صفحه اصلی » امام خمینی(ره) » زندگینامه » امام خمینی(ره) در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی
منتشر شده در ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ | دسته : زندگینامه

امام خمینی(ره) در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی

اندازه قلم

کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، غیر از برگرداندن شاه به ایران و توسعه سلطنت در همه اجزأ و لایه‏های حکومت، تغییر مهم دیگری نیز در وضع ایران داد، و آن جابجایی استعمار، یعنی نشستن امریکا در جای استعمار پیر انگلیس بود. شاه و دربار او، به طور کامل در اختیار امریکا قرار گرفتند و شرایط اجتماعی برای اصلاحات امریکایی به سرعت پیگیری شد. دهه سی و چهل، سالهای گسترش نفوذ امریکا به همه ارکان قدرت در ایران است. آنچه بیش از همه، ایران را برای امریکاییان مهم و منفعت‏خیز کرده بود، عبارت بودند از: نفت، نقش ژاندارمی ایران در منطقه و همسایگی ایران با شوروی رقیب وقتِ امریکا، نفت و حساسیت منطقه، خلیج فارس را بیش از همه در کانون توجه استعمار تازه‏نفس قرار داده بود. به سرعت شرکتهای امریکایی به سوی خلیج فارس سرازیر شدند و روزانه میلیونها بشکه نفت را به تاراج می‏بردند.

روحیه جاه‏ طلبانه شاه و فساد داخلی در دودمان پهلوی، بر طمعهای امریکا می‏افزود، اما این موجب آن نگشت که آنان برای آینده خود و حضور دائمی در منطقه، طرحهای بلندمدت و منفعت‏جویانه خود را از یاد ببرند. از این رو نخست اصلاح ساختار سلطنت و تطبیق آن با شرایط روز را در دستور کار خود قرار دادند و دیگر آن که تجدد و مصرف‏گرایی را برای رونق بازار کالاهای غربی، بر مردم ایران تحمیل کردند.

روی کار آمدن کندی، رئیس جمهور وقت امریکا بر سرعت اصلاحات امریکایی در کشورهای جهان سوم افزود این اصلاحات، بیش از همه به منظور خنثی کردن التهابات سیاسی و ثبات رژیمهای وابسته در کشورهای تحت نفوذ امریکا بود. نخستین آثار این سیاست پیچیده، دادن پست نخست‏وزیری به سیاست بازانی همچون شریف امامی، علی امینی و اسداللّه علم بود. شریف امامی با شعار مبارزه با فساد و انجام اصلاحات و آزادی احزاب و برگزاری انتخابات آزاد به میدان آمد. پس از او علی امینی که بیش از همه مورد توجه امریکایی‏ها بود و خود را روشنفکر می‏نمایاند، روی کار آمد. امینی ، پس از ارتحال آیت اللّه بروجردی، برای جلب همراهی علما به قم آمد و از جمله کسانی که موفق به دیدار و گفتگو با آنان شده حضرت امام خمینی بود. امام، در این دیدار انتقادات و توصیه‏هایی را به نخست وزیر شاه فرمود و امینی سالها بعد، این سخنان را بسیار روشنفکرانه قلمداد کرد.

عمر نخست وزیری امینی چندان نپایید و او جای خود را به یکی از سرسپرده‏ترین کارگزاران سلطنت پهلوی، اسداللّه علم داد. این جا به جایی در تیرماه ۱۳۴۱ش اتفاق افتاد و در همان سال، لایحه “انجمنهای ایالتی و ولایتی” در کابینه عَلَم، تصویب شد. این لایحه از جهاتی مترقی و اصلاح‏طلبانه می نمود، اما به واقع در راستای اهداف استعماری امریکا و گسترش تجددگرایی و مبارزه با نفوذ دین در میان ایرانیان بود. طبق مصوبه دولت، سه شرط مسلمان بودن، سوگند به کلام اللّه مجید و مرد بودن رای‏دهندگان و انتخاب‏شوندگان ـ که از شرایط عمومی و سنتی در انتخابات آن روزگار بود ـ در میان ویژگیهای این انتخابات به چشم نمی‏خورد.

به دعوت امام خمینی، در منزل حاج شیخ عبدالکریم حائری(موسسه حوزه علمیه قم) جلسه‏ای با حضور آیات طراز اول قم برگزار شد. در این شورای مهم و سرنوشت‏ساز امام خمینی با آیت اللّه گلپایگانی و برخی از مراجع دیگر رایزنی‏های بسیار کردند و پس از گفتگوهای مفصل، تصمیم بر آن شد که تلگرافی به شاه ارسال کرده مخالفت مراجع قم را با مصوبه اخیر دولت ابراز نمایند. همزمان ، پیامهای روشنگرانه‏ای نیز به علمای مراکز و شهرهای دور و نزدیک ارسال فرمودند. امام خمینی، خود نیز برای نخست‏وزیر نوشت:

این جانب مجدداً به شما نصیحت می‏کنم که به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسی گردن نهید و از عواقب وخیمه تخلف از قرآن و احکام علمای ملت و زعمای مسلمین و تخلف از قانون اساسی بترسید و عمداً و بدون موجب مملکت را به خطر نیندازید و الا علمای اسلام درباره شما از اظهار عقیده خودداری نخواهند کرد.رژیم شاه و دولت امریکایی علم، به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت روی آورد و حتی علم صراحتاً گفت: “دولت از برنامه اصلاحی که در دست اجرا دارد، عقب‏نشینی نمی‏کند.”

اما پیام‏ها و اقدامات موثر امام خمینی و دیگر علمای قم، نهضت دوماهه را چنان میان مردم گسترانده بود که برای دولت علم و حکومت شاه چاره‏ای جز تسلیم باقی نماند. سرانجام پس از قریب دوماه کشمکش، شاه و دولت به دادن پاسخهای مساعد به علمای قم تن دادند. در این پاسخهای مکتوب، به روشنی لحنِ عقب‏نشینی و دلجویی از علمای قم به چشم می‏خورد؛ اما در میان هیچ یک از این پاسخها، نام امام خمینی که بنیانگذار این نهضت دوماهه بود، دیده نمی‏شد. حکومت به درستی دریافته بود که آیت اللّه خمینی به این مقدار قناعت نخواهد کرد و مطالبات بیشتری را طرح خواهد نمود. اما امام خمینی همچنان به مخالفت خود ادامه دادند و از دولت خواستند که طی بیانیه‏ای رسمی لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را لغو کرده خبر آن را منتشر کند. برخی از علمای حوزه علمیه موضع دولت را قانع کننده تشخیص دادند و خواستار پایان دادن به قیام شدند. در همان حال، امام خمینی خطاب به مردم نوشتند:

ملت مسلمان تا این خطرها رفع نشود، سکوت نمی‏کند و اگر کسی سکوت کند در پیشگاه خداوند قادر متعال مسئول و در این عالم محکوم به زوال است… ملت مسلمان و علمای اسلام زنده و پاینده هستند و هر دست خیانتکاری که به اساس اسلام و نوامیس مسلمین دراز شود، قطع می‏کنند.

امام، این سخنان را در پاسخ اصناف تهران که از ایشان درباره مصاحبه رادیویی علم پرسیده بودند، مرقوم فرمود. امام در آن پاسخ، افزودند:

به نظر اینجانب مصاحبه آقای نخست وزیر به هیچ وجه ارزش قانونی نداشت و نظر این جانب را تامین ننمود… زیرا چیزی که در هیات وزیران تصویب شد به امضای آقای نخست وزیر لغو نمی‏شود و به قوّت خود باقی است.

در همین نامه، امام خمینی برای اولین بار خطر صهیونیسم و صهیونیسم گرایان داخلی را گوشزد می‏کنند و به همگان هشدار می‏دهند که باید جلو پیشرفت صهیونیستها را به اقتصاد و سیاست کشور گرفت:

قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستهاست که در ایران به [صورت] حزب بهایی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین تمام اقتصاد این مملکت را با تایید عمّال خود قبضه می‏کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شوون ساقط می نمایند.

ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی بهانه‏ای شد برای طرح اساسی‏ترین مطالبات مردم و علما از دولت وقت، مسائل و مشکلاتی که امام خمینی در این ماجرای کوتاه مطرح کردند، بسیار کلی‏تر و مهم‏تر از موضوع خود لایحه بود. داستان انجمنهای ایالتی و ولایتی، آغاز قصه بلند انقلاب اسلامی شد و اولین جوانه انقلاب در سرزمین سلطنت‏زده ایران بود.

سرانجام، دولت علم به خواست ملت و علمای دین گردن نهاد و لایحه یاد شده در جلسه هفتم آذرماه سال ۱۳۴۱ در هیات دولت لغو شد و خبر آن کتباً به مراجع قم ابلاغ شد. امام خمینی، در نشستی با علمای قم لغو چنین لایحه اهانت آمیزی را پشت درهای بسته کافی ندانست و به نمایندگی از مراجع وقت، خواستار آن شد که خبر لغو آن، رسماً و علناً اعلام گردد.

فردای همان روز، خبر لغو لایحه در روزنامه‏های دولتی انعکاس یافت و بدین ترتیب نخستین پیروزی اسلامی در نبرد با طاغوت، نصیب مردم ایران شد. در آن روزهای جشن و شادی، امام طی سخنانی فرمودند:

در این دو ماه که این پیشامد کرد، شب‏هایی شد که من دو ساعت خواب کردم… باز اگر دیدیم شیطانی از خارج متوجه مملکت باشد، ما همین هستیم و دولت همان … نصیحت از واجبات است… از شاه گرفته تا این آقایان، تا آخر مملکت، همه را باید علما نصیحت کنند.

بزرگترین دستاورد ملت مسلمان ایران در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، شناخت بهتر و عمیق‏تر آیت اللّه خمینی بود. گرچه امام خمینی تا آن زمان عالمی نستوه و مرجعی روشن بین شناخته می‏شد، پس از این ماجرا همگان دانستند که برای رهبری و امامت امت، کسی لایق‏تر از امام خمینی نیست. از این رو می توان مهم‏ترین نتیجه این قیام دوماهه را گسترش و تعمیق رابطه امت و امام دانست.

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *