صفحه اصلی » امام خمینی(ره) » زندگینامه » امام خمینی(ره) و قیام ۱۵ خرداد
منتشر شده در ۲۱ اسفند ۱۳۹۲ | دسته : زندگینامه

امام خمینی(ره) و قیام ۱۵ خرداد

اندازه قلم

غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی، به تازگی فروکش کرده بود که این بار شاه خود به میدان آمد و طرحی با عنوان “انقلاب سفید” یا “انقلاب شاه و میهن” با اصولی ششگانه اعلام کرد. به زعم شاه شکست حکومت در ماجرای انجمنها، از آن رو بود که دولت عهده‏دار آن شده بود؛ اما اینک که او خود پا به میان گذاشته است، کسی جرئت مخالفت و ابراز نظر مخالف ندارد.

معروف‏ترین بند اصول ششگانه انقلاب سفید الغای رژیم ارباب و رعیتی بود. این اصول از داخل و خارج مورد حمایت‏های بسیار قرار گرفت. امریکا این انقلابِ شاهی را نسخه‏ای کاملاً مناسب با اهداف خود می‏دانست و از این رو از هیچ حمایت و عنایتی به شاه دریغ نکرد. در داخل کمونیستها این دگرگونی را هماهنگ با مراحل دیالکتیک تاریخی خود می‏پنداشتند و بر آن بودند که این تغییرات همان انتقال مرحله فئودالیته به سرمایه‏داری و پس از آن، ظهور کمونیسم است. این تحلیل، ابر قدرت شرق را نیز به مسالمت و موافقت با شاه کشانده بود و احزاب طرفدار شوروی نیز به قافله حامیان پیوستند.

درست به همین دلیل، احزاب چپ و کمونیستی نتوانستند قیام مردمی ۱۵ خرداد را درک کنند و آن را حرکتی ارتجاعی و مذبوحانه از جانب فئودالها خواندند.

شاه در دیماه ۱۳۴۱ هجری شمسی اصول ششگانه اصلاحات خویش را اعلام کرد و از مردم خواست که در ۶ بهمن همان سال به پای صندوقها آمده بدان رای مثبت دهند.

امام خمینی، گروهی از علما و مراجع قم را به تشکیل جلسه‏ای در این باره دعوت کرد. در آن جلسه مقرر شد که آیت اللّه روح اللّه کمالوند به نمایندگی از مراجع قم با شاه مذاکره کند و انگیزه وی را از این اصلاحات جویا شود. مرحوم آیت اللّه کمالوند، پس از بازگشت از تهران نتیجه گفتگوهای خود را با شاه به علمای قم و امام خمینی بازگفت. از این گفتگوها چنین برمی‏آمد که این اصلاحات برای شاه بسیار مهم و سرنوشت‏ساز است. شاه در اهمیت این”انقلاب از بالا” به مرحوم کمالوند، گفته بود: “اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود . من باید این برنامه را اجرا کنم؛ زیرا اگر نکنم از بین می‏روم و کسانی روی کار می آیند و به این کارها دست می‏زنند که نه تنها هیچ اعتقادی به شما و مرام و مسلک شما ندارند، بلکه مساجد را بر سر شما خراب خواهند کرد و شما را نیز از بین خواهند برد”. ۴۷شاه به این تهدیدها بسنده نمی‏کند و از راه تطمیع و مسالمت نیز وارد می‏شود و به گفته‏های خود می‏افزاید]”در صورتی که] روحانیون با این برنامه اصلی موافقت کنند و به کارشکنی و مخالفت دست نزنند، اطمینان می‏دهم که هر پیشنهاد و خواسته‏ای که درباره روحانیت داشته باشند، برآورده سازم”.

امام خمینی از لحن پیام شاه درمی‏یابد که این اصلاحات بیش از هر چیز به نفع شاه و سلطنت او است. از طرفی حامیان این طرح امام را به این نتیجه رساند که با اجرای اصول انقلاب سپید، زمینه برای نفوذ بیشتر امریکا و اسرائیل به ایران مساعدتر می‏شود.

در نشست بعدی علمای قم، حضرت امام خواستار تحریم رفراندوم می‏شود. اما اعضای دیگر جلسه با این رویه و ستیزه‏جویی با تصمیمات حکومت، موافقت نمی‏کنند.امام خمینی، به بیان‏های مختلف، حاضران در جلسه را با عقیده خود همراه می‏کند و سرانجام فتوای تحریم را از آنان می‏گیرد. خود نیز در بیانیه‏ای صریح در دوم بهمن، چهار روز پیش از رفراندوم، آن را اجباری و مخالف اسلام و قانون اساسی قلمداد می‏کنند. پس از انتشار پیام امام، بازار تهران تعطیل شد و دانشجویان دانشگاه تهران دست به راهپیمایی‏های اعتراض‏آمیز زدند. پلیس مجبور به مداخله شد و جمعی از دانشجویان را مجروح و برخی را دستگیر کرد.

شاه، اصلاحات دیکته شده را “انقلاب سفید” نامیده بود و به هیچ‏وجه نمی‏توانست کشور را در آستانه رفراندوم به خاک و خون کشد. شدت عمل و خونریزی بیشتر می‏توانست فلسفه انقلابی را که او “سفید” و “تصویب ملّی” نامیده بود، از بین ببرد. از این‏رو تصمیم گرفت با اطلاع قبلی وارد قم شود و نظر موافق علمای دین را، مانند امضایی نافذ و مقدس، پای برنامه‏های خود بگذارد. علی‏رغم، تلاش بسیاری که کارگزاران حکومت در قم کردند، هیچ‏گونه استقبالی از جانب روحانیت نسبت به شاه به عمل نیامد. امام خمینی، حتی مردم را از رفت و آمد در شهر منع کرده بودند و از ایشان خواسته بودند در روز چهارم بهمن در خیابان‏های شهر ظاهر نشوند. نه تنها مردم و روحانیون، شاه را استقبال نکردند، حتی تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه ـسلام‏اللّه علیها ـ نیز آن روز از خانه خود بیرون نیامد و این برای شاه که می‏دانست تولیت آستانه مقدسه، باید به نوعی کارگزار حکومت نیز باشد، بسیار دردناک بود. سختی آن مواجهه و دردناکی آن را برای شاه، می‏توان از سخنرانی او در جمع مقامات محلی قم دریافت. وی در این سخنرانی روحانیت را “ارتجاع سیاه” و بدتر از “ارتجاع سرخ “و “صد برابر خائن‏تر از حزب توده” و “مخالف اصلاحات” نامید و با به کار بردن کلمات رکیک و جملات تند، عصبانیت خود را از اقدام شجاعانه مردم و روحانیت نشان داد.

روز ۶ بهمن، رفراندوم انجام شد و در حالی که مردم اغلب شهرها آن را تحریم کرده بودند، رسانه‏های دولتی به طرز وقیحانه‏ای خبر از تصویب آن با اکثریت آرأ دادند: ۵۶۰۰۰۰۰رای موافق در مقابل ۴۱۵۰ رای مخالف! پس از اعلام نتایج، سیل پیام‏های تبریک از سوی دول غربی و کشورهای منطقه به سوی دربار سرازیر شد. کندی، رئیس‏جمهور وقت امریکا، از انتخابات بهمن، به رفراندوم تاریخی یاد کرد و طی پیامی به شاه به او اطمینان داد که از این پس، می‏تواند کمک‏های بیشتری از امریکا دریافت کند. روزنامه‏های امریکا نیز به کمک شاه آمدند و او را بیش از هر وقت دیگر مستحق حمایت و کمک‏های مادی و معنوی دانستند. مطبوعات غربی، تصویب ملی اصول ششگانه را “اقدام انقلابی” و رسانه‏های دولت شوروی، آن را مبارزه با نظام فئودالی خواندند. در همین روزنامه‏ها، مخالفان اصلاحات، پس‏مانده‏های رژیم فئودالیته خوانده شدند و شاه، قهرمان مبارزه با فئودالیسم!

۸ بهمن ماه آن سال مصادف بود با آغاز ماه مبارک رمضان. امام خمینی به عموم مسلمانان ایران پیشنهاد کرد امسال مراسم نماز جماعت و سخنرانی در مساجد تعطیل شود و مردم برای اعلام انزجار از شاه و عملکردهای او، دست به مبارزات منفی بزنند. در روز عید فطر همان سال، امام خمینی برای مردمی که از راه‏های دور و نزدیک به دیدار ایشان آمده بودند، سخنرانی مهمی ایراد فرمودند و در آن سخنرانی شاه را به تمکین در برابر اسلام و علما دعوت کردند. شاه نیز در ۲۳ اسفند، با سخنانی تند و توهین‏آمیز، کسانی را که رفراندوم را تحریم کرده بودند به سرکوب و شدّت‏عمل تهدید کرد. امام خمینی برای پیشگیری از اقدامات شاه و گستراندن دامنه انقلاب به همه لایه‏های جامعه، نوروز سال جدید (۱۳۴۲) را عزای عمومی اعلام کردند. این تصمیم که طی بیانیه‏ای انتشار یافت، مردم را بیش از پیش به مشارکت با انقلاب اسلامی می‏خواند و این مشارکت عمومی می‏توانست، شاه را در بدترین وضعیت سیاسی ـ اجتماعی قرار دهد.

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *