صفحه اصلی » پرسش و پاسخ » خلفا » آیا روایت « لا اوتی بمن یفضلنی علی ابی بکر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتری» از قول امیر مؤمنان (ع) صحت دارد ؟
منتشر شده در ۲۳ دی ۱۳۹۳ | دسته : خلفا

آیا روایت « لا اوتی بمن یفضلنی علی ابی بکر و عمر الاّ جلدته حدّ المفتری» از قول امیر مؤمنان (ع) صحت دارد ؟

توضیح سئوال :

روایت فوق در کتاب های اهل سنت از جمله کتاب « فضائل الصحابه » احمد بن حنبل به عنوان مویّدی در مشروعیّت خلافت ابوبکر ذکر گردیده ؛ به این مفهوم که امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام فرموده‌اند : « کسی نزد من قائل به افضلیّت من بر ابوبکر و عمر نشد مگر این که حدّ افتراء بر او جاری نمودم .»
پاسخ اجمالی :

‏۱ . حدیث فوق از حیث سندی مشکل دارد .
۲ – بسیاری از صحابه و تابعین قائل به افضلیت حضرت علی علیه السلام بودند .
۳ – اعتراف ابوبکر برعدم افضلیت خویش .
۴ – تصریحات حضرت علی علیه السلام بر افضلیت خویش .
۵ – این حکم در حق هیچ کس اجرا نشده .
۶ . تصریح رسول اکرم صلی الله علیه وآله برافضلیت حضرت علی علیه السلام:
پاسخ تفصیلی :

۱ . ضعف سند حدیث
احمد بن حنبل در کتاب فضائل الصحابه این روایت را این چنین نقل کرده است:
حدثنا عبد الله ، قال : حدثنی هدیه بن عبد الوهاب ، قال : ثنا أحمد ابن إدریس ، قال : ثنا محمد بن طلحه ، عن أبی عبیده بن الحکم ، عن الحکم بن جحل ، قال : سمعت علیا یقول : لا یفضلنی أحد على أبی بکر وعمر إلا جلدته حد المفتری.
حکم بن جحل می‌گوید :‌ از علی (علیه السلام) شنیدم که می‌گفت : هیچ کسی نزد من قائل به فضیلت من بر ابوبکر و عمر نشد ؛ مگر آن که حد افترا بر او جاری نمودم .
آنگاه پس از ذکر سلسله سند آورده است :
وهو من زیادات عبد الله بن أحمد .
این روایت از ساخته های عبد الله بن احمد است .
محقق کتاب فوق « فضائل الصحابه» در حاشیه آن گفته است :
إسناده ضعیف لأجل أبی عبیده بن الحکم ومحمد بن طلحه لم یتبین لی من هو ؟
سند این روایت به خاطر ابی عبد الله بن احمد ضعیف است و برای من مشخص نشد محمد بن طلحه چه کسی است ؟
فضائل الصحابه ، ج ۱ ، ص ۸۳ ، رقم ۴۹، ۲۹۴/۱ رقم ۳۸۷، بتحقیق د. وصی اللّه محمد عباس. ط. مؤسسه الرساله – بیروت.
عقیلی در کتاب الضعفا بعد از نقل این روایت، در رابطه با محمد بن طلحه که در سند قرار گرفته ، می نویسد:
وضعّفه یحیى، وروى عن عبد اللّه بن أحمد قال سمعت یحیى بن معین یقول: کان یقال: ثلاثه یتقى حدیثهم، محمد بن طلحه وایوب بن عتبه وفلیح.
یحیی ، محمد بن طلحه را از ضعفاء شمرده است و ازعبدالله بن احمد روایت شده است که همواره می گفت : سه نفرند که باید از حدیثشان پرهیز شود ، محمد بن طلحه و ایوب بن عتبه و فلیح بن سلیمان .
ضعفاء العقیلی ، ج ۱ ص ۱۰۸ و ج ۴ ، ص ۸۵ ، ورجوع شود به: تهذیب الکمال ، مزی ، ج ۲۵ ، ص ۴۲۰ و سیر اعلام النبلاء ، ج ۷ ، ۳۵۳ و میزان الاعتدال ، ج۳ ، ص ۳۶۵ . و الجرح و التعدیل ، الرازی ، ج ۷ ص ۲۹۲ و الکامل ، عبدالله بن عدی ، ج ۶ ص ۲۳۶ و…
۲ – بسیاری از صحابه و تابعین قائل به افضلیت حضرت علی علیه السلام بودند:
ترمذی متوفّای ۲۷۹ هـ با اسناد خود از عایشه روایت کرده است :
روى الترمذی، بإسناده عن جمیع بن عمیر قال: دخلت مع عمّتی على عائشه فسألت: أیّ الناس کان أحبّ إلى رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلّم؟ قالت: فاطمه، فقیل: من الرجال؟ قالت: زوجها….
جمیع بن عمیر می‌گوید : همراه عمه‌ام ، عایشه را ملاقات نمودم و از او سئوال کردم : محبوب ترین اشخاص در نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چه کسی است ؟ عایشه در پاسخ گفت : محبوب ترین زنها در نزد او فاطمه [سلام الله علیها] و از مردان شوهرش [حضرت] علی [علیه السلام]
ترمذی بعد از نقل حدیث می‌گوید :
هذا حدیث حسن غریب .
این حدیثی است حسن وعجیب .
سنن الترمذی، ج ۵، ص ۳۶۲ و المستدرک ، حاکم نیشابوری متوفاى ۴۰۵ هـ ، ج ۳، ص ۱۵۷،. الاستیعاب ،ً ابن عبد البر،متوفاى ۴۶۲ هـ ، ج ۴، ص ۱۸۹۷٫

ذهبی می گوید :
لیس تفضیل علی برفض ولا هو ببدعه ، بل قد ذهب إلیه خلق من الصحابه والتابعین.
افضل دانستن ( حضرت ) علی ( علیه السلام) نه رفض است و نه بدعت ، بلکه گروهی از صحابه و تابعین بر این عقیده هستند .
سیر أعلام النبلاء ، ج ۱۶ ص ۴۵۷ .
ابن عبد البر از علماء بزرگ أهل سنت در کتاب الاستیعاب که از معتبرترین کتاب های رجالى است نقل کرده‏ :
وروی عن سلمان ، وأبی ذر ، والمقداد ، وخباب ، وجابر ، وأبی سعید الخدری ، وزید بن أرقم : أنّ علی بن أبی طالب – رضی الله عنه – أوّل من أسلم ، وفضله هؤلاء على غیره.
از سلمان و ابوذر و مقداد و خباب و جابر و ابو سعید خدری و زید بن ارقم روایت شده است که : علی ابن ابی طالب ( علیهما السلام ) اولین کسی بود که اسلام آورد . و آن گروه ( صحابه ای که اسمشان در بالا آمد ) او( حضرت علی علیه السلام ) را بر دیگران افضل و برتر می دانستند .
الإستیعاب فی معرفه الأصحاب ، ج ۳ ،۱۰۹۰ .
ابن حزم در کتابش « الفصل » می گوید :
اختلف المسلمون فی من هو أفضل الناس بعد الأنبیاء ، فذهب بعض أهل السنه وبعض المعتزله وبعض المرجئه وجمیع الشیعه : إلى أن أفضل الأمه بعد رسول الله صلى الله علیه وسلم : علی بن أبی طالب – رضی الله عنه – . وقد روینا هذا القول نصا عن بعض الصحابه – رضی الله عنهم – وعن جماعه من التابعین والفقهاء.
در این که بعد از انبیاء بهترین مردم چه کسی است بین مسلمین اختلاف نظر وجود دارد ، بعضی از معتزله و بعضی از مرجئه و تمامی شیعیان بر این اعتقادند که افضل امّت بعد از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم ( حضرت ) علی ( علیه السلام ) می باشد . و ما این روایت را به عنوان نصّ از بعضی صحابه و گروهی از تابعین و فقها نقل نمودیم .
الفصل فی الملل والنحل ، ج ۴ ، ص ۱۸۱ .
ابن جوزى در مناقب أحمد از قول پسر أحمد بن حنبل این چنین نقل کرده:
عبد الله بن أحمد بن حنبل یقول : حدثت أبی بحدیث سفینه فقلت . . ما تقول فی التفضیل ؟ قال : فی الخلافه أبو بکر وعمر وعثمان ، فقلت : فعلیّ؟ قال: علیّ من أهل بیت لا یقاس بهم أحد.
عبدالله فرزند احمد بن حنبل می‌گوید : برای پدرم حدیث « سفینه » را نقل کردم و از او سئوال کردم : نظرت راجع به فضیلت اضحاب بعد از پیامبر چیست ؟ او گفت : در رابطه با خلافت در مرحله اول ، فضیلت با ابوبکر و بعد از او با عمر و بعد با عثمان است ؛ گفتم : پس [حضرت ] علی [ علیه السلام ] چه می‌شود ؟ گفت : [حضرت ] علی [ علیه السلام ] که از اهل بیت محسوب شده و هیچ کس را تاب مقایسه با آنها (اهل بیت علیهم السلام) نیست .
مناقب الامام أحمد لابن الجوزی ص ۱۶۳٫
۳ – اعتراف ابوبکر برعدم افضلیت خویش:
محدثان اهل سنت از قول ابوبکر نقل کرده اند که گفته است:
ولّیتکم وَ لَستُ بخیرکم .
رهبری شما را پذیرفتم در حالی که بهترین شما نبودم .
طبقات ابن سعد ، ج ۳ ، ص ۱۸۲ و تأویل مختلف الحدیث ، لابن قتیبه المتوفى ۲۷۶ ، ص ۱۰۹ ط. دار الجیل – بیروت بتحقیق محمد زهرى النجار و تاریخ مدینه دمشق ، ج۳۰ ، ص ۳۰۴ و تخریج الأحادیث والآثار للزیعلی المتوفى ۷۶۲، ط. دار ابن خزیمه الریاض وغریب الحدیث للخطابى ، المتوفى ۳۸۸ ط. جامعه أم القرى بتحقیق عبد الکریم العزباوی ، تفسیر القرطبی ، ج ۳ ، ص ۲۶۲ و غریب الحدیث ، ج۲ ، ص ۳۵ و الإمامه والسیاسه ، ص ۲۲ و العقد الفرید ، ج ۵ ص ۱۳ و السقیفه وفدک ، للجوهری ، ص ۵۲ و المعیار والموازنه ، لأجعفر الإسکافی ، ص ۳۹ و شرح نهج البلاغه ، ابن أبی الحدید ، ج ۱، ص ۱۶۹ و ج ۲ ، ص ۵۶ و کنز العمال ، ج ۵ ص ۶۳۶ و البدایه والنهایه ، ابن کثیر، ج ۵ ، ص ۲۶۹٫
و در روایت دیگری گفته است :
أقیلونی ولست بخیرکم.
من را رها کنید ( به سراغ شخص بهتر از من بروید ) که من بهترین افراد ، بین شما نیستم .
مجمع الزوائد ، ج ۵ ، ص۱۸۳ و سیره ابن هشام ، ج ۲، ص ۶۶۱ و تاریخ الخلفاء، ص ۷۱ و شرح النهج للمعتزلی ، ج۱ ص ۱۶۹ و تفسیر القرطبی ، ج ۱ ص ۲۷۲ و السیر الکبیر للشیبانی ، ج ۱ ص ۳۶ و الإمامه والسیاسه ، ج۱ ص ۳۱ و المعیار والموازنه للإسکافی ، ص ۳۹ و المعجم الأوسط للطبرانی ، ج۷ ، ص ۲۶۷ و کنز العمال ، ج ۵ ، ص ۶۳۱٫
و اگر بگویند که ابوبکر این سخن را از روی تواضع گفته است باید گفت : در جائی که از چنین سخنی موجبات اشتباه و سر در گمی افراد را باعث شود دیگر تواضع معنی ندارد .
۴ – تصریحات حضرت علی علیه السلام بر افضلیت خویش:
ابن ابی الحدید معتزلی نقل می کند:
وقال عثمان لعلی علیه السلام إنّک إن تربّصت بى فقد تربّصت بمن هو خیر منّی ومنک، قال: ومن هو خیر منّی؟ قال: أبو بکر وعمر.
فقال: کذبت ، أنا خیر منک ومنهما ، عبدت اللّه قبلکم وعبدته بعدکم.
عثمان به ( حضرت ) علی ( علیه السلام ) عرض نمود : اگر تو انتظار مرا می کشیدی من نیز انتظار کسی بهتر از تو را می کشیدم ؟ حضرت فرمود : و چه کسی بهتر از من ؟ عثمان گفت : ابوبکر و عمر .
حضرت فرمود : دروغ گفتی ، من از تو و از هر آن دو نفر ( ابوبکر و عمر) بهترم چرا که من خدا را قبل و بعد از شماها عبادت نموده‌ام .
شرح نهج البلاغه معتزلی ، ج ۱۰ ، جزء ۲۰ ، ص ۲۵ ، احتجاج طبرسی ، ج ۱ ص ۲۲۹ و مناقب ابن شهر آشوب ، ج ۱ ، ص ۲۸۹ و المسترشد طبری ، ص ۲۲۷ و الفصول المختاره ، شیخ مفید ، ص ۲۶۱٫
۵ – این حکم در حق هیچ کس اجرا نشده:
اگر چنانچه این روایت صحیح است چرا حضرت امیر علیه السلام در حق کسى این حکم را جارى نفرموده ؟ وحال آنکه تمامی اهل بیت ( علیهم السلام ) و بسیاری از صحابه و تابعین قائل به افضلیت آن حضرت بر أبو بکر و عمر بودند .
و اولین کسی که افضلیت علی را بر دیگران مطرح کرد پیامبر گرامی بود و در صورت صحت حدیث یاد شده ( نستجیر بالله ) چنین حکمی باید بر رسول خدا جاری می شد .
۶ . تصریح رسول اکرم صلی الله علیه وآله برافضلیت حضرت علی علیه السلام:
اگر این حدیث صحیح می بود ، لازم بود که ( نستجیر بالله ) بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چنین حکمی جاری می شد چرا که آن حضرت همیشه و در همه مواقع حضرت علی علیه السلام را بر دیگران ترجیح می داد مثل آنچه که در واقعه مباهله اتّفاق افتاد:
در صحیح مسلم و بسیاری از کتاب‌های معتبر اهل سنّت آمده است :
ولمّا نزلت هذه الآیه : (فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائکم) دعا رسول اللّه ص علیّاً وفاطمه وحسناً وحسیناً فقال : اللهمّ هؤلاء أهلی.
و چون این آیه نازل شد (فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائکم) رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم علی و فاطمه وحسن و حسین را فرا خواند و گفت : خدایا ! این‌ها اهل من هستند .
صحیح مسلم ، ج ۷ ، ص ۱۲۰ ، ح ۶۳۷۳، و ج ۵ ، ص۲۳ ، ح‏۳۲ و کتاب فضائل الصحابه ، باب فضائل علی ، مسند أحمد ، ج ۱ ، ص ۱۸۵ و صحیح ترمذی ، ج ۵ ، ص۵۹۶ و المستدرک على الصحیحین ، ج ۳ ، ص ۱۵۰ و فتح الباری ، ج ۷ ، ص۶۰ و تفسیر الطبری ، ج ۳ ص ۲۱۲ و الدر المنثور ، ج ۲ ، ص ۳۸ و الکامل فی التاریخ ، ج ۲ ، ص ۲۹۳ .
زمخشری در ذیل این آیه آورده است :
وفیه دلیل لا شئ أقوى منه على فضل أصحاب الکساء علیهم السلام.
و در این آیه قوی ترین دلیل بر افضلیّت اصحاب کساء است و دلیلی قوی تر از این وجود ندارد .
الکشاف ، ج ۱ ، ص ۳۷۰ .
و بسیاری از موارد دیگر که ذکر آن به طول می انجامد همچون :
الف : عقد اخوت بین خود و آن حضرت .
ب : بستن تمام درهای منتهی به مسجد النبی مگر درب خانه امیرالمومنین علیه السلام .
ج : تشخیص او به عنوان هم کفو دخترش حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) در حالی که بسیاری از بزرگان صحابه از خواستگاران او بودند .
د :تعیین او به عنوان خلیفه و جانشین خود .
و: حضرت بارها فرموده بودند : هر که علی را دوست بدارد خدا و رسول او را دوست داشته و خدا و رسول نیز او را دوست می دارند .
ز : علی علیه السلام را نسبت به خود به منزله هارون نسبت به موسی قرار داده بودند .
ح : سلم با او را سلم با خود و حرب با او را حرب با خود قرار داده بودند .

منبع: www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط