صفحه اصلی » امام خمینی(ره) » زندگینامه » امام خمینی(ره) و فدائیان اسلام
منتشر شده در ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ | دسته : زندگینامه

امام خمینی(ره) و فدائیان اسلام

اندازه قلم

نمی‏ توان از نهضت ملی شدن نفت، کاشانی و مصدق سخن گفت و “فداییان اسلام” را از نظر دور داشت.

فداییان اسلام، یکی از سه قطب فعالیتهای مذهبی، در بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ بودند؛ دو قطب دیگر عبارتند از: آیت‏اللّه کاشانی و آیت اللّه بروجردی. این گروه به رهبری سید مجتبی نواب صفوی، در پی اجرای احکام و حدود دینی بودند. از مهمترین اقدامات سیاسی ـ نظامی این جمعیت پاکباخته ، قتل سپهبد رزم آرا است. گفته می‏شود این حذفِ فیزیکی، به پیشنهاد جبهه ملی و درخواست آیت اللّه کاشانی انجام شد. به هر روی قتل رزم آرا، نقش مهمی در به قدرت رسیدن نیروهای ملی ـ مذهبی داشت.

شکاف میان دو رهبر نهضت نفت، یعنی مصدق و آیت اللّه کاشانی، فداییان اسلام را در تنگنای صعب العبوری قرار داد. دکتر محمد مصدق پس از قبول پست صدارت در هشتم فروردین سال ۱۳۳۰ش. چندان به خواسته‏ها و مطالبات این گروه توجهی نکرد و افزون بر آن، برخی از رهبران ایشان را ـ که پیشتر به زندان افتاده بودند ـ در زندان نگاه داشت. حتی دو ماه پس از روی کار آمدن نخست وزیر ملی، دکتر محمد مصدق، نواب صفوی به زندان افتاد و تا بهمن ۱۳۳۱، یعنی بیش از بیست ماه در زندان به سر برد. اساس اختلافات فداییان اسلام با جبهه ملی و رهبرشان، دکتر محمد مصدق در اهداف و شیوه مبارزه با استعمار بود. فداییان اسلام با تاکید بر شعائر اسلامی، همکاری با دولت ملی را به اجرای احکام اسلامی، مشروط کرده بود. از سویی درک و شناخت فداییان اسلام و رهبر غیرتمند آنان از اسلام و اوضاع کشورهای اسلامی، با آنچه در ذهن و زبان سران جبهه ملی می‏گذشت، تفاوت بسیار داشت. از این رو، دوران حاکمیت دولت ملی، ایام خوشایندی برای نواب صفوی و همراهانش نبود.

کودتای ۲۸ مرداد، تقریباً به حیاب جبهه ملی پایان داد و جز آنچه سالها بعد، تحت عنوان “نهضت آزادی ایران” ظهور کرد، تشکل خاصی اندیشه‏های مصدق را پی نگرفت. اما فداییان اسلام تا دو سال پس از کودتای زاهدی، به فعالیتها و مبارزات سرسختانه خود ادامه دادند، تا این که در ۲۵/۸/۱۳۳۴ در ماجرای ترور ناموفق حسین علأ نخست وزیر وقت ایران، دستگیر و محاکمه و سپس اعدام شدند.

امام خمینی به همراه تنی چند از مجتهدان قم، بسیار کوشیدند که از اجرای حکم اعدام آنان، جلوگیری کنند. امام برای آوردن فشار بر دستگاه حکومتی، نزد آیه‏اللّه بروجردی رفت و از ایشان خواست که رژیم را از اجرای حکم اعدام درباره نواب صفوی و دوستانش بازدارد؛ لیکن تلاشهای امام، ثمر نداد و نواب صفوی، طهماسبی، ذوالقدر و واحدی که هسته مرکزی فداییان بودند، شهد شهادت را نوشیدند.

به عقیده نگارنده، تحقیق درباره این بخش از تاریخ معاصر ایران، نیاز به حوصله و دقت بسیار دارد و نباید محققانی که خالی از حب و بغضِ سیاسی نیستند، این مهم را برعهده گیرند. انبوه نوشته‏هایی که تاکنون درباره نهضت ملی شدن نفت، اختلاف میان آیت اللّه کاشانی و مصدق، و فداییان اسلام، تحقیق و تالیف شده‏اند کمتر به پیدا کردن منشا واقعی اختلافات و نزاعهای فیمابین اهتمام ورزیده‏اند. بیشترین همت مولفان و نویسندگانِ تاریخ معاصر ایران، استفاده از این مقطع تاریخی برای نشان دادن حقانیت خود در روزگار حاضر است. دریغا که در این روزهای ملتهب که بیش از هر تنوری، بازار سیاست و سیاست‏بازی داغ است، هرکس به فراخور اندیشه‏های خود، بخشی از این برهه تاریخی را به نقد و بررسی می‏گذارد و از میان آنچه خود بافته و گفته است، دلایلی چند برای درستی افکار و مواضع خود در این سالها می‏یابد. بر محققان و پژوهشگران منصف است که این بخش از تاریخ سیاسی ایران را بیش از پیش به مداقه و تحلیل صادقانه گذارند و سرنوشت نهضت ملی شدن نفت را به گرایشهای خود نیاویزند.

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *