که از وى نیز فرزندى بنام هند داشت، این مرد تمیمى همسر دیگرى و از وى دو دختر به نامهاى رقیه و زینب داشت، مادر این دو دختر از دنیا رفت و پس از وى پدر دو دختر از دنیا رفت، هند فرزند هاله به خانواده شوهرش سپرده شد و هاله با این دو دختر که از همسر دیگر شوهرش بودند به خانه خدیجه آمدند و وى سرپرستى آنان را به عهده گرفت و پس از ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه وآله این دو دختر نزد خدیجه و رسول خدا بودند و در دامن این دو تربیت شدند و عنوان ربیبه رسول خدا را گرفتند و بر اساس رسم عرب ربیبه را مانند دختر تلقى مى کردند و به همین جهت آنان را دختران خدیجه و رسول خدا مى‌دانستند.
براى اطلاع بیشتر به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=469
سؤال دوم: برخى ازدواج نکردن بانویى مانند خدیجه را که از دو ویژگى جمال و ثروت بهره مند بوده وعلاوه بر آن به خانواده‌اى بزرگ و با امتیاز نسبت داشته را امرى غیر ممکن دانسته اند. وگفته اند: آیا امکان دارد که پدر یا ولى بانوئى مانند خدیجه وى را بدون همسر گذاشته و در تنهائى زندگى کند؟
در پاسخ مى‌گوئیم:
اولا: پدر خدیجه در جنگ فجار کشته شده بود.
ثانیا: ولى و سرپرستى غیر از پدر اگر داشته است نمى توانسته است وى را مجبور به همسر گزینى نماید، و لذا منتظر ماندن بانوئى مثل او تا همسرى شایسته و در شان خودش آنهم در آن زمان امرى معقول و قابل قبول است.
نتیجه بحث
در نتیجه اثبات فرزند یا فرزندانى براى خدیجه از همسرى غیر از رسول خدا نه تنها امرى غیر ممکن؛ بلکه با توجه به نقل‌هاى تاریخى محال است؛ بنا بر این ازدواج خدیجه قبل از رسول گرامى اسلام از موضوعات ساختگى است و یا لااقل بر اساس جهل و نادانى و تفسیر غلط از حوادث تاریخى رخ داده است که هر ناقد آگاهى را به این نتیجه مى رساند.

منبع: www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط