صفحه اصلی » پرسش و پاسخ » عائشه » آیا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندى داشته است؟
منتشر شده در ۲۴ دی ۱۳۹۳ | دسته : عائشه

آیا عائشه، با رسول خدا (ص) برخورد تندى داشته است؟

پاسخ:
بلى روایاتى در منابع اهل سنت وجود دارد که ثابت مى‌کند عائشه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله‌ گاهى با آن حضرت برخوردهاى شدیدى داشته است؛ به طورى که در برخى از موارد منجر به تردید در نبوت آن حضرت ‌شده و این مطلب را با پرخاشگرى به اطلاع آن حضرت مى‌رسانده است.
این برخوردها آن قدر تند بوده است که حتى پدرش ابوبکر را نیز عصبانى مى‌کرد و در مواردى ابوبکر عائشه را کتک مى‌زد.
به مواردى بسیارى مى‌توان براى اثبات این مطلب اشاره کرد که ما به جهت اختصار تنها به مواردى که علماى اهل سنت صحت آن را تأیید کرده‌‌اند اشاره مى‌کنیم.
برخورد تند عائشه با رسول خدا (ص) در سفر حجه الوداع:

ابویعلى موصلى از بزرگان اهل سنت در مسند خود مى‌نویسد:
حدثنا الحسن بن عمر بن شقیق بن أسماء الجرمی البصری حدثنا سلمه بن الفضل عن محمد بن إسحاق عن یحیى بن عباد بن عبد الله بن الزبیر عن أبیه عن عائشه أنها قالت: وکان متاعی فیه خف وکان على جمل ناج وکان متاع صفیه فیه ثقل وکان على جمل ثقال بطیء یتبطأ بالرکب. فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: حولوا متاع عائشه على جمل صفیه وحولوا متاع صفیه على جمل عائشه حتى یمضی الرکب. قالت عائشه: فلما رأیت ذلک قلت یا لعباد الله غلبتنا هذه الیهودیه على رسول الله. قالت: فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: یا أم عبد الله إن متاعک کان فیه خف وکان متاع صفیه فیه ثقل فأبطأ بالرکب فحولنا متاعها على بعیرک وحولنا متاعک على بعیرها.
قالت: فقلت: ألست تزعم أنک رسول الله؟ قالت: فتبسم قال: أو فی شک أنت یا أم عبد الله؟ قالت: قلت: ألست تزعم أنک رسول الله؟ أفهلا عدلت؟ وسمعنی أبو بکر وکان فیه غرب أی حده فأقبل علی فلطم وجهی. فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: مهلا یا أبا بکر. فقال: یا رسول الله أما سمعت ما قالت؟ فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم: إن الغیرى لا تبصر أسفل الوادی من أعلاه.
عبد الله بن زبیر از عائشه نقل مى‌کند که گفت: (در سفر حجه‌ الوداع) توشه من سبکتر و شترم نیز تندرو بود؛ ولى توشه صفیه سنگین‌تر و شترش نیز کندروتر بود و سبب شده بود که کاروان آرام حرکت کند، رسول خدا (ص) فرمود: توشه عائشه را بر شتر صفیه و توشه صفیه را بر شتر عائشه بار کنید، تا کاروان تندتر حرکت کند. عائشه مى‌گوید: وقتى این چنین دیدم گفتم: اى واى این زن یهودى پیش پیامبر از ما عزیزتر شد؟ رسول خدا فرمود: اى ام عبد الله (کنیه عائشه) توشه تو سبک و توشه صفیه سنگین است، این سبب شده است که کاروان به آرامى حرکت کند و ما توشه او را بر شتر تو و توشه تو را بر شتر او بار کردیم.
عائشه مى‌گوید که من گفتم: آیا تو نیستى که خیال مى‌کنى که پیامبر خدا هستی؟ رسول خدا تبسم کرد و فرمود: آیا در این مسأله تردید داری؟ عائشه مى‌گوید: دو باره گفتم: آیا تو نیستى که خیال مى‌کنى رسول خدا هستی! پس چرا عدالت را رعایت نمى‌کنى؟ ابوبکر که بسیار تندخو بود، جلو آمد و به صورتم سیلى زد، رسول خدا فرمود: صبر کن اى ابوبکر!. ابوبکر گفت: اى پیامبر خدا مگر نشنیدى که او چه گفت؟ رسول خدا فرمود: زنان وقتى غیرتشان به جوش مى‌آید، ته دره را از بالاى آن تشخیص نمى‌دهند.
أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفای۳۰۷ هـ)، مسند أبی یعلی، ج۸، ص۱۲۹، ح۴۶۷۰، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۴ هـ – ۱۹۸۴م.
همین روایت را ابن حجر عسقلانى در کتاب المطالب العالیه و حلبى در سیره خود نقل کرده‌اند:
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه، ج۸، ص۱۸۸، ح۱۵۹۹، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ناشر: دار العاصمه/ دار الغیث، الطبعه: الأولى، السعودیه – ۱۴۱۹هـ؛
الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای۱۰۴۴هـ)، السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، ج۳، ص۳۱۳، ناشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۰؛
الغزالی، محمد بن محمد ابوحامد (متوفای۵۰۵هـ، إحیاء علوم الدین، ج۲، ص۴۱۸، ناشر: دار االمعرفه – بیروت.
صحت سند روایت:
عاصمى مکى در سمط النجوم العوالى این روایت را «حسن» دانسته است:
وروى أبو یعلى وابو الشیخ ابن حیان وسنده حسن عن عائشه قالت کان متاعی فیه خفه وکان على جمل قارح….
ابویعلى و ابوالشیخ ابن حیان این روایت را با سند «حسن» از عائشه نقل کرده‌اند که توشه من سبک و بر شتر تندروى بود….
العاصمی المکی، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی (متوفای۱۱۱۱هـ)، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج۱، ص۴۵۱، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه.
و صالحى شامى نیز در باره این روایت مى‌گوید:
وروى أبو یعلى بسند لا بأس به وأبو الشیخ بن حیان بسند جید قوی عن عائشه – رضی الله تعالى عنها قالت کان فی متاعی خف وکان على جمل ناج… ورواه الامام أحمد بسند لا بأس به عن صفیه رضی الله تعالى عنها.
ابویعلى با سندى که هیچ اشکالى ندارد و همچنین ابوالشیخ با سند خوب و قوى از عائشه نقل کرده است که توشه من سبک و بر شتر تندروى بود… این روایت را امام احمد با سندى که هیچ ایرادى ندارد از صفیه نقل کرده است.
الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۹، ص۷۱، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۴هـ.
و در جاى دیگر مى‌گوید:
الرابع والثلاثون: فی غیرتها. روى أبو یعلى وأبو الشیخ وابن حبان بسند جید عن عائشه رضی الله تعالى عنها قالت: کان متاعی فیه خف، وکان على جمل ناج….
ابویعلى و ابوالشیخ با سند خوب از عائشه نقل کرده است که گفت: توشه من سبک و بر شتر تندروى بود….
الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۱۱، ص۱۸۲، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۴هـ.
تحلیل روایت:
آنچه این روایت صحیح السند ثابت مى‌کند، این است که: عائشه همسر رسول خدا صلى الله علیه وآله در نبوت آن حضرت تشکیک و تردید کرده و با تندى به آن حضرت گفته است «ألست تزعم أنک رسول الله؟؛ آیا تو همان کسى نیستى که خیال مى‌کنى پیامبر خدائی؟».
این مطلب آن قدر ناخوشایند بوده است که پدرش ابوبکر را نیز عصبانى کرده است؛ تا جائى که به عائشه حمله کرده و با سیلى به صورت او مى‌زند.
حال سؤال ما از علماى اهل سنت این است که حکم تشکیک در نبوت رسول خدا صلى الله علیه وآله چیست؟ به ویژه براى کسى که همسر آن حضرت و سال‌ها در کنار ایشان بوده است.
همچنین طبق این روایت، عائشه در عدالت رسول خدا تردید کرده و پیامبر خدا را به بى‌عدالتى متهم مى‌کند!!!.
اگر رسول خدا عادل نباشد؛ چه کسى مى‌تواند عدالت را اجرا کند؟
اگر کس دیگرى پیامبر خدا را متهم به بى‌عدالتى مى‌کرد، علما و منصفان اهل سنت در باره او چه قضاوتى مى‌کردند؟
و نیز در این روایت آمده است که عائشه، از نام بردن صفیه خوددارى و از او با عنوان «یهودیه» تعبیر مى‌کند؟
آیا عائشه این آیه قرآن کریم را نشنیده بود که:
وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‏. الحجرات/۱۱٫
و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
مگر نه این که اسلام تمام سابقه یک شخص را پاک مى‌کند؟
اگر کسى دیگرى به یکى از همسران رسول خدا چنین توهینى مى‌کرد، شما در باره او چه قضاوتى مى‌کردید؟
۱٫ صحبت تند عائشه با رسول خدا (ص)‌:

أبوطالب مکى از دانشمندان قرن سوم اهل سنت در کتاب قوت القلوب مى‌نویسد:
وقالت له مره فی کلام غضبت عنده: أنت الذی تزعم أنک نبی؟ فتبسم رسول اللّه صلى الله علیه وسلم حلماً وکرماً، وکان رسول اللّه صلى الله علیه وسلم یقول لعائشه رضی اللّه عنها: إنی لأعرف غضبک من رضاک قالت: وکیف تعرف ذلک؟ قال: إنْ رضیت قلت: لا وإله محمد وإذا غضبت قلت: لا وإله إبراهیم قالت: صدقت إنما أهجر اسمک.
یکبار عائشه که خشمگین شده بود خطاب به رسول خدا گفت: تو کسى هستى که خیال مى‌کنى پیامبر خدا هستی؟ رسول خدا به خاطر بردبارى و کرمى که داشت در جواب او تبسمّ کرد. رسول خدا به عائشه مى‌گفت: من ناراحتى تو را از رضایتت تشخیص مى‌دهم، عائشه گفت: چگونه؟ رسول خدا فرمود: وقتى راضى هستى مى‌گویی: نه قسم به خداى محمد؛ اما وقتى خشمگین هستى مى‌گویی: نه قسم به خداى ابراهیم، عائشه گفت: راست گفتی، این است و جز این نیست که من از بردن نام تو دورى مى‌کنم.
الحارثی، محمد بن علی بن عطیه المشهور بأبی طالب المکی (متوفای۲۸۶هـ )، قوت القلوب فی معامله المحبوب ووصف طریق المرید إلى مقام التوحید، ج۲، ص۴۱۸، تحقیق: د.عاصم إبراهیم الکیالی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت/لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۲۶هـ -۲۰۰۵ م.
غزى شافعى، یکى دیگر از بزرگان اهل سنت نیز این مطلب را این گونه نقل کرده است:
وقالت له مرهً وقد غضبت: أَنت الذی تزعم أَنک نبی الله؟ فتبسم رسول الله صلّى الله علیه وسلّم واحتمل ذلک حلماً وکرماً، وکان یقول لها إِنّیِ لأعرِفُ إِذَا کُنتِ عَنّیِ رَاضیَهً وَإِذَا کُنت عَلَیَّ غَضبى قالت: وکیف تعرف ذلک؟ قال: إِذا رَضیِت قُلتِ لاَ وَإِلهِ مُحَمَّدٍ وَإِذَا غَضِبتِ قُلتِ لاَ وَإِلهِ إِبرَاهِیَم.
یکبار عائشه در حال خشم به رسول خدا (ص) گفت: آیا تو هستى که گمان مى‌کنى پیامبر خدا هستی؟! پیامبر لبخندى زده و این سخن او را با بردبارى و کرم تحمل کردند.
گاهى نیز حضرت به او مى‌فرمودند: من وقتى که تو از من خشنود باشى را از وقتى که بر من خشمگینى تشخیص مى‌دهم ! پرسید چگونه این را مى‌دانی؟
فرمودند: وقتى که از من خشنود باشى مى‌گویی: قسم به پرودگار محمد ! و وقتى خشم‌ مى‌گیرى مى‌گویی: قسم به پروردگار ابراهیم !
الغزی الشافعی، أبو البرکات بدر الدین محمد بن محمد (متوفای۹۸۴هـ)، المراح فی المزاح، ج۱، ص۱۰۸، تحقیق: بسام عبد الوهاب الجابی، ناشر: دار ابن حزم – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ ۱۹۷۷م.
تحلیل روایت:
علاوه بر اثبات تشکیک عائشه در نبوت رسول خدا، همچنین این روایت ثابت مى‌کند که عائشه همسر رسول خدا صلى الله علیه وآله در مواردى از دست رسول خدا خشمگین مى‌شده و بر آن حضرت غضب مى‌کرده است؛ تا جائى که حتى از بردن نام شریف و مبارک آن حضرت نیز خوددارى مى‌نموده است!!!
همان پیامبرى که تمام گفتار و کردار او مطابق وحى بوده و خداوند او را داراى «خلق عظیم» معرفى مى‌کند.
آیا براى همسر رسول خدا و کسى که سالها در کنار آن حضرت بوده، شایسته است که با پیامبر خدا این چنین رفتار کند؟
اگر کسى از علماى اهل سنت سؤال کند که حکم غضب و خشم بر پیامبر خدا چیست؟ چه جوابى خواهند داد؟
۲٫ اعتراض به این که: چرا علی و فاطمه را بیش از من و پدرم دوست داری؟

روایاتى در منابع اهل سنت با سند صحیح وجود دارد که عائشه همسر رسول خدا در مواردى با آواز بلند با آن حضرت صحبت ‌کرده است و علت آن نیز این بوده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیرمؤمنان علیه السلام را از عائشه و پدرش بیشتر دوست داشته است.
احمد بن حنبل در مسند خود مى‌نویسد:
حَدَّثَنَا أَبُو نُعَیْمٍ حَدَّثَنَا یُونُسُ حَدَّثَنَا الْعِیزَارُ بْنُ حُرَیْثٍ قَالَ قَالَ النُّعْمَانُ بْنُ بَشِیرٍ قَالَ اسْتَأْذَنَ أَبُو بَکْرٍ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَسَمِعَ صَوْتَ عَائِشَهَ عَالِیًا وَهِیَ تَقُولُ وَاللَّهِ لَقَدْ عَرَفْتُ أَنَّ عَلِیًّا أَحَبُّ إِلَیْکَ مِنْ أَبِی وَمِنِّی مَرَّتَیْنِ أَوْ ثَلَاثًا فَاسْتَأْذَنَ أَبُو بَکْرٍ فَدَخَلَ فَأَهْوَى إِلَیْهَا فَقَالَ یَا بِنْتَ فُلَانَهَ أَلَا أَسْمَعُکِ تَرْفَعِینَ صَوْتَکِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ.
نعمان بن بشیر نقل کرده است که در یکى از روزها، «ابو بکر» براى تشرّف به حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله اجازه مى‏خواست که همزمان صداى «عایشه» را شنید که فریاد مى‏زند! به خدا سوگند! اینک متوجه شدم که على (علیه السّلام) از پدر من و از خود من در نزد تو محبوبتر است- و این جمله را دو بار یا سه بار تکرار کرد-.
ابو بکر، پس از اذن ورود داخل منزل شد و به «عایشه» حمله برده و گفت: اى دختر فلانه! مبادا بشنوم که صدایت را با فریاد بلند کرده و بر سر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله داد مى‏زنى!
الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۵، ح۱۸۴۴۴، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.
اعتراض تند ابوبکر به عائشه
نسائى نقل کرده است که ابوبکر به عائشه حمله کرد و قصد داشت که با سیلى به صورت او بزند:
أخبرنی عبده بن عبد الرحیم المروزی قال أخبرنا عمرو بن محمد قال أخبرنا یونس بن أبی إسحاق عن العیزار بن حریث عن النعمان بن بشیر قال أستأذن أبو بکر على النبی صلى الله علیه وسلم فسمع صوت عائشه عالیا وهی تقول والله لقد علمت أن علیا أحب إلیک من أبی فأهوى إلیها أبو بکر لیلطمها وقال یا ابنه فلانه أراک ترفعین صوتک على رسول الله صلى الله علیه وسلم فأمسکه رسول الله صلى الله علیه وسلم وخرج أبو بکر مغضبا
نعمان بن بشیر نقل کرده است که در یکى از روزها، «ابو بکر» براى تشرّف به حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله اجازه مى‏خواست که همزمان صداى «عایشه» را شنید که فریاد مى‏زند! به خدا سوگند! اینک متوجه شدم که على علیه السّلام از پدر من و از خود من در نزد تو محبوبتر است.
ابو بکر، به دخترش عایشه حمله برد تا سیلى به رخسارش بزند و به او گفت: اى دختر فلانه! مى‏بینم که تو برسر رسول خدا فریاد مى‏زنى! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در این حالت جلوى ابو بکر را گرفت. ابو بکر، خشمگین شد و از منزل بیرون رفت.
النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفای۳۰۳ هـ)، خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج۱، ص۱۲۶، تحقیق: أحمد میرین البلوشی، ناشر: مکتبه المعلا – الکویت الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶ هـ.
صحت سند روایت:
ابن حجر عسقلانى در باره این روایت مى‌گوید:
واخرج أحمد وأبو داود والنسائی بسند صحیح عن النعمان بن بشیر قال استأذن أبو بکر على النبی صلى الله علیه وسلم فسمع صوت عائشه عالیا وهی تقول والله لقد علمت ان علیا احب إلیک من أبی الحدیث.
احمد، ابوداود و نسائى با سند صحیح از نعمان بن بشیر نقل کرده است که ابوبکر اجازه ورود مى‌خواست تا…
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۷، ص۲۷، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.
هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:
رواه البزار ورجاله رجال الصحیح.
الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۹، ص۱۲۷، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.
دیگر دانشمندان و محدثان اهل سنت نیز همین روایت را نقل کرده‌اند که ما فقط به ذکر آدرس آن‌ها اکتفا مى کنیم:
الطحاوی الحنفی، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامه (متوفای۳۲۱هـ)، شرح مشکل الآثار، ج۱۳، ص۳۳۴، تحقیق شعیب الأرنؤوط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۸هـ – ۱۹۸۷م؛
أبو الحسین عبد الباقی بن قانع (متوفای۳۵۱هـ)، معجم الصحابه، ج۳، ص۱۴۴، تحقیق: صلاح بن سالم المصراتی، ناشر: مکتبه الغرباء الأثریه – المدینه المنوره، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ؛
أبو المحاسن الحنفی، یوسف بن موسى (متوفای۸۰۳هـ)، المعتصر من المختصر من مشکل الآثار، ج۲، ص۳۵۵، ناشر: عالم الکتب / مکتبه المتنبی / مکتبه سعد الدین – بیروت / القاهره / دمشق؛
المناوی، محمد عبد الرؤوف بن علی بن زین العابدین (متوفای ۱۰۳۱هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۶۸، ناشر: المکتبه التجاریه الکبری – مصر، الطبعه: الأولى، ۱۳۵۶هـ.
تحریف روایت توسط علمای اهل سنت:
احمد بن حنبل در جاى دیگر و ابوداود سجستانى در سنن خود و دیگر علماى اهل سنت داستان فریادهاى عائشه بر سر رسول خدا صلى الله علیه وآله را آورده‌اند؛ اما متأسفانه جمله «لقد علمت ان علیا احب إلیک من أبی» که دلیل ناراحتى عائشه را بیان مى‌کند، حذف کرده‌اند.
الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۱، ح۱۸۴۱۸، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛
السجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث ابوداوود (متوفای ۲۷۵هـ)، سنن أبی داوود، ج۴، ص۳۰۰، ح۴۹۹۹، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر؛
الجزری، المبارک بن محمد ابن الأثیر (متوفای۵۴۴هـ)، معجم جامع الأصول فی أحادیث الرسول، ج۶، ص۴۹۷، طبق برنامه الجامع الکبیر؛
الاشبیلی الازدی، أبو محمد عبد الحق بن عبد الرحمن بن عبد الله (معروف بابن الخراط) (متوفای۵۸۱هـ)، الأحکام الشرعیه الکبرى، ج۳، ص۱۶۶، تحقیق: أبو عبد الله حسین بن عکاشه، ناشر: مکتبه الرشد – السعودیه / الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م؛
ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج۶، ص۴۶، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت؛
الغزی الشافعی، أبو البرکات بدر الدین محمد بن محمد (متوفای۹۸۴هـ)، المراح فی المزاح، ج۱، ص۴۷، تحقیق: بسام عبد الوهاب الجابی، ناشر: دار ابن حزم – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ ۱۹۷۷م؛
التبریزی، محمد بن عبد الله الخطیب (متوفای۹۹۹۹هـ)، مشکاه المصابیح، ج۳، ص۱۳۷۰، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۹۸۵م.
سؤالی که اهل سنت باید به آن جواب دهند:
طبق روایات صحیح السندى که گذشت، عائشه همسر رسول خدا با آن حضرت با آواز بلند و پرخاشگرانه صحبت کرده است؛ از طرف دیگر خداوند در قرآن کریم مى‌فرماید:
یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَرْفَعُواْ أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبىِ‏ِّ وَ لَا تجَْهَرُواْ لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تحَْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُون‏. الحجرات/۲٫
اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صداى خود را از صداى پیامبر بلندتر مکنید و هم چنان که با یکدیگر بلند سخن مى‏گویید با او به آواز بلند سخن مگویید، که اعمالتان ناچیز شود و آگاه نشوید.
حال سؤال ما از دانشمندان و بزرگان اهل سنت این است که آیا این بلند صحبت کردن عائشه، مصداق این آیه شریفه نیست؟ آیا بلند صحبت کردن فقط براى دیگر اصحاب جایز نبوده یا همسران آن حضرت را نیز شامل مى‌شده است؟
ما انتظار داریم که علما و دانشمندان و متفکران اهل سنت تحلیل خود را از این روایات مطرح و پاسخ سؤالات مطرح شده را با منطق و برهان و به صورت مسالمت‌آمیز ارائه دهند.

منبع: www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط