صفحه اصلی » امام خمینی(ره) » زندگینامه » امام خمینی(ره) در زمان ورود آیه اللّه بروجردی به قم
منتشر شده در ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ | دسته : زندگینامه

امام خمینی(ره) در زمان ورود آیه اللّه بروجردی به قم

اندازه قلم

امام خمینی تا هنگامی که موسس حوزه شکوهمند قم، به درس می‏نشست، در مجلس او حاضر می شد و شرط ادب را نگاه می‏داشت. تا این‏که در دهم بهمن ماه ۱۳۱۵ شمسی، شمع حوزه تازه تاسیس قم به خاموشی گرایید و امیدی که چندی دلها را گرما بخشیده بود، یک مرتبه فرو نشست. امام در آن هنگام، سی و سه بهار از عمر شریفش می‏گذشت و جز جوانی، مانع دیگری برای احراز مقام مرجعیت و فتوا، مسند ریاست حوزه را از او محروم نکرد.

از آن پس تا هشت سال، سه مجتهد بزرگ آن روزگار، حوزه را اداره می کردند: سید محمد حجت: سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری. در همین سالها ـبه ویژه پس از سقوط رضاخان ـ شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهم گردید. آیه اللّه العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته‏ای بود که می‏توانست جانشین مناسبی برای مرحوم حائری و حفظ کیان حوزه باشد، این پیشنهاد از سوی شاگردان مرحوم حائری به ویژه امام خمینی پیگیری شد. همه این تلاشها، برای آن بود که اوضاع آشفته حوزه در آن روز، به وحدت بگراید و همه اعضا و اجزای حوزه، گرد یک شمع جمع شوند و آن شمع کسی جز بروجردی بزرگ نمی‏توانست باشد.

درباره مقام علمی، جایگاه اجتماعی، زهد و تقوا، و کیاست و نوآوری آیه اللّه العظمی بروجردی، به نقل قسمتی از پیام آیه اللّه خامنه‏ای، مقام معظم رهبری، به “یادواره فقهی آیت اللّه بروجردی” در شهر بروجرد، بسنده می‏کنیم:

علم و تقوا و اخلاق و روشن بینی و بزرگ منشی و کیاست و نوآوری و جامع نگری و خستگی ناپذیری این مرد بزرگ و ذخیره الهیه چنان شخصیت ذوابعاد و عظیمی فراهم آورده بود که نظیر آن را در فقهای صاحب نام و برخوردار از زعامت به ندرت می‏توان یافت… حوزه علمیه تحت زعامت او، پرورشگاه و خاستگاه افکار نو و گوهرهای درخشانی شد که به برکت آن در سالهای بعد، نهضت روحانیت پی‏ریخته شد و حرکتی که در اوج آن انقلاب عظیم و شکوهمند اسلامی به رهبری مجدّد بزرگ اسلام ، حضرت امام خمینی ـ قدس اللّه نفسه زکیه ـ بود، سر برآورد.

امام خمینی و شاگردان مبرز ایشان ، سهم بسیاری در دعوت و آماده‏سازی زمینه برای ورود آیت اللّهالعظمی بروجردی به قم داشتند. این تلاش پیگیر و هوشیارانه، دو انگیزه داشت:

۱٫ شایستگی‏ها و توانمندیهای علمی و اجتماعی که در آیه اللّه بروجردی بود و ایشان را برای زعامت حوزه نونهال قم، به غایت سزاوار و بلکه متعیّن می‏کرد. وی از برجسته‏ترین شاگردان آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی و شریعت اصفهانی بود. به راحتی می‏توان آن عالم بزرگوار را در عصر حاضر، احیا کننده فقه اسلامی و پیش‏نیازهای آن دانست. او در فقه، اصول، رجال و حدیث از قوه ابتکار و نبوغ سرشاری برخوردار بود و آثارش به خوبی این دعوی را به کرسی می‏نشاند. مکتب فقهی ـ اصولی ایشان، بسیار نظام‏مند، مدوّن و روش‏مند بود. برخی از شاخصه‏های مکتب فقهی آن مرد دانش، بدین قرارند:

ـ لزوم توجه به فقه مقارن و بحث تطبیقی

ـ لزوم نقد رجال با استفاده از طبقه‏بندی طولی و تاریخی

ـ ضرورت نگرش و نقد تاریخی فروعات فقهی و توجه به تاریخ صدور و مقطع صدور اقوال و فتاوا

ـ تقدم ادله حدیثی بر اصول عملیه ؛ مانند برائت، استصحاب و غیره.

ـ نگاه تطبیقی به احادیث مربوط به یک مساله و دسته‏بندی موضوعی و دلالی آنها…

آیت‏اللّه العظمی فاضل لنکرانی در معرفی جایگاه علمی آن شخصیت بزرگوار فرموده‏اند:

مرحوم آیت اللّه العظمی آقای بروجردی ـ اعلی اللّه مقامه ـ با روش فقهی خاص خود، روح تازه‏ای در حوزه‏ها دمید و فقه شیعه را متحول ساختند. ایشان دارای خصوصیات و مبانی خاصی بود که فقه ایشان را از دیگر علمای قدیم و جدید متمایز می‏ساخت.

۲٫ غیر از مقام علمی و شایستگی آن مرحوم برای تصدی مقام افتا، انگیزه دیگری که امام خمینی و همفکران ایشان را به تلاش برای زعامت آیت اللّه بروجردی بر حوزه علمیه قم وامی‏داشت، ضرورت حفظ وحدت حوزه و خنثی کردن فتنه‏های حکومت پهلوی بود. پس از فوت موسس حوزه قم، رژیم پهلوی امید بسیاری داشت که بتواند از تشتت و چندگانگی در حوزه استفاده کرده مقاصد شوم و پلید خود را اجرا نماید. اما درست در همان زمانی که رضاخان چشم طمع به انحلال و یا کساد حوزه دوخته بود، شاگردان مرحوم موسس، و در راس آنان امام خمینی مصمم شدند تا با پیدا کردن شایسته‏ترین جانشین برای آیت اللّه العظمی حائری یزدی آتش فتنه او را خاموش کنند. از این رو همه آنان که در این امر مهم با امام هم‏فکر و موافق بودند، به شهرها و بلاد دور سفر کردند و نظر عالمان و بزرگان مناطق مختلف را به این جایگزینی جلب کردند. امام خود به همدان سفر کرد و با علمای آن شهر ـ که بیم مخالفت آنان می‏رفت ـ در این باب سخن گفت و با دست پر بازگشت. مقدمه‏چینی‏ها و سعی بلیغ بزرگان حوزه در شناساندن مقام علمی و شخصیت معنوی آیت اللّه العظمی بروجردی پس از چندی، ثمر داد و از هر سو نامه‏های بسیار به سوی زعیم حوزه سرازیر شد.

تا این که در سال ۱۳۶۴هـ.ق/۱۳۲۴ هـ.ش، آیت اللّه العظمی بروجردی پس از گذراندن دوران بستری و درمان در بیمارستان فیروز آبادی تهران، وارد قم شد و آرزوی امام و دوستان و شاگردانش که سربلندی و یکپارچگی حوزه، آرزوی آنان بود، اجابت شد. این هجرت خجسته بر اثر صلاح‏اندیشی، زمینه‏سازی و هوشیاری امام صورت پذیرفت و خود در صف مقدم گروه استقبال ایستاد. غیر از تلاشهای امام و همفکرانش، آنچه راه زعامت عامه را برای آیت اللّهالعظمی بروجردی هموار کرد، ایثار و اخلاص آیات ثلاث(مرحومان: حجت، سیدمحمدتقی خوانساری و صدر ـرضوان اللّه تعالی علیهم) بود. بدین ترتیب آن مرد بزرگ الهی ، پس از سی سال گوشه گیری و انزوا، سرپرستی حوزه شکوهمند قم و مرجعیت عامه جهان اسلام را به دست گرفت.

ریاست عامه و پر افتخار آن بزرگ‏مرد، پانزده سال به طول انجامید و در این فرصت طلایی، حوزه علمیه قم به کانون همه فعالیتهای دینی و علمی در سرتاسر ایران بدل شد. روشن‏بینی و واقع‏نگری‏های بروجردی بزرگ، در تغییرات اساسی در ساختار حوزه بسیار موثر افتاد. آگاهی‏های او از وضعیت اسفبار کشور و جهان اسلام، در طراحی و برنامه‏ریزی‏های حوزه تاثیر فراوان داشت: “تقریب بین مذاهب”، “فرستادن نماینده به الازهر”، “ساختن مسجد و مدرسه در خارج از کشور”، “اعزام مبلغ به کشورهای اسلامی”، “تشویق طلاب به آموختن دروس جدید، از جمله زبان انگلیسی”و “استقبال از طرح اصلاح و نوسازی حوزه” شمه‏ای از کارستان او است. در همه این توفیق‏ها و اصلاحات و توسعه حوزه، امام شریک و بلکه خود بانی بود؛ زیرا به توصیه و تاکید او بود که حوزه تحت سرپرستی یک زعیم گرد آمد و او بود که زمینه را برای چنین اتحاد و اتفاقی فراهم آورد. توفیقات و تلاشهای آیت اللّه العظمی بروجردی، چنان چشمگیر و جهانشمول بود، که چندماه پس از فوت ایشان، یکی از نشریات داخلی، نوشت:

حوزه علمیه قم، طی پانزده سال ریاست عالیه حضرت آیت اللّه فقید بروجردی، به سرعت راه ترقی و نیرومندی مترقیانه‏ای را می‏پیمود. علاوه برافزایش مدرسین، حوزه‏های درسی و محصلین علوم دینی، تحول بزرگ و بی‏سابقه‏ای نیز در چگونگی تربیت شاگردان این دانشگاه بزرگ روحانی پدیدار شد. بدین ترتیب که نسل جدیدی از روحانیون و طلاب پرورده شدند که بسیار روشنفکر، قادر به فهم تحولات علمی و اجتماعی، موقع شناس و آشنا به سیاست جهانی و علوم جدیدند. این دسته ظاهرشان آراسته‏تر از گذشتگان و معلوماتشان مفیدتر برای معرفی حقیقت اسلام و شیعه به جهانیان نیز صلاحیتشان محرز است. افراد این نسل جدید، بعضی یکی دو زبان خارجی فراگرفته‏اند یا می‏گیرند، کتابهای علمی و اجتماعی و سیاسی را به دقت و روشن بینی خاصی مطالعه می‏کنند. در نویسندگی قدرت فراوانی دارند، و در کلاس درس و منابر و مجالس مسائل و مطالب را خیلی نیکوتر و موثرتر بیان می‏نمایند… از همین دسته‏اند کسانی که دست به انتشار نشریاتی مانند ماهنامه “مکتب اسلام” و ماهنامه “مکتب تشیع” زده‏اند. که از نشریات بسیار آموزنده و موثر مذهبی در دوره ما بشمارند و در این دوران نشریات و کتابهایی که به وسیله فضلا و مدرسین محترم قم چاپ و نشر شده که اهمیت بین المللی پیدا کرده است.

می‏توان اطمینان داشت که اگر نبود برخی موانع و مخالفتهای مقدس‏م‏آبان حوزه و کسانی که بقای خود را در حفظ ساختار سنتی حوزه می‏دیدند، اصلاحات آیت اللّه بروجردی بسی بیش از این بود و بسا که طرح جامع، واقع‏بینانه و دردمندانه امام صورت تحقق می‏بخشید.

آنگاه که امام خمینی طرح اصلاح حوزه را به زعیم آن تقدیم کرد، وی به جدّ خواستار اجرای آن شد؛ اما دریغ و درد که عافیت‏طلبان و سطحی‏نگران، نوسازی ساختار و برنامه‏های حوزه را برنتافتند و بر سر راه آن هزار چون و چرای بی‏منطق نهادند. آیت اللّه بروجردی پس از اندکی مقاومت در برابر آنان، تن به سکوت داد و از اصرار خود بر اجرای طرح نوسازی حوزه، دست برداشت. امام و کسانی که او را در نوشتن طرح پیشنهادی ، کمک کرده بودند، از خود عکس العملهای متفاوت و مناسب با شان و حالات خود بروز دادند: آیت اللّه مرتضی حائری به مشهد هجرت کرد؛ شهید مطهری بیرون آمدن از قم و حضور در دانشگاه را برگزید، و امام خار در چشم و استخوان در گلو ماند و صبر پیشه کرد.

امام خمینی تا پایان راه، زعیم حوزه را همراهی صادق و فداکار بود و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکرد. هماره آن پیر فرزانه را در بهبود مشی حوزه و اداره و تقویت آن یاری می‏رساند و چون یکپارچگی، سربلندی و شکوه حوزه و حوزویان را در قدرت و عظمتِ رهبری آن می‏دید، حفظ حرمت آن را تا پایان بر خود واجب می‏دانست؛ تا آنجا که با حوصله‏ای تمام، مدت پنج سال به درسهای او گوش سپرد و با حضورش در کنار شاگردان آیت اللّه بروجردی بر عظمت و شکوهمندی او افزود. حتی به این مقدار نیز اکتفا نفرمود و درسهای او را نوشت و تقریر کرد؛ تا همگان را حجت تمام شود و کسی را بهانه نباشد. این در حالی بود که امام در آن سالها خود مدرسی توانا در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق بود و مقامات علمی و معنوی‏اش، خاص و عام را زبانزد.

با این همه، آنچه را که وظیفه خود می دانست فرو نگذاشت و در کنار تقویت و وحدت‏بخشی به حوزه، در قضایایی مانند ماجرای “فداییان اسلام” و سرنوشتِ رهبر شهیدشان، آنچه در توان داشت، به میدان آورد؛ اگرچه ـ مع‏الاسف ـ سودی نکرد. امام خمینی سخت مورد علاقه و اعتماد آیت اللّه بروجردی بود و در زمان زعامت ایشان بر حوزه‏ها، ماموریتهای مهمی را از سوی مرجعیت شیعه بر عهده گرفت. از جمله دوبار به نمایندگی از آیت اللّه بروجردی و دیگر علمای اسلام، با نمایندگان شاه گفتگو کرد و آنان را از نتایج کارهای خود برحذر داشت. در یکی از این گفتگوها، امام خمینی دکتر اقبال (نخست‏وزیر وقت) را از تغییر قانون اساسی منع کرد و بدو فرمود:

ما به شما هرگز اجازه چنین تغییر و تبدیلی در قانون اساسی را نمی‏دهیم؛ زیرا این گونه تغییر، افتتاحیه‏ای جهت دستبرد اساسی به قوانین موضوعه این کشور خواهد شد و به دولت فرصت می‏دهد که هر وقت هر طور که سیاست و منافع او اقتضا می‏کند در قانون اساسی دست برد و طبق اغراض و امیال خود، قانونی را ملغی و قانون دیگری را جعل نماید.

شعاع آثار و برکات بروجردی بزرگ، چنان گسترده است که در کارنامه کمتر فقیهی جای می‏گیرد. با تلاشهای پی‏گیر و هوشمندانه ایشان و مرحوم شیخ محمود شلتوت بود که آرزوی تقریب مذاهب در دلها افروخته‏تر شد و موسسه “دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه” برای ایجاد تفاهم هرچه بیشتر میان مسلمانان شیعی و سنی ایجاد شد. در مقابل مفتی اعظم الازهر، شیخ محمود شلتوت به جواز پیروی از فقه جعفری فتوا داد و در دانشگاه الازهر مصر، کرسی ویژه‏ای به تدریس این فقه پویا و توانمند اختصاص یافت.

بالاخره روز دهم فروردین سال ۱۳۴۰ خورشیدی/۱۲ شوال ۱۳۸۰ قمری فرا رسید و پیغام معشوق در گوش عاشق خوانده شد. مردم عزادار ایران به خیابانها ریختند و در قم یکی از باشکوهترین اجتماعات مذهبی تا آن روز، در تشییع پیکر مرجع عالم تشیع برپا شد. این همراهی تا سپردن جسم عالمی به خاک، چنان رژیم پهلوی را به هراس انداخت که از همان وقت در اندیشه بیرون کردن کانون مرجعیت از ایران، فرو رفت. پیکر پاکش را در مسجد اعظم که خود آن را بنا و تاسیس کرده بود به خاک سپردند و اینک زیارتگاه زائران حضرت معصومه ـ سلام اللّه علیها ـ است.

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *