منتشر شده در ۰-۱۴۵۸ فروردین ۷۷۷ | دسته : رساله

صلح‏

اندازه قلم

صلح‏

صلح‏

س ۱۷۹۲: شخصى همه دارایى خود از قبیل مسکن، ماشین، فرش و لوازم منزلش را به همسرش صلح کرده است و همچنین او را وصىّ و قیم اولاد صغیر خود نیز قرار داده است، آیا پدر و مادر او بعد از وفات وى حق مطالبه چیزى از ترکه او را دارند؟

ج: اگر ثابت شود که میّت در زمان حیات خود همه دارایى‏اش را به همسرش یاهر فرد دیگرى صلح کرده است به‌طورى که چیزى از آنها را براى خود تا زمان وفاتش باقى نگذاشته است، موضوعى براى ارث بردن پدر و مادر یا سایر ورثه باقى نمى‏ماند، در نتیجه حق ندارند هیچ‌یک از اموال او را که در زمان حیاتش ملک همسرش شده است، از زوجه او مطالبه کنند.

س ۱۷۹۳: شخصى قسمتى از اموالش را به فرزند خود صلح کرده است ولى بعد از گذشت چند سال مبادرت به فروش آن اموال به همان فرزند خود نموده است و در حال حاضر ورثه او بر اساس گواهى پزشکى ادّعا مى‏کنند که پدر آنان از مدتى قبل از فروش خانه تا زمان انجام آن، از سلامت عقلى برخوردار نبوده است. آیا فروش مال مورد مصالحه به خود مصالح‏له عدول از مصالحه محسوب مى‏شود و حکم به صحّت‏ بیع مى‏شود؟ و بر فرض بقاى صلح بر صحّت‏، آیا در ثلث مال مورد مصالحه صحیح است یا در تمام آن؟

ج: صلح قبلى محکوم به صحّت‏ ونفوذ است و تا زمانى که در آن حق فسخ براى مصالح ثابت نشده باشد، محکوم به لزوم نیز هست، در نتیجه فروش بعدى مال مورد مصالحه توسط او صحیح نیست هرچند در هنگام فروش آن از سلامت عقلى برخوردار بوده باشد و صلحى که محقق شده و حکم به صحّت‏ و لزوم آن شده است، نسبت به همه مالى که مورد مصالحه قرار گرفته، نافذ است.

س ۱۷۹۴: فردى همه اموال حتّى مطالبات و حقوق خود در مؤسسه خدمات بهداشتى را به همسرش مصالحه مى‏کند، ولى مؤسسه مزبور اعلام مى‏دارد که او از نظر قانونى حق مصالحه حقوق خود در آن مؤسسه را ندارد، در نتیجه از موافقت با او خوددارى مى‏کند، خود مصالح هم به آن اعتراف دارد و مى‏گوید که به قصد فرار از پرداخت بدهى هاى خود به دیگران این کار را انجام دادم. این صلح چه حکمى دارد؟

ج: صلح بر مال دیگرى و یا بر مالى که متعلّق حق دیگران است، فضولى و متوقف بر اجازه مالک یا صاحب حق است و اگر صلح بر ملک طلق و تام مصالح صورت بگیرد ولى هدف از صلح آن فرار از پرداخت دیون خود به دیگران باشد، صحّت‏ و نفوذ این صلح محل اشکال است، به‌خصوص اگر هیچ امیدى به بدست آوردن اموال دیگر و پرداخت بدهى‏هاى خود از آنها وجود نداشته باشد.

س ۱۷۹۵: در قرارداد صلحى آمده است که پدرى بعضى از اموال خود را به فرزندش مصالحه کرده و به او تحویل داده است، آیا این سند از نظر شرعى و قانونى معتبر است؟

ج: مجرّد قرارداد صلح تا زمانى که ا طمینان به صحّت‏ مضمون آن حاصل نشده است، دلیل و حجت شرعى بر انشاء عقد صلح و کیفیت آن محسوب نمى‏شود، بله اگر بعد از احراز تحقّق صلح از طرف مالک، شک در وقوع آن به نحو صحیح شرعى داشته باشیم، عقد صلح شرعاً محکوم به صحّت‏ است و آن مال ملک مصالح‌له مى‏باشد.

س ۱۷۹۶: پدر شوهرم هنگام ازدواج من با پسرش قطعه زمینى را در برابر مقدارى پول به من مصالحه کرد و آن را به من منتقل نمود و قراردادى راجع به آن در حضور تعدادى شاهد تنظیم کرد، ولى اکنون ادّعا مى‌کند که آن معامله صورى بوده است، حکم این مسأله چیست؟

ج: مصالحه مذکور شرعاً محکوم به صحّت‏ است و ادّعاى صورى بودن آن تا از طرف مدّعى ثابت نشود، اثرى ندارد.

س ۱۷۹۷: پدرم در زمان حیات خود همه اموال منقول و غیر منقول خود را به من صلح نمود، به این شرط که بعد از وفات او به هریک از خواهرانم مبلغى را بپردازم، آنان هم به این کار راضى شده و سند وصیّت را امضا کردند، بعد از وفات پدرم حق آنان را داده و بقیه اموال را گرفتم، آیا تصرّف در این اموال براى من جایز است؟ و اگر آنان به این کار راضى نباشند، حکم مسأله چیست؟

ج: این صلح اشکال ندارد و مال مورد مصالحه در فرض مرقوم براى شما است و عدم رضایت سایر ورثه اثرى ندارد.

س ۱۷۹۸: اگر فردى در غیاب بعضى از فرزندانش و بدون موافقت فرزندانى که حاضر هستند، اموالش را به یکى از پسران خود صلح کند، آیا این صلح صحیح است؟

ج: مصالحه کردن اموال توسط مالک در زمان حیاتش به یکى از ورثه، منوط به موافقت سایر ورثه نیست و آنان حق اعتراض به آن را ندارند. بلى اگر این کار موجب برانگیختن فتنه و اختلاف در بین فرزندان شود جایز نیست.

س ۱۷۹۹: اگر شخصى مقدارى مال را به دیگرى مصالحه کند به این شرط که فقط خودِ متصالح از آن استفاده کند، آیا جایز است متصالح آن را بدون رضایت مصالح براى همان انتفاع به شخص سومى بدهد و یا بدون رضایت او شخص دیگرى را براى استفاده از آن با خود شریک کند؟ و در صورت صحیح بودن، آیا رجوع مصالح از صلح جایز است؟

ج: جایز نیست متصالح از شروطى که در ضمن عقد صلح به آنها ملتزم شده، تخلّف کند و در صورتى که از شروط تخلّف نماید جایز است مصالح عقد صلح را فسخ کند.

س ۱۸۰۰: آیا جایز است مصالح بعد از تحقّق عقد صلح، از آن عدول کند و بدون اعلام به متصالح اول، دوباره مال را به فرد دیگرى صلح نماید؟

ج: اگر صلح به نحو صحیح محقق شود، نسبت به مصالح لازم است و تا زمانى که براى خودش حق فسخ قرار نداده، حق رجوع از آن را ندارد، بنا بر این اگر همان مال را به فرد دیگرى صلح کند، فضولى است و متوقف بر اجازه متصالح اول است.

س ۱۸۰۱: بعد از تقسیم دارایى مادرى بین پسران و دختران او و طىّ مراحل قانونى و گرفتن گواهى حصر وراثت و بعد از آنکه هر یک از ورثه سهم خود را گرفتند و مدت زمان طولانى از آن گذشت، یکى از دختران او ادعا مى‌کند که مادرش در زمان حیات خود همه اموالش را به او مصالحه کرده و سند عادى هم راجع به آن تنظیم شده که فقط توسط او و شوهرش امضا شده است و اثر انگشتى هم در آن وجود دارد که منسوب به مادر اوست، آن دختر هم اکنون خواهان همه ترکه است، تکلیف چیست؟

ج: تا زمانى که ثابت نشده که مادر در زمان حیات خود اموالش را به آن دختر صلح کرده، او نسبت به آنچه ادعا مى‏کند حقّى ندارد و صرف قرارداد صلح تا زمانى که مطابقت آن با واقع ثابت نشود اعتبارى ندارد.

س ۱۸۰۲: پدرى همه دارایى خود را به فرزندانش صلح کرده، به این شرط که تا زنده است در آنها اختیار تصرّف داشته باشد، با توجه به این مطالب، حکم موارد زیر چیست؟

 

 الف: آیا این صلح با آن شرط صحیح و نافذ است؟

 

 ب: و بر فرض صحّت‏ و نفوذ، آیا جایز است مصالح از این صلح رجوع کند؟ و برفرض جواز، اگر بعد از صلح مبادرت به فروش قسمتى از اموال مورد مصالحه نماید، آیا این کار او عدول از صلح محسوب مى‏شود؟ و بر فرض اینکه عدول از صلح باشد، آیا عدول از همه صلح است یا فقط عدول از صلح اموال فروخته شده است؟

 

ج: عبارت «اختیار تصرّف در طول مدت حیات» که در قرارداد صلح آمده، آیا به معناى حق فسخ است یا به معناى حق انتقال آن اموال به دیگرى و یا به معناى حق تصرّف خارجى در آن اموال از طریق استفاده از آنها در طول مدت حیات است؟

ج: الف: صلح مذکور با آن شرط محکوم به صحّت‏ و نفوذ است.
 ب: عقد صلح از عقود لازم است. درنتیجه تا زمانى که مصالح در آن حق فسخ نداشته باشد، فسخ آن توسط او صحیح نیست، بنا بر این اگر بعد از آنکه اموال مزبور را صلح کرد، بدون آنکه حق فسخ صلح را داشته باشد، قسمتى از آن را به
یکى از طرفهاى صلح بفروشد، معامله نسبت به سهم مشترى باطل است و نسبت به سهام طرفهاى دیگر صلح فضولى و متوقف بر اجازه آنان است.
ج: ظاهر عبارت «اختیار تصرّف در طول مدت حیات» حق تصرّف خارجى است نه حق فسخ و نه حق انتقال آن اموال به دیگرى.

 

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *