منتشر شده در ۰۲ فروردین ۱۳۹۳ | دسته : مقاومت لبنان

قطعنامه ۱۷۰۱ و پیامدهای آن

اندازه قلم

سرانجام پس چند هفته تهاجم بی‌وقفه و گسترده, اسرائیل نه تنها به اهداف مورد نظر دست نیافت بلکه در آستانه شکست قرار گرفت. استکبار که از دست‌یابی به اهداف مورد نظر از طریق نظامی ناامید گردیده بود, جبهه دیپلماتیک را تقویت کرد و با تفاهم با فرانسه که به ظاهر رابطه‌ای خوب و قدیمی با لبنان داشت, پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به شورای امنیت ارائه کرد.
پیش‌نویس توافقی فرانسه و آمریکا در خصوص بحران لبنان به این شرح است:
 ـ توقف درگیری‌های نظامی در منطقه، بدون آتش‌بس؛
 ـ تلاش برای آتش‌بس دائمی بر اساس شروط بین‌المللی؛
 ـ تشکیل نیروهای بین‌المللی برای برقراری صلح در منطقه؛
 ـ ایجاد منطقه بدون سلاح, از مرز فلسطین اشغالی(خط آبی) تا رودخانه لیطانی ـ در این منطقه فقط ارتش لبنان و نیروهای بین‌المللی باید مستقر باشندـ؛
 ـ خلع سلاح گروه‌های مسلح در لبنان؛
 ـ تحریم فروش تسلیحات به لبنان؛
 ـ خلع سلاح حزب‌الله؛
ـ آزادی دو گروگان اسرائیلی؛
ـ حل مشکلات مرتبط با به آزادی اسرای لبنانی.
به دنبال ارائه پیش‌نویس قطعنامه, حزب‌الله لبنان و برخی مسئولان آن کشور این پیش‌نویس را رد کردند و بر مقاومت مشروع تأکید نمودند. 
ـ سید حسن نصر الله با اشاره به قطعنامه پیشنهادی فرانسه و آمریکا گفت: «حداقل توصیف ما  از این قطعنامه این است. که این قطعنامه ناعادلانه است این قطعنامه بیش از آنچه رژیم صهیونیستی در پی آن بود است». به آن اعطا کرده است وی از بسته صلح دولت لبنان استقبال کرد و از بیروت خواست تسلیم فشار آمریکا نشود. دبیر کل حزب الله گفت: «ما تلاش خواهیم کرد که جنوب لبنان را به گورستان نظامیان رژیم صهیونیستی تبدیل کنیم». 
این پیش‌نویس با مخالفت جدی ایران, سوریه و برخی کشورهای مستقل روبرو شد. آمریکا به ناچار و با توجه به شرایط بسیار سخت اسرائیل قسمتی از موارد را حذف و نکات تازه‌ای بدان اضافه نماید و سرانجام قطعنامه ۱۷۰۱ به اتفاق آراء در شورای امنیت به تصویب رسید.
 
متن کامل قطعنامه ۱۷۰۱
 
سمتن کامل قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل که شامل پاراگراف‌های مقدماتی (PP) و پارگراف‌های عملی (OP) است:
شورای امنیت سازمان ملل؛
PP1, با یادآوری همه قطعنامه‌های قبلی درباره لبنان, به خصوص قطعنامه۴۲۵(۱۹۷۸م), ۴۲۶(۱۹۷۸م), ۵۲۰(۱۹۸۲م), ۱۵۵۹(۲۰۰۴م), ۱۶۵۵(۲۰۰۶م), ۱۶۸۰(۲۰۰۶م), ۱۶۹۷(۲۰۰۶م) و ۱۶۹۷(۲۰۰۶م) به علاوه همه بیانیه‌های ریاست شورا درباره اوضاع لبنان. به خصوص بیانیه ۱۸ ژوئن ۲۰۰۰م،‌ 19 اکتبر ۲۰۰۴م، ۴ مه ۲۰۰۵م، ۲۳ ژانویه ۲۰۰۶م و ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶م؛
PP2, با ابراز نهایت نگرانی از ادامه خصومت‌های فزاینده میان لبنان و اسرائیل, از زمان حمله حزب‌الله در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶م, که تاکنون به مرگ صدها نفر و زخمی شدن نیروهای دو طرف و وارد آمدن خسارات فراوان به زیرساخت‌های مدنی شده و صدها هزار نفر را بی‌خانمان کرده است.
PP3, بر ضرورت خاتمه خشونت‌ها تاکید می‌کند؛ اما در عین حال بر ضرورت رسیدگی فوری به عواملی که به بحران اخیر منجر شد؛ از جمله آزادی بدون قید و شرط سربازان ربوده شده اسرائیلی تصریح می‌کند.
 PP4, با در نظر گرفتن حساسیت موضوع زندانیان و ترغیب تلاش‌ها در حل ‌و فصل فوری موضوع زندانیان لبنانی در اسرائیل.
PP5, از تلاش‌های نخست‌وزیر لبنان و تعهد دولت این کشور در طرح هفت‌ موردی, برای تعمیم حاکمیت خود بر همه تمامیت ارضی این کشور از طریق نیروهای مسلح مشروع, به گونه‌ای که دیگر هیچگونه سلاحی بدون موافقت دولت لبنان وجود نداشته باشد و کسی جز دولت لبنان دارای حاکمیت نباشد، استقبال می‌شود: همچنین از تعهد این دولت به نیروهای سازمان ملل و با در نظر داشتن درخواست این دولت, در این طرح, برای خروج فوری نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان.
PP6, شورا مصمم است که خروج این نیروها در اسرع وقت انجام شود.
PP7, با در نظر گرفتن نکات پیشنهاد شده در طرح هفت‌گانه, در ارتباط با مزارع شبعا,
PP8, از تصمیم یکپارچه و واحد دولت لبنان, در ۷ اوت ۲۰۰۶م, برای استقرار نیروهای مسلح لبنان به تعداد پانزده هزار نفر در جنوب این کشور, همزمان با خروج نیروهای اسرائیلی به پشت خط آبی استقبال می‌کند و از(unifilیونیفل) درخواست می‌شود که نیروهای بیشتری برای کمک اعزام دارد؛ به منظور تسهیل ورود نیروهای مسلح لبنان به منطقه و تاکید بر نیت آنان برای تقویت نیروهای مسلح لبنان, با استفاده از امکانات مورد نیاز برای انجام وظایف محوله؛
PP9, با آگاهی از مسئولیت‌های آن برای کمک به دستیابی, به آتش‌بس دائم و راهکار بلندمدت برای این مناقشه؛
PP10, با تایید این امر که اوضاع لبنان برای صلح و امنیت بین‌المللی یک تهدید محسوب می‌شود؛
OP1, خواستار توقف کامل خشونت‌ها و به خصوص توقف فوری همه حملات از سوی حزب‌الله و توقف فوری هر گونه عملیات نظامی توسط اسرائیل می‌شود.
OP2, با استناد به توقف کامل خشونت‌ها، همانگونه که در پاراگراف یازده درج شده است, از دولت لبنان و یونیفل می‌خواهد که نیروهای خود را در کنار هم, در تمام مناطق جنوب مستقر کنند و از دولت اسرائیل می‌خواهد که همزمان با آغاز استقرار این نیروها،‌ نیروهای خود را به موازات آن از جنوب لبنان خارج کند.
OP3, بر اهمیت تعمیم کنترل دولت لبنان بر خاک این کشور بر اساس مفاد قطعنامه ۱۵۵۹ و ۱۶۸۰ و مفاد توافق «طائف» تاکید می‌کند, تا این دولت کنترل کامل بر تمامیت ارضی را به گونه‌ای در دستگیرد که هیچ سلاحی بدون موافقت دولت لبنان وجود نداشته باشد و هیچ قدرتی غیر از دولت لبنان حاکمیت نداشته باشد.
OP4, بر حمایت قاطع خود برای رعایت خط آبی مجدداً تاکید می‌کند.
OP5, همچنین بر حمایت قاطع خود, همانگونه که در همه قطعنامه‌های مرتبط پیشین تاکید شده، تصریح می‌کند, تا یکپارچگی، حاکمیت و استقلال سیاسی لبنان در حدود مرزهای به رسمیت شناخته شده بین‌‌المللی آن رعایت شود؛ همانگونه که در ۲۳ مارس ۱۹۴۹م در توافق جامع مرزی اسرائیل و لبنان آمده است.
OP6, از جامعه بین‌الملل می‌خواهد اقدام فوری را برای تعمیم کمک‌های مالی و انسان‌دوستانه خود به مردم لبنان, از جمله از طریق تسهیل بازگشت امن افراد بی‌خانمان, تحت اختیار دولت لبنان انجام دهد. همچنین از جامعه بین‌الملل خواستار بازگشایی فرودگاه‌ها و بنادر مطابق با مفاد پاراگراف چهارده و پانزده می‌شود و همچنین از جامعه بین‌الملل می‌خواهد کمک‌های بیشتری در آینده برای مشارکت در توسعه و بازسازی لبنان داشته باشد.
OP7, تایید می‌کند که همه طرف‌ها مسئول تضمین این امر هستند که هیچ اقدامی بر خلاف پاراگراف یک صورت نگیرد, که ممکن است تاثیر منفی بر حل بلند مدت، دستیابی به امور انسان‌دوستانه به مردم, از جمله عبور امن کاروان‌های حامل کمک‌های انسان‌دوستانه و یا بازگشت امن و داوطلبانه افراد بی‌خانمان داشته باشد و از همه طرف‌ها می‌خواهد که به این مسئولیت‌ها تمکین کرده و با شورای امنیت همکاری کنند.
OP8, از اسرائیل و لبنان می‌خواهد از آتش‌بس فوری و راه حل بلند مدت بر اساس مبانی و عناصر زیر حمایت کنند:
ـ رعایت کامل خط آبی از سوی دو طرف:
ـ اجرای ترتیبات امنیتی, برای جلوگیری از آغاز خصومت‌ها؛ از جمله تشکیل منطقه عاری از پرسنل نظامی،‌ دارایی‌ها و تسلیحات, غیر از آنچه که در اختیار دولت لبنان است, میان خط آبی و رودخانه لیتانی, و استقرار نیروهای یونیفل همانگونه که در پاراگراف ۱۱ مجوز آن صادر شده است؛
ـ اجرای کامل مفاد و شروط مرتبط با توافق طائف و قطعنامه ۱۵۵۹ (۲۰۰۴م) و ۱۶۸۰ (۲۰۰۶م) که در آن خلع سلاح همه گروه‌های مسلح را در لبنان ملزم کرده است؛ به گونه‌ای که پیرو تصمیمات کابینه لبنان در ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۶م, هیچ سلاح و حاکمیتی در لبنان به جز سلاح و حاکمیت دولت لبنان وجود نداشته باشد.
ـ هیچ نیروی خارجی در لبنان بدون موافقت دولت این کشور حضور نداشته باشد.
ـ هیچ خرید و فروش تسلیحاتی و مواد مرتبط به لبنان, بجز مواردی که با مجوز دولت باشد، در کار نباشد.
ـ همه نقشه‌های باقیمانده از زمین‌های حاوی مین در لبنان, که در اختیار اسرائیل است, در اختیار سازمان ملل قرار گیرد.
OP9, از دبیر کل سازمان ملل دعوت به عمل می‌آورد تا از تلاش‌ها برای تضمین هر چه زودتر توافق‌های اصولی احتمالی, از سوی دولت لبنان و دولت اسرائیل بر اساس مبانی و عناصر راه حل بلند مدتی که در پاراگراف هشت درج شده است، حمایت کند و اعلام دارد که بطور فعال در کار مشارکت داشته باشد.
OP10, از دبیر کل سازمان ملل می‌خواهد که رایزینی‌های لازم را با بازیگران بین‌‌المللی مرتبط و احزاب مربوطه انجام داده و پیشنهادهایی برای اجرای مفاد مرتبط در توافق طائف، قطعنامه ۱۵۵۹و ۱۶۸۰ از جمله خلع سلاح ارایه کرده, جزئیات مربوط به مرزهای بین‌المللی لبنان به خصوص مناطقی که در آن مناقشات مرزی و ابهام وجود دارد, از جمله رسیدگی به مسئله مزارع شبعا را ارایه کند, و این پیشنهادها را ظرف سی روز به شورای امنیت ارایه دهد.
OP11, به منظور تامین و تقویت نیروها از نظر تعداد، تجهیزات, اختیارات و دامنه عملیات تصمیم گرفته تا مجوز لازم برای افزایش تعداد نیروها, برای تقویت یونیفل به تعداد پانزده هزار نیرو صادر شود. این نیروها می‌توانند علاوه بر اختیاراتی که به آنها در قطعنامه‌های ۴۲۵ و ۴۲۶ در سال ۱۹۷۸م داده شده است, اقدامات زیر را نیز انجام دهند:
a) بر توقف خصومت‌ها نظارت کنند.
b) در کنار نیروهای مسلح لبنان, همزمان با استقرار آنها در سراسر جنوب لبنان, از جمله خط آبی, قرار گیرند و آنها را همراهی کنند و همزمان با آن اسرائیل نیروهای مسلحش را از لبنان همانگونه که در پاراگراف ۲ آمده است، خارج کند.
c) فعالیت‌های خود را در ارتباط با پاراگراف۱۱b, با دولت لبنان و دولت اسرائیل هماهنگ کنند.
d) کمک‌های خود را در دسترسی امور انسان‌دوستانه به مردم غیرنظامی تعمیم داده و به بازگشت داوطلبانه و امن بی‌خانمانان کمک کند.
e) به نیروهای مسلح لبنان کمک کند تا اقدامات لازم را برای تدوین ایجاد منطقه‌ای که در پاراگراف هشت به آن اشاره شده انجام دهد.
f) بنا بر تقاضا و درخواست دولت لبنان به این دولت کمک کند تا پاراگراف چهارده به مرحله اجرا درآید.
OP12, اقدام در جهت حمایت از درخواست دولت لبنان, به منظور استقرار نیروهای بین‌المللی برای کمک به جاری شدن حاکمیت آن به همه خاک این کشور صورت گیرد و به یونیفل مجوز داده می‌شود که همه اقدامات لازم را در منطقه برای استقرار نیروهایش براساس اختیارات آن انجام دهد تا از مناطق عملیاتی آن برای انجام فعالیت‌های خصمانه به هیچ وجه استفاده نشود و در برابر تلاش‌هایی که با استفاده از زور به منظور جلوگیری از اجرای وظایف آن مطرح می‌‌شود, ایستادگی کند و از کارکنان سازمان ملل، تاسیسات، تجهیزات و بناهای وابسته به این نهاد حفاظت کرده و امنیت و آزادی عمل کارکنان،‌ امدادرسانان را بدون غرض‌ورزی علیه مسئولیت‌های دولت لبنان فراهم آورد و از غیرنظامیانی که مورد تهدیدهای فوری و خشونت فیزیکی قرار دارند، حمایت کند.
OP13, از دبیر کل سازمان ملل می‌خواهد که فوراً تدابیر لازم را برای تضمین این امر به کار گیرد که یونیفل بتواند عملکردی را به انجام رساند که در این قطعنامه خواسته شده است و از کشورهای عضو می‌خواهد که مشارکت لازم را با یونیفل داشته باشند و به درخواست‌های کمکی که از سوی نیروهای آن ارائه می‌شود, به طور مثبت پاسخ گویند. شورای امنیت تشکر عمیق خود را از همه کسانی که در گذشته در یونیفل مشارکت داشته‌اند، اعلام می‌دارد.
OP14, از دولت لبنان می‌خواهد که امنیت مرزهایش و دیگر مبادی ورودی را تامین کند تا از ورود اسلحه و دیگر وسایل مرتبط بدون موافقت دولت جلوگیری به عمل آید و از یونیفل می‌خواهد که بر اساس پارگراف یازده به دولت لبنان با توجه به درخواست آن کمک کند.
OP15, گذشته از این تصمیم گرفته شده,‌ از همه کشورها می‌خواهد و آنها باید تدابیر لازم را برای جلوگیری از استفاده از اتباع،‌ خاک, کشتی‌ها و هواپیماهای دارای پرچم این کشورها در امور زیر انجام دهند:
a) جلوگیری از خرید و فروش هرگونه سلاح و مواد مربوطه از هر نوع, توسط هر فرد و یا شخصی, از جمله خرید تسلیحات و مهمات، خودروها و تجهیزات نظامی، تجهیزات شبه‌ نظامی، قطعات یدکی وسایل ذکر شده, صرف ‌نظر از این که در خاک آنها انجام شده باشد یا خیر.
b) جلوگیری از صدور مجوز مربوط به آموزش و کمک فنی مربوط به ساخت، نگهداری و استفاده از مواردی که در بند بالا از آنها نام برده شده است, به هر فرد و شخصی در لبنان، بجز آن دسته از محدودیت‌هایی که بر تسلیحات و مواد مرتبط، آموزش‌ها و کمک‌ها اعمال نمی‌شود, که مجوز آن باید از سوی دولت لبنان و یا از سوی یونیفل و بر اساس پاراگراف یازده صادر شده باشد.
OP16, تصمیم گرفته اختیارات یونیفل تا ۳۱ اوت ۲۰۰۷ تمدید شود و اعلام می‌شود که در نظر است, در قطعنامه‌ای ثانوی، جزئیات اختیارات و اقداماتی که برای اجرای آتش‌بس دایمی و راه‌حل پایدار لازم است، اعلام شود.
OP17, از دبیر کل سازمان ملل می‌خواهد به شورای امنیت در ظرف یک هفته درباره اجرای این قطعنامه گزارش دهد.
OP18, بر اهمیت و ضرورت دستیابی به یک صلح عادلانه، جامع و پایدار در خاورمیانه بر اساس قطعنامه‌های مرتبط, از جمله قطعنامه‌های ۲۴۲ در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۷م و ۳۳۸  در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۳م, تأکید می‌کند.
OP19, تصمیم گرفته حضور فعال درباره این مسئله ادامه یابد.
به دنبال تصویب قطعنامه۱۷۰۱, زمینه برای فعالیت‌های گروه‌ها و مسئولان لبنانی مخالف حزب‌الله فراهم شد. دولت لبنان به همراه کشورهای عربی بلافاصله قطعنامه را پذیرفتند. به دنبال آن حزب‌الله نیز به منظور حفظ وحدت داخلی و جلوگیری از کشتار بی‌رحمانه مردم با توجه به نکات مثبت موجود در قطعنامه با حفظ ملاحظات پیرامون آن, قطعنامه را پذیرفت. 
 
 
موضع‌گیرها
– سید حسن نصر الله دبیر کل جنبش حزب الله لبنان، برخی بندهای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درباره لبنان را، غیرمنصفانه و ناعادلانه خواند و تأکید کرد: «تا زمانی که اقدامات تجاوز کارانه اسرائیل ادامه داشته باشد، مقاومت هم ادامه خواهد داشت. مشکل اصلی در قطعنامه این است که زمانی برای آتش بس و عقبنشینی رژیم صهیونیستی و توقف عملیات جنگی تعیین نشده است. ما با استقرار نیروهای لبنانی و سازمان ملل موافقیم و با این وجود دیدگاه ما نسبت به قطعنامه، انتخاب گزینه«بد» بین «بد و بدتر» است. این جنگ به هر صورت که به پایان برسد پیروز آن، ملت لبنان است».
نصر‌الله: «مفاد قطعنامه صادره شورای امنیت با توجه به تمام شرایط موجود و در رأس آن حمایت بی‌دریغ آمریکا از اسرائیل طبیعی بوده است. اگر ایستادگی مقاومت اسلامی لبنان و در کنار آن تمامی مردم این کشور نبود, شاید اسرائیل در این قطعنامه صادره می‌توانست تمام شرایط و مطالبات سیاسی خود را به لبنان تحمیل کند و قطعنامه‌ای بدتر از قطعنامه ۱۷۰۱ از سوی شورای امنیت صادر شود.
برخی از مفاد این قطعنامه مربوط به مسایل داخلی لبنان است بنابراین شورای امنیت باید بداند که مسایل داخلی لبنان مربوط به دولت و احزاب داخلی این کشور است و این مسایل باید با مشارکت دولت و دیگر احزاب لبنانی ارزیابی و بررسی شود, که البته نمایندگان حزب‌الله در نشست دولت لبنان شرکت خواهند کرد و تمامی این ملاحظات را به اعضای این دولت منتقل خواهند کرد. 
جا دارد از تمام تلاش‌هایی که برای برقراری آتش‌بس و ایستادگی  در مقابل خواسته‌های محض آمریکا و اسرائیل صورت گرفت, تشکر و قدردانی کنم».
 
اهمیت پذیرش قطعنامه از سوی حزب‌الله به حدی بود که 
 
«نیویورک‌تایمز» اعتراف کرد: «پیروزی یا شکست هر طرح آتش‌بس در لبنان, بستگی زیادی به نظر یک شخص خواهد داشت و آن هم سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله است که شخصیت خود و حزبش پس از مبارزه با ارتش اسرائیل به طرز بی اندازه‌ای ارتقاء یافته است. نتیجه نبرد‌ها هرچه که باشد، جهان عرب نماد جدید خود را پیدا کرده است.
آنچه که به فراموشی سپرده می‌شود، تهدید‌های توخالی جمال عبدالناصر رئیس جمهور فقید مصر به ریختن یهودیان به درون دریا است که در طول جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل از ایستگاه‌های رادیویی پخش می‌شد، آن هم در حالی که اسرائیل در حال اشغال قدس، بلندی‌های جولان و شبه جزیره سینا بود. 
آنچه که به فراموشی سپرده می‌شود وعده دروغین صدام حسین برای سوزاندن نصف اسرائیل است که نهایتاً به شلیک چند موشک اسکاد منتهی شد. همچنین وعده‌های یاسر عرفات در برگرداندن فلسطینی‌ها به قدس نیز به فراموشی سپرده شده است.
آنچه که وجود دارد سید حسن نصرالله, فرمانده ۴۶ ساله چریک‌های لبنانی است که در سنگر امن خود منطق روحانی خود را با عزم پولادین یک ژنرال ترکیب می‌کند, تا قواعد اختلاف سرزمینی عرب ـ اسرائیل را بازنویسی کند». 
«او قدرتمندترین مرد خاور میانه است»؛ این را معاون نخست وزیر یکی از کشور‌های عرب در حال تماشای نطق تلویزیونی سید حسن نصرالله می‌گوید و آهی می‌کشد، سپس ادامه می‌دهد: «او تنها رهبر جهان عرب است که واقعا به آنچه که می‌گوید انجام خواهد داد, عمل می‌کند».
 
نکات منفی قطعنامه ۱۷۰۱ [۱]
 
در آخرین ساعات روز جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵(هـ‌ .‌‌ش)  ـ ۱۱ آگوست ۲۰۰۶م ـ شورای امنیت سازمان ملل همانگونه که انتظار می‌رفت به یاری اسرائیل شکست خورده و تحقیرشده برخاست و با صدور قطعنامه‌ای تلاش کرد آنچه را اسرائیل در صحنه نبرد یک ماهه با حزب‌الله لبنان قادر به کسب آن نبوده است، از طریق مفاد این قطعنامه به رژیم صهیونیستی هدیه کند. 
درباره این قطعنامه ـ شماره ۱۷۰۱ ـ که باید آن را لکه ننگ دیگری در کارنامه سیاه شورای امنیت سازمان ملل دانست، گفتنی‌هایی هست:
۱ ـ «تلاش فراوانی شد تا مواضع اسرائیل در قطعنامه مورد توجه قرار بگیرد و ما تقریباً در نقطه نقطه قطعنامه ۱۷۰۱به آنچه می خواستیم رسیده‌ایم. من نمی توانم متنی دلخواه‌تر از این برای اسرائیل به یاد آورم… ما همان چیزی که امیدش را داشتیم در سازمان ملل به دست آورده‌ایم. تقریباً تمامی درخواست‌های اسرائیل در قطعنامه گنجانده شده است و این بی‌سابقه است…». 
آنچه خواندید، اظهارات شیمون پرز، معاون نخست وزیر اسرائیل است که بعد از صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه ابراز شده است. 
در همان حال، «ایهود اولمرت» نخست وزیر رژیم صهیونیستی بلافاصله بعد از صدور قطعنامه ۱۷۰۱ در یک تماس تلفنی با جرج بوش رئیس جمهور آمریکا از تلاش پیگیر او برای صدور این قطعنامه تشکر کرد. 
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از «فردریک جونز» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید نوشت: «در این مکالمه هشت دقیقه‌ای اولمرت از تمامی بندهای قطعنامه ابراز خرسندی کرده و این موفقیت را مدیون تلاش مشترک آمریکا، فرانسه و انگلیس دانسته است». آسوشیتدپرس در ادامه این گزارش تأکید می‌کند که اسرائیل قادر به شکست حزب‌الله نبوده و حملات هوایی به لبنان اگر چه زیرساخت‌های این کشور را تخریب کرده است؛ ولی قهرمانی حزب‌الله و برانگیختگی ملت‌های مسلمان علیه اسرائیل و آمریکا را در پی داشته است. 
اتحادیه اروپا نیز کمتر از یک ساعت پس از صدور قطعنامه ۱۷۰۱با انتشار بیانیه‌ای, حمایت و خرسندی خود را از مفاد آن اعلام کرد. 
و اما، «نبیه بری» رئیس مجلس لبنان که به عنوان نماینده حزب‌الله برای مذاکره درباره «آتش‌بس احتمالی» معرفی شده است, در اولین واکنش نسبت به قطعنامه ۱۷۰۱خطاب به شورای امنیت سازمان ملل گفت: «شما که به اسرائیل شکست خورده این همه امتیاز می‌دهید، اگر در جنگ پیروز شده بود چه می‌کردید؟!» و سید حسن نصرالله رهبر بلند آوازه و شجاع حزب‌الله لبنان قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را به تمسخر گرفته و با استهزاء این شورا گفت: «آنچه به اسرائیل داده اید از آنچه می خواست خیلی بیشتر است». 
اگرچه واکنش‌های مورد اشاره به تنهایی و بدون نیاز به هیچ دلیل دیگری، از متن یک‌جانبه، ظالمانه و جانب‌‌دارانه قطعنامه شورای امنیت به نفع رژیم اشغالگر قدس حکایت می‌کند، ولی در این باره شنیدنی‌های تکان دهنده دیگری نیز هست. 
۲ ـ قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت دارای یک مقدمه و ۱۹بند است. در بند یک آن از اسرائیل خواسته شده «همه نیروهای خود را از جنوب لبنان خارج کرده و به پشت خط آبی سازمان ملل, منتقل کند و از دولت لبنان نیز خواسته شده است تا ارتش این کشور را با هماهنگی نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل‌ـ‌UNIFIL‌ـ همزمان با عقب‌نشینی اسرائیل, به جای نیروهای اسرائیلی مستقر کند» که باید توجه داشت: 
الف: تلاش ارتش اسرائیل طی یک ماه اخیر، برای استقرار در جنوب لبنان با شکست سختی روبرو گردیده و بیشترین تلفات را متحمل شده است و هربار که به بخشی از جنوب لبنان وارد شده با کمین و آتش سنگین حزب‌الله روبرو بوده است تا آنجا که پارلمان اسرائیل مقامات نظامی این رژیم را برای توقف حملات زمینی تحت فشار قرار داده و تمامی منابع خبری غرب ـ بدون استثناء ـ از ناکامی و زمین‌گیر شدن نیروی زمینی اسرائیل در جنوب لبنان خبر داده‌اند. بنابراین خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، یک امتیاز به اسرائیل و بیرون کشیدن نظامیان وحشی صهیونیست از میدان تیر حزب‌الله است. 
ب: کشور لبنان در عمل فاقد ارتش است و آنچه با عنوان ارتش لبنان از آن یاد می‌شود به سختی در حد و اندازه یک نیروی انتظامی قابل ارزیابی است. با این حساب، قطعنامه در پی آن است که جنوب لبنان را در اختیار نیروهای سازمان ملل  (یونیفل) قرار دهد و عملکرد این نیرو به نفع اسرائیل نه فقط از تجربیات قبلی قابل اثبات است، بلکه وقتی شورای امنیت سازمان ملل، آشکارا به نفع اسرائیل وارد عمل می‌شود، از نیروهای تحت امر این سازمان چه انتظاری غیر از این می‌توان داشت. 
۳ ـ در بند۲ قطعنامه ۱۷۰۱، اجرای مفاد قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل خواسته شده است. این قطعنامه که در سال ۲۰۰۴ به تصویب رسیده خواستار خلع سلاح شبه نظامیان لبنان ـ خلع سلاح حزب‌الله ـ است. 
این بند نیز، خواسته ناکام مانده اسرائیل را برآورده می‌کند؛ چرا که اسرائیل در آغاز حمله ـ با اطمینان از قدرت نظامی خود ـ خواستار قلع و قمع و محو کامل حزب‌الله بود, ولی پس از آن که با مقاومت سرسختانه حزب‌الله و تلفات سنگین نیروهای خود روبرو شد، از خلع سلاح حزب‌الله سخن گفت و در ادامه، به ناچار خواسته خود را در حد ایجاد خط حائل پایین آورد، که هیچکدام مورد توافق حزب‌الله قرار نگرفت… و اما، اکنون شورای امنیت سازمان ملل، آرزوی ـ به قول وال استریت ژورنال ـ برباد رفته اسرائیل را, در مفاد قطعنامه به این رژیم غیرقانونی هدیه کرده است. 
درخواست احترام طرفین به «خط آبی» و خلع سلاح حزب‌الله ـ تحت عنوان نیروهای شبه نظامی ـ در چند جای دیگر قطعنامه نیز مورد تأکید قرارگرفته است. 
۴ ـ در بخش «ب» از بند ۸ قطعنامه آمده است: «یک منطقه خالی از سلاح در حد فاصل خط آبی و جنوب رودخانه لیتانی به عمق بیست کیلومتر در خاک لبنان پیش‌بینی و تأکید می‌شود که تنها سلاح موجود در این منطقه باید سلاح ارتش لبنان و نیروهای یونیفل باشد!». 
این در حالی است که: 
الف) آرزوی اسرائیل از آغاز جنگ، رسیدن به پشت رودخانه لیتانی در عمق ۲۰کیلومتری خاک لبنان بود, که با شکست‌های پی در پی و مفتضحانه‌ای این آرزو ناکام ماند. اسرائیل اعلام می‌کرد که قصد دارد این منطقه را بعد از اشغال در اختیار ارتش لبنان و نیروهای کلاه آبی سازمان ملل  ـUNIFIL ـ قرار دهد و… . بنابراین، بند یاد شده از قطعنامه ۱۷۰۱ نیز دقیقاً تامین خواسته ناکام مانده ارتش اسرائیل است. 
ب) ارتش اسرائیل تنها به این علت از عدم استقرار دایمی خود در منطقه حائل مرزهای فلسطین تا رودخانه لیتانی سخن می‌گفت که تلفات سنگین خود در صورت استقرار ـ که غیرممکن بود ـ را پیش‌بینی می‌کرد و اکنون سازمان ملل این خواسته رژیم صهیونیستی را نیز اجابت کرده است. 
ج) ارتش لبنان همانگونه که گفته شد، در حد یک نیروی انتظامی است و حضور یا عدم حضورش در خط حائل فرضی، عملاً بی‌تاثیر است. 
د) جنوب لبنان ـ منطقه میان رود لیتانی تا مرز فلسطین اشغالی ـ یک منطقه کوهستانی با ارتفاعات سوق الجیشی است. این ویژگی ژئوپولتیک توان حزب‌الله در موشک باران شهرها و شهرک‌های شمالی فلسطین اشغالی را تامین می‌کند؛ بنابراین تبدیل منطقه یاد شده به «خط حائل» از یک سو محروم کردن حزب‌الله از یک اهرم قدرتمند نظامی را در پی‌دارد و از سوی دیگر، امنیت اسرائیل را تامین می‌کند که هر دو به زیان حزب‌الله و به نفع اسرائیل خواهد بود. 
هـ) سوال این است که چرا و بر پایه کدام قاعده حقوقی باید منطقه حائل در خاک لبنان باشد؟ این در حالی است که اسرائیل در همه دنیا به جنگ افروزی و تجاوز شناخته می‌شود و براساس عرف شناخته شده منطقه حائل باید در خاک فلسطین اشغالی باشد و یا حداقل آنکه بخش مشترکی از خاک لبنان و فلسطین اشغال شده, به منطقه حائل اختصاص یابد. 
۵ ـ در بند ۹ قطعنامه ۱۷۰۱ از دبیرکل سازمان ملل خواسته شده است براساس بند هشتم منشور سازمان ملل, برای حل و فصل دراز مدت بحران لبنان و اسرائیل اقدام کند. 
فصل هشتم منشور سازمان ملل متحد درباره «مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها» است. در این فصل تأکید شده است که اگر یک گروه وابسته به یک کشور، علیه یکی از کشورهای همسایه آن کشور دست به اقدامی بزند و یا فرد و افرادی از اتباع آن کشور که مسئولیتی در نظام حکومتی دارند, علیه کشور همسایه اقدامی انجام دهند, مسئولیت این اقدام برعهده دولت آن کشور خواهد بود و باید ضمن جلوگیری از اقدامات گروه یا فرد و افراد مزبور، پی آمدهای بین‌المللی آن, نظیر پرداخت خسارت و… را نیز بپذیرد. 
همانگونه که ملاحظه می‌شود این بند نیز دقیقاً با هدف تامین منافع اسرائیل تنظیم شده است، و حال آن که؛ فصل هشتم منشور سازمان ملل درباره گروه‌ها و افرادی است که از پیش خود و بدون ارتباط با منافع ملی و یا خواست مردم کشور خویش دست به اقدامی خصمانه و غیرقانونی می‌زنند و بدیهی است که هیچیک از این موارد درباره حزب‌الله لبنان مصداق ندارد. چرا که حزب‌الله یک جریان فراگیر و مورد حمایت رسمی مردم و دولت لبنان است و به قول «امیل لحود» رئیس جمهور لبنان، به نمایندگی از سوی مردم لبنان با اسرائیل می‌جنگد. 
حزب‌الله اکثریت مجلس لبنان را در اختیار دارد و در تمامی دوره‌های انتخاباتی چند سال اخیر بیشترین رأی مردم لبنان را به خود اختصاص داده است. 
جنگ اخیر نیز مانند چند جنگ قبلی با هدف رسماً اعلام شده دفاع از تمامیت ارضی کشور لبنان و دفع تجاوز صهیونیست‌ها صورت گرفته است؛ بنابراین انطباق«حزب‌الله» با مفاد فصل هشتم منشور سازمان ملل متحد از کمترین وجاهت قانونی نیز برخوردار نیست و این بند از قطعنامه را تنها می‌توان توطئه‌ای دراز مدت برای محو حزب‌الله و تسخیر بی‌دردسر کشور لبنان تلقی کرد, که خوشبختانه دولت لبنان بلافاصله نسبت به آن واکنش نشان داده و رئیس جمهور این کشور، حزب‌الله را نماینده دولت و تمامی مردم لبنان دانست. 
۶ ـ در بند ۱۰قطعنامه، دبیرکل سازمان ملل موظف شده است: «با همکاری طرف‌های بین‌المللی و طرف‌های ذیربط در مورد بندهای قطعنامه های ۱۵۵۹ و ۱۶۸۰و خلع سلاح و ترسیم مرزهای بین‌المللی لبنان و مناطق مورد اختلاف از جمله کشتزارهای شبعا اقدام و پیشنهاد خود را ظرف ۳۰ روز به شورای امنیت ارائه کند». 
درباره خلع سلاح حزب‌الله  ـ موضوع قطعنامه ۱۵۵۹ ـ قبلاً توضیح داده‌ایم و تکرار این خواسته اسرائیل در چند جای قطعنامه نشانه کلیدی بودن آن برای رژیم اشغالگرقدس است. و اما، نکته درخور توجه و کینه توزانه شورای امنیت در تنظیم این بند، بخش مربوط به کشتزارهای «شبعا» است. در این بند از دبیرکل سازمان ملل خواسته شده است پیشنهاد خود را پیرامون اختلاف لبنان و اسرائیل درباره کشتزارهای «شبعا» ظرف ۳۰روز ارائه کند. این در حالی است که کشتزارهای شبعا در جنوب لبنان بخشی از خاک لبنان بوده و هست, که در تجاوزات قبلی اسرائیل به خاک لبنان اشغال شده بود؛ بنابراین، تعجب‌آور و مضحک است که سازمان ملل از حل اختلاف درباره کشتزارهای «شبعا» سخن می‌گوید! 
این بخش از قطعنامه, آشکارا و بدون کمترین توجیهی، از تلاش سازمان ملل برای ضمیمه کردن بخشی از خاک لبنان به اسرائیل حکایت دارد، و از آنجاکه انضمام «شبعا» به فلسطین تحت اشغال صهیونیست‌ها, با هیچ منطق قانونی و عرفی امکان پذیر نیست، می‌توان بند یاد شده را تهدیدی باج خواهانه از سوی سازمان ملل دانست که علیه مردم مظلوم لبنان به کار گرفته شده است. 
۷ ـ در بند ۱۴ قطعنامه از دولت لبنان خواسته شده تا از ورود سلاح به داخل مرزهای خود جلوگیری کند و از نیروهای سازمان ملل ـ یونیفل ـ نیز خواسته شده است دولت لبنان را در این زمینه یاری کند! 
در این باره باید گفت: 
الف) این بند از قطعنامه نقض آشکار حاکمیت لبنان و دخالت مستقیم در امور داخلی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل است، چرا که مطابق منشور سازمان ملل متحد، تمامی کشورها برای دفاع از تمامیت ارضی و حفظ استقلال و حاکمیت خود حق برخورداری از تسلیحات جنگی و خرید آن از منابع بیرونی را دارند. 
ب) تلاش سازمان ملل برای محروم کردن لبنان از خرید سلاح در حالی است که آمریکا، انگلیس، فرانسه و بسیاری دیگر از کشورهای غربی، پیشرفته‌ترین تسلیحات جنگی و سلاح‌های ویرانگر و مخرب را در اختیار رژیم غیرقانونی اسرائیل قرار داده و به این اقدام خود افتخار کرده و می‌کنند! 
۸ ـ حزب‌الله در طول بیش از یک ماه مقاومت در برابر حملات وحشیانه اسرائیل و جنایات جنگی این رژیم علیه مردم مظلوم و بی دفاع لبنان, از یکسو پیروزی خود در عرصه نبرد را به اثبات رسانده ـ و این نکته‌ای است که دشمن نیز ناچاراً به آن اعتراف دارد ـ و از سوی دیگر حقانیت مبارزه خود را در افکار عمومی مردم جهان کسب کرده است؛ اما، شورای امنیت سازمان ملل ـ بخوانید نماینده آمریکا و متحدانش ـ هیچگاه در تصمیم‌گیری‌های خود بر «واقعیت»ها و «حقیقت»ها تکیه نداشته است که قطعنامه اخیر را بر مبنای این دو محور اصلی تنظیم کند. 
در این قطعنامه مواردی به نفع لبنان نیز دیده می‌شود ولی این موارد در مقابل بندهای خصمانه و کینه توزانه قطعنامه، به اندازه‌ای ناچیز است که قابل ذکر نیست. 
۹ ـ این نکته را هم نباید نادیده گرفت که توقف جنگ با توسل به شورای امنیت سازمان ملل، شکست بزرگی برای اسرائیل است چرا که صهیونیست‌ها همواره بر قدرت نظامی خود به عنوان یک اهرم بازدارنده می‌بالیدند و در جنگ ژوئن ۱۹۶۷، ظرف شش روز سه کشور بزرگ عربی با تسلیحات جنگی و ارتش کلاسیک را شکست داده بودند؛ اما این بار در مقابل یک گروه مقاومت و فاقد ارتش کلاسیک و تجهیزات مدرن جنگی بیش از یک ماه است که زمینگیر شده‌اند. به یقین در صورت آتش‌بس نیز، اسرائیل دیگر جرئت حمله ندارد و سیلی سختی که از حزب‌الله خورده است, همراه با برانگیختگی جهان اسلام، نابودی رژیم اشغالگر قدس در آینده‌ای نه چندان دور را نوید می‌دهد. 
بشار اسد: «جنگ اخیر آب و رنگ را از چهره عربی برداشت. اسرائیل سلطه و اقتدار خود را در این جنگ از دست داد. قطعنامه شورای امنیت‌(1701) این رژیم را از باتلاق جنگ اخیر نجات داد.
واشنگتن شورای امنیت را به شورایی برای از بین بردن امنیت تبدیل کرده است و این شورا به سمت و سوی ایجاد نا آرامی‌ها پیش می‌رود و ناتوان است.
تصمیم ملی, بالاتر و مهمتر از قطعنامه شورای امنیت است؛ حتی اگر این امر به درگیری منجر شود.
قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت به صورت ظالمانه, مقاومت را مسئول جنگ دانست. این قطعنامه در شکل مثبت؛ اما در محتوا و مضمون منفی است و همین مشکل قطعنامه است. قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت برای نجات سیاسی اسرائیل بعد از شکست تنظیم شده است. این قطعنامه نشان می‌دهد که گوش شنوایی برای سخنان اعراب وجود ندارد».
 
 
نکات مثبت قطعنامه ۱۷۰۱
 
اولین و مهمترین نکته مثبت قطعنامه آن است که تحقق نکات منفی آن در برخی موارد بسیار دشوار و در برخی دیگر غیر ممکن است. بسیار از موارد منفی این قطعنامه به مسائل داخلی لبنان باز می‌گردد که به دلیل نفوذ فوق‌العاده حزب‌الله در بین مردم و وجود تدبیر و شجاعت در بین مسئولان حزب‌الله تحقق نکات منفی قطعنامه امری غیر ممکن به نظر می‌رسد.
اصولاً در خاورمیانه اکثر قریب به اتفاق قطعنامه‌های صادره از سوی شورای امنیت اجرا نشده است. از سال ۱۹۶۷ تا کنون, بیش از ۲۴۰ قطعنامه در موضوعات مرتبط با خاورمیانه به تصویب رسیده که هیچ کدام از آنها به طور کامل اجرا نشده است. دلیل اصلی آن هم این است که قدرت‌های بزرگ درصدد حل بحران‌ها بصورت ریشه‌ای و منطقی نبوده‌اند لذا طرفین از اجرای آنها سرباز زده‌اند.
با هم ۱۷۰۱ را مرور کنیم:
۱٫ تثبیت شکست نظامی اسرائیل و اجرای آتش‌بس.
در نظرسنجی یک سایت اینترنتی اسرائیلی۶۵ درصد از شرکت کنندگان, قطعنامه ۱۷۰۱ را یک شکست بزرگ برای این رژیم ارزیابی کرده‌اند.
از ۱۵ هزار و ۴۹ نفری که تاکنون در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند, تنها ۷ درصد قطعنامه ۱۷۰۱ را پیروزی اسرائیل دانسته‌اند.
۲٫ درخواست تعیین وضعیت مزارع شبعا برای اولین در تاریخ لبنان آن هم از طریق شورای امنیت.
۳٫ درخواست پیگیری فوری آزادی اسیران لبنان.
۴٫ درخواست خروج اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی لبنان.
۵٫ تحویل نقشه مناطق مین‌گذاری شده توسط اسرائیل به لبنان.
۶٫ محدودیت کامل نیروهای بین‌المللی از نظر تعداد, مدت حضور و اینکه باهماهنگی ارتش لبنان فعالیت نمایند.
۷٫ به رسمیت شناخت تدریجی فعالیت‌های سیاسی حزب‌الله ـ که آمریکا آن را سازمان تروریستی نامیده بودـ .
بعد از نبرد اخیر, قدرت حزب‌الله در لبنان تا  حدی افزایش یافته است که عملاً بسیاری از مفاد قطعنامه از دایره انتفاع خارج می‌شود.
نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد در سخنانی بیان کرد:«واشنگتن در تلاش است تا قطعنامه‌ای جدید در شورای امنیت در مورد نقش نیروهای بین‌المللی در خلع سلاح حزب‌الله لبنان صادر کند».
«بولتون» در کنفرانس مطبوعاتی خود در نیویورک اظهار داشت:«مفاد قطعنامه ۱۷۰۱, برخوردی مناسب با خواسته ما در مورد موضوع خلع سلاح حزب‌الله لبنان نداشت».
 
 
بازیگران مخالف حزب‌الله
 
هر چند در هنگام نبرد, برخی جریانات داخلی با همراهی دشمن از پشت به مقاومت و مردم لبنان خنجر زدند؛ اما حزب‌الله در آن شرایط سخت به منظور حفظ وحدت ملی در حالی که به شدت با دشمن متجاوز درگیر بود ضربات ناجوانمردانه خود فروختگان داخلی را تحمل نمود و سکوت اختیار کرد؛ اما به دنبال فروکش کردن زبانه‌های جنگ و ادامه تحرکات برخی جریانات وابسته به خارج, حزب‌الله اقدام به افشاگری علیه برخی از آنها نمود.
در هنگام نبرد ده‌ها تن از نیروهای اسرائیل که برای تصرف شهرک مرجعیون وارد خاک لبنان شده بودند در کمین نیروهای مقاومت قرار گرفته و راه ارتباطی آنان با اسرائیل قطع گردید. نیروهای اسرائیلی به منظور فرار از محاصره مقاومت, وارد پادگان نظامی لبنان شدند. سرتیپ عدنان داوود. که ارتباط نزدیکی با یکی از وزرای دوست سینیوره داشت پس از ورود نیروهای اسرائیلی بجای مقابله با آنان به استقبال نیروهای اشغالگر رفت و در محل کار خود با آنان چای‌ نوشید , سپس مناطق مختلف پادگان از جمله انبار مهمات را در اختیار آنان گذارد. نیروهای اسرائیلی با اسیر نمودن عده‌ای از مردم غیر نظامی که از ترس به پادگان پناه آورده بودند نیروهای مقاومت را تهدید کردند که در صورت حمله به نیروهای اسرائیلی موجود در پادگان, مردم بی‌دفاع را خواهند کشت؛ بنابراین نیروهای مقاومت با گشودن مسیر بازگشت به آنان اجازه فرار دادند. صهیونیست‌ها با منفجر کردن پادگان به اسرائیل بازگشتند و بدین‌سان بهترین فرصت برای اسارت دهها نیروی اسرائیلی از دست رفت.
یکی از این مسئولان حزب‌الله با اشاره به دیدار «کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا با هیئتی از جریان اکثریت حاکم در لبنان ـ موسوم به جریان۱۴ مارس ـ در سفارتخانه آمریکا و در روزهای نخست  جنگ رژیم صهیونیستی بر ضد لبنان, گفت:«رایس در این دیدار خطاب به این هیئت گفته بود کار حزب‌الله در مدت یک هفته به پایان می‌رسد و افراد باقیمانده آن روانه زندان خواهند شد».
عمار, از مسئولان حزب‌الله, خطاب به جریان حاکم در دولت لبنان: «اگر می‌خواهید درباره سلاح مقاومت مذاکره کنید, تنها می‌توانید با کفش‌های کودکان «قانا» مذاکره کنید و بدانید که هیچ قدرتی قادر نخواهد بود«سلاح مقاومت» را از بین ببرد».
دبیر کل حزب‌الله در مصاحبه تلویزیونی: «اولین اشتباهی که نخست وزیر لبنان و گروه‌های سیاسی همراه او مرتکب شدند این بود که آنها در قبال احساسات کسانی که کشته و زخمی شده بودند و یا مهاجرت کرده بودند، اقدامی غیر اخلاقی وغیر انسانی انجام دادند.
تونی بلر شریک اسرائیل در کشتار مردم بی‌گناه لبنان است. استقبال کردن دولت لبنان از او در بیروت, پس ازجنگ ویران کننده رژیم صهیونیستی یک عمل غیر اخلاقی و غیر انسانی است».
آسوشیتدپرس: «به دنبال افشای خبر دیدار ملک عبدالله, پادشاه عربستان سعودی و ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل, رادیو اسرائیل گزارش داد که این دیدار روز سیزدهم ماه سپتامبر, در کاخ پادشاهی عربستان سعودی در ریاض انجام شده است». این در حالی است که اولمرت بعد از این ملاقات محرمانه, در گفتگو با روزنامه یدیعوت آحارنوت, هوش و حس مسئولیت ملک عبدالله را تحسین کرده بود. اولمرت در پاسخ به این پرسش که آیا اسرائیل با عربستان سعودی دارای روابط مخفی است, گفت:«نباید به هر پرسشی پاسخ بدهم».
 
بازسازی لبنان
 
تخریب زیر ساخت‌های حیاتی لبنان و پانزده هزار واحد مسکونی توسط اسرائیل با هدف ایجاد نارضایتی مردم از مقاومت اسلامی انجام پذیرفت. این امر در دوره جنگ نتیجه معکوس داشت و حمایت مردم از مقاومت بیشتر شد اما پس از جنگ چه طور؟ تحلیل مسئولان اسرائیلی و آمریکایی این بود که با اتمام جنگ از هیجانات و احساسات ناشی از آن کاسته می‌شود؛ مشکلات مردم به خوبی ظاهر و انتقادات عناصر وابسته به خارج, همسو با فشارهای مضاعف ناشی از جنگ که بر مردم تحمیل می‌شود باعث جدایی مردم از مقاومت می‌گردد. بنابراین اهدافی که در جنگ رسیدن به آنها ناممکن بود به واسطه شرایط پس آن تحقق می‌یابد.
 
نصرالله سیاستمدار حکیم
 
سید حسن نصرالله با الهام از آیه کریمه «فاذا فرغت فنصب» با توجه به وظیفه الهی که بر دوش مقاومت احساس می‌کرد, یک روز قبل از اجرای آتش‌بس, استراتژی حزب‌الله را پس از جنگ بازسازی لبنان و کمک به مردم مقاوم لبنان اعلام کرد. 
با ‎آغاز آتش‌بس و در همان ساعات اولیه حزب‌الله به صورت واقعی, بازسازی و یاری‌رسانی به مردم را آغاز کرد,  به طوری که آمریکا, سران وابسته کشورهای عربی و برخی مسئولان خود فروخته بشدت غافلگیر شدند. 
دولت لبنان و مجامع بین‌الملل در قبال شهروندان لبنانی بدون هیچ مسئولیتی به تماشای مشکلات آنها نشسته بودند و جوانان مؤمن حزب‌الله در میدان دیگر به مجاهدت و خدمت مشغول بودند.
بعد از پایان جنگ, سید حسن نصر‌الله در پیامی خطاب به مردم گفت:«از تمام آوارگان به خاطر صبرشان و بازگشتشان به میهن و مناطق خود تشکر می‌کنم و همچنین از تمام مردم, جناح‌های سیاسی و تمام آنانی که, به آوارگان کمک کردند تشکر می‌کنم. آوارگانی که به سرزمین و مناطق خود بازگشتند دو دسته هستند:
۱٫ یک دسته از خانه‌ها تخریب شده اما قابل بازسازی و تعمیر هستند و ما از صبح فردا با آنان تماس می‌گیریم و به آنان کمک می‌کنیم تا به سرعت هر چه تمامتر خانه‌هایشان بازسازی شده و آماده سکونت گردد.
۲٫ در مورد خانه‌هایی که به طور کامل منهدم شده است, به این خانواده‌ها می‌گوییم, نگران نباشند, امروز روز پایبندی ما به سخنان و وعده‌های است که دادیم, لزومی ندارد شما با کسی در مورد خانه‌هایتان صحبت کنید و یا از کسی درخواست کمک نماید, ما در خدمت شما هستیم. ما نمی‌توانیم منتظر دولت باشیم تا در مورد خانه‌هایتان تصمیم بگیرد زیرا ممکن است مدت زیادی طول بکشد. 
در اینجا گام اولی که ما برمی‌داریم این است که یک مبلغ مالی منطقی برای ساخت یک خانه به مدت یک سال و خریدن اثاث اصلی به شما می‌دهیم. زیرا ساختن دوباره خانه‌های منهدم شده حدود یکسال طول خواهد کشید. اولین آمار گرفته شده نشان می‌دهد که تقریباً پانزده هزار آپارتمان و خانه به طور کامل منهدم شده است. 
گام دوم: شروع می‌کنیم به برداشتن و کنار زدن آوار و ویرانی‌ها و آغاز ساختن خانه‌ها, و طی چند ماه به خواست خدا همه خانه‌ها را می‌سازیم. ما با کمک اراده آهنین, ایمان قوی, تحمل, صبر و برنامه‌ریزی توانستیم مقاومت کنیم. همه اینها جزو ارزش‌های ما هستند و با کمک همین ارزش‌ها می‌توانیم یک بار دیگر خانه‌ها را بسازیم. از مهندسان نیز کمک می‌جویم و از آنان و تمام فروشندگان دیگر درخواست می‌کنیم که قیمت‌ها را بالا نبرند زیرا مردم نیازهای زیادی دارند. از مردم مقاوم نیز درخواست همکاری دارم. از کارگران می‌خواهم به ما کمک کنند. همگی باید با هم همکاری کنیم. از جوانان می‌خواهم داوطلب شوند, همانگونه که در روزهای سخت جنگ داوطلب مقاومت و صبر بودند و به آوارگان کمک کردند و همچنین گروه‌های آتش‌نشانی و گروه‌های دیگر امدادی که به ما پیوستند تا به مردم کمک کنند. البته در مرحله اول, جوانان حزب‌الله باید به مردم کمک کنند و بیشترین تلاش را به خرج بدهند. ما از دانشجویان, دانش‌آموزان, مردم, جوانان, مردان و … کمک خواهیم گرفت. اگر هر کسی یک یا چند روز و حتی چند ساعت کمک کند, روی هم رفته کمک زیادی خواهد بود. به تمام کسانی که در گذشته کمک کردند می‌گویم: همچنان به کمک‌های زیادی نیاز داریم و در صورت کمک شما آن را به خوبی می‌پذیریم و از آن استقبال خواهیم کرد و از شما سپاسگذاریم.
مسئله تعجب‌آور این که هر چند دشمن تا بدین لحظه به طور جدی در مورد سلاح مقاومت صحبت نکرده است؛ اما متأسفانه برخی افراد در مورد آن صحبت کردند. آنان می‌گفتند: حتی دور کردن سلاح مقاومت از زیر رود لیتانی فایده‌ای ندارد؛ زیرا مقاومت سلاح خود را به بالای رود لیتانی خواهد آورد, پس فایده آن چیست؟
ای برادرانم, حالا وقت و زمان این موضوع نیست و این روش نیز برای صحبت در موضوع مناسب نیست, زیرا همه ما هدف اصلی جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی را می‌دانیم. هدفشان خلع سلاح کردن مقاومت اسلامی بود. شما را دعوت می‌کنم یک بار دیگر سخنان اخیر وزیر خارجه رژیم صهیونیستی را گوش دهید او چنین گفت:
«سنیرومندترین ارتش جهان نیز نمی‌تواند حزب‌الله را خلع سلاح کند». 
شما در مطرح کردن این موضوع دچار اشتباه شده‌اید؛ زیرا حتی بیشتر از حد و مرز دشمن سخن می‌گوید. ای بزرگواران شما را دعوت می‌کنم که از این سخنان بپرهیزید.
آیا دشمن سرزمین‌های ما را باز گرداند؟ آیا دشمن برای دوستی با ما وارد کشورمان شد؟ به واقع در برابر این دشمن تجاوزگر چه کسی ایستاد و چه کسی مقاومت کرد؟ بله, ما افتخار آن را داریم و ما ثابت کردیم که جنگ با لبنان هزینه‌های بسیاری دارد. روزهای آینده شاهد خسارات‌ پنهان شده خواهیم بود. شما چه جایگزینی برای این مقاومت دارید؟ آیا ارتش لبنان می‌تواند در جنوب, در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت کند؟ واقعاً چه کسی در برابر این رژیم دفاع می‌کند؟ آیا نیروهای بین‌المللی می‌توانند در برابر این غاصب مقاومت کنند؟ مطمئناً خیر. 
پس نتیجه می‌گیریم این یک موضوع درونی لبنان است و موضوع ساده‌ای نیست و ما آمادگی داریم در مورد آن با شما گفتگو کنیم. 
آیا ما گروهی خارج از دولت هستیم؟ خیر. ما هم بخشی از دولتیم. در مجلس و در وزاتخانه‌ها و در همه بخش‌های دولت حضور داریم. آیا واقعاً دولت کنونی به تنهایی می‌تواند چنین مقاومتی را ارائه دهد؟ پس بهتر است در میز مذاکرات با یکدیگر بحث و گفتگو کنیم. 
برخی افراد می‌گویند خلع سلاح حزب‌الله مقدمه‌ای برای ساختن یک دولت نیرومند در لبنان است. اما بنده می‌گویم: دقیقاً برعکس این حرف درست است؛ زیرا ما فقط این چنین می‌توانیم کرامت و شرافت و سربلندی خود را حفظ کنیم و یک دولت نیرومند برای همه مردم لبنان بسازیم».
صدها نفر از آوارگان که در نتیجه یک ماه تهاجم اسرائیل, خانه‌های خود را از دست داده‌اند, در حال ثبت نام, نزد حزب‌الله و گزارش خسارات خود برای دریافت غرامت هستند.
حزب‌الله به همین منظور مدرسه‌ای را در بیروت برای ثبت نام آوارگان اختصاص داده و ماموران ثبت نام با گرفتن مشخصات مراجعه کنندگان,‌ میزان خسارات وارده به خانه‌های آنها را یادداشت می‌کنند.
فعالیت‌های خدمات اجتماعی حزب‌الله یکی از دلایل اصلی وفاداری هوادران و حمایت مردم لبنان است.
کسانی که خانه‌شان بکلی ویران شده برای یک سال هزینه اجاره خانه دریافت می‌کنند و کسانی که بخشی از خانه‌شان آسیب دیده یا هزینه مرمت آن را دریافت می‌کنند و یا حزب‌الله برای تعمیر کارگرانی به محل اعزام می‌کند.
حزب‌الله برای جلوگیری از سرقت از خانه‌های آسیب دیده‌ برخی خیابان‌های منطقه ضاحیه را مسدود کرده و تنها به ساکنان آنها مجوز عبور داده است. 
هنگامی که شرکت «mercy corps» و دیگر آژانس‌های غربی, با محموله‌های دارو و غذا به دهکده‌های ویران شده از نبرد اسرائیل و حزب‌الله رسیدند, به سرعت دریافتند که با مشکل بزرگی روبه رو هستند؛ مشکل نفرت مردم لبنان از آمریکا.
این شرکت نیز که مانند بسیاری از آژانس‌های غربی, کمک‌هایی را از دولت آمریکا دریافت می‌کند, با دست رد مردم دهکده‌هایی روبه‌رو شد که بدون غذا, آب و برق زندگی می‌کنند.
این واقعیت برای آمریکا بسیار خشمگین کننده است. علت نه تنها این است که آمریکا خواستار قدرت نیافتن بیشتر حزب‌الله است, بلکه بسیار علاقه دارد, این گروه از میان برود.
حزب‌الله سریعترین گروه و مؤثرترین سازمانی بود که به بازسازی جنوب لبنان پرداخت. گروه‌های کمک‌رسانی مختلف مانند«mercy corps»,‌راه‌های گوناگونی برای رساندن کمک‌ها آزمودند, ولی مطمئن نیستند که همه کمک‌ها به مردم رسیده باشد.
«علی بتزی», شهردار بنت جبیل, که یکی از سنگین‌ترین صدمات را در بین شهرهای لبنان متحمل شده, می‌گوید: «بدون دریافت حتی یک سنت از دولت لبنان یا آمریکا و غرب, شهر را دوباره خواهیم ساخت. حزب‌الله که اعلام جهاد بازسازی را پس از جنگ کرده است, تنها یک روز پس از پایان جنگ هزار و ۷۰۰ داوطلب مهندس برق کشی, لوله‌کشی, معماری و … را در لیست خود ثبت کرده که به تمیز کردن خیابان‌ها و ساختن پل‌های موقت اقدام کرده‌اند».
در حالی که دولت «فواد سینیوره», در حال تشکیل تیم‌هایی برای تحقیق درمورد بازسازی جنوب لبنان است. حزب‌الله, بازسازی بسیاری از شهرها را آغاز کرده و به هر خانواده نیز بین ده تا پانزده هزار دلار برای مخارجشان پرداخته است.
به دنبال این حرکت جورج بوش طی سخنانی اعلام کرد که وعده قبلی آمریکا مبنی بر کمک پنجاه‌ میلیون دلاری به لبنان را تا سقف ۲۳۰میلیون دلار افزایش می‌دهد. بدنبال آن عربستان اعلام کرد, کمک‌های خود را برای بازسازی لبنان افزایش خواهد داد و قطر نیز بازسازی بنت‌جبیل را به عهده گرفت و … .
 
اقدامات سیاسی مقاومت
 
حرکت اصلی حزب‌الله بر مبنای حفظ آرامش و اتحاد ملی و جلوگیری از بروز جنگ داخلی و طایفه‌ای در لبنان استوار است و این دقیقاً بر خلاف حرکت اسرائیل, آمریکا و مزدوران داخلی بود.
 
خلع سلاح
 
در میان ارتش‌های عربی هیچ ارتشی تاب مقاومت در برابر اسرائیل را ندارد. بنابراین وجود آنها هیچ گونه تهدیدی برای رژیم اشغالگر قدس محسوب نمی‌شود؛ اما حزب‌الله, این گرسوه به ظاهر کوچک بود که اسرائیل اولین شکست تاریخی خود را درسال ۲۰۰۰م از او پذیرفت.س از آن پس تمامی مجامع بین‌المللی به دنبال خلع سلاح حزب‌الله بودند و شورای امنیت نیز قطعنامه‌ای برای آن صادر نمود. اما این امر هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد. در این جنگ نیز اسرائیل هرگز موفق به این کار نشد. 
سید حسن نصرالله در تبیین دلایل وجود سلاح در دستان مقاومت اعلام کرد: «سلاح مقاومت معلول تجاوز اسرائیل است. هنگامی که تجاوز اسرائیل برطرف شود و دولت لبنان توانایی دفاع از کشور را داشته باشد, مقاومت سلاح خود را بر زمین می‌گذارد و اساساً در آن هنگام نیازی به خلع سلاح نخواهد بود؛ اما در غیر این صورت هیچ کس قدرت خلع سلاح حزب‌الله را نخواهد داشت».
عبدالله صفی‌الدین معتقد است که ۱۱ هزار و ۶۰۰ بار نقض حریم هوایی, دریایی و زمین لبنان از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ نشانگر آن است که اسرائیل نمی‌تواند بدون تجاوز و نقض قانون‌های بین‌المللی زندگی کند. وی تاکید دارد که تجربه جنگ با رژیم صهیونیستی نشان داده که ضمانت فقط سلاح و مواضع حزب‌الله است و سایر لبنانی‌ها هم به این امر واقفند.
امیل لحود در استقبال از یک هیات دیپلماتیک گفت: «زشت و شرم آور است درحالیکه خود شهیدان لبنان همچنان روی زمین است, صحبتی از خلع سلاح مطرح شود. چگونه از ما خلع سلاح تنها نیروی جهان عرب را که در مقابل اسرائیل قد علم کرده درخواست می‌کنید».
روزنامه تایمز: «بسیاری می‌دانند که خلع سلاح حزب‌الله به رغم میل این جنبش کاری بس دشوار است. حتی اگر دولت لبنان نیز بخواهد ارتش را مجبور به این کار کند, ارتش از این کار سرباز می‌زند؛ زیرا بسیاری از افسران ارشد لبنان به امیل لحود, رئیس جمهوری لبنان که متحد سوریه است, وفادار هستند».
«تایمز» نوشت: «بسیاری از افراد, ارتش لبنان را تقریباً نماینده حزب‌الله می‌دانند زیرا لشکر شیعیان که حدود شصت درصد ارتش را تشکیل می‌دهد, از حمله به برادران شیعه‌شان در حزب‌الله خودداری می‌کنند».
فیلیپ دوست بلازی وزیر امور خارجه فرانسه در گفت‌وگو با روزنامه لوموند گفت: «خلع سلاح حزب‌الله با زور, در چارچوب ماموریت نیروهای جدید نیست».
دبیر کل سازمان ملل با تاکید بر اینکه حل مسئله خلع سلاح حزب‌الله فقط به خود لبنانی‌ها برمی‌گردد, گفت: ««همان طوری که ما قبل از جنگ شاهد بودیم, گفتگوهای داخلی باید در لبنان ادامه یابد».
ارتش هر کشور نماد مقاومت و پایداری آن است اما ارتش کوچک لبنان در اندازه یک نیروی پلیس است. در حمله قبلی اسرائیل به لبنان, ارتش این کشور اعلام بی‌طرفی نمود. در جنگ اخیر نیز ارتش لبنان در حالی بی‌طرفی خود را حفظ نمود که کشور و مردم لبنان بدترین نوع تهاجم را تجربه می‌کردند!؟ 
بنابراین طبیعی است که اسرائیل خواهان استقرار ارتش در جنوب باشد و هنگامی که بعد از جنگ اقدام به نقض آتش‌بس نمود با تهدید جدی وزیر دفاع لبنان مواجه شد. این تهدید در تاریخ ارتش‌های جهان بی‌سابقه است.
وزیر دفاع لبنان تهدید کرد که در سایه نادیده گرفتن آتش‌‏بس توسط اسرائیل، استقرار نیروهای ارتش در جنوب لبنان را متوقف می‌‏کند.
 
هدایت ولی امر مسلمین جهان
 
برادر مجاهد و بسیار عزیز جناب آقای سیّدحسن نصرالله(ادام‌الله‌عمره‌و‌عزّه‌و‌عافیته)
سلام علیکم بما صبرتم
درود بر شما و بر دیگر برادران و بر یکایک مجاهدان حزب‌الله.
آنچه شما با جهاد و مقاومت بی‌نظیر خود به امت اسلامی هدیه کرده‌اید از حد توصیف این‌جانب بالاتر است. جهاد دلاورانه و مظلومانه‌ی شما که نصرت الهی را به شما ارزانی داشت،‌ بار دیگر ثابت کرد که سلاح‌های مدرن و مرگبار در برابر ایمان و صبر واخلاص‌‌،‌ ناکارآمد است و ملتی که ایمان و جهاد دارد مغلوب سیطره‌ی قدرتهای ستمگر نمیشود. پیروزی شما پیروزی اسلام بود.‌ شما توانستید به حول و قوه‌ی الهی ثابت کنید که برتری نظامی، به ابزار و سلاح و هواپیما و ناو و تانک نیست، به قدرت ایمان و جهاد و فداکاری همراه با عقل و تدبیر است. شما برتری نظامی خود را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کردید؛ تفوق معنوی خود را در ابعاد منطقه‌ئی و جهانی تثبیت نمودید؛ افسانه‌ی شکست‌ناپذیری و هیبت دروغین ارتش صهیونیست را به سخره‌ گرفتید؛‌ و آسیب‌پذیری رژیم غاصب را به نمایش گذاشتید. شما به ملتهای عرب، عزت بخشیدید و توانائیهای آنان را که دهها سال بوسیله‌ی تبلیغات وسیاستهای استکباری، انکار شده‌بود،‌ در صحنه‌ی عمل به همه نشان دادید.
آنچه اتفاق افتاد حجتی از سوی خداوند بر همه‌ی دولتها و ملتهای اسلامی و بویژه در منطقه‌ی خاورمیانه است. شما بار دیگر مصداق این کلام نورانی قرآن شدید:
قَدْ کانَ لَکُمْ ءَایَهٌ فى فِئَتَینِ الْتَقَتَا فِئَهٌ تُقاتِلُ فى سبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْرَى کافِرَهٌ یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ رَأْى الْعَینِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصرِهِ مَن یَشاءُ إِنَّ فى ذَلِک لَعِبرَهً لأُولى الأَبْصارِ.
این ‌اولوالأبصار، امروز توده‌های میلیونی و جوانان غیور و مؤمن در کشورهای منطقه، و سیاسیون سالم، و زمامداران و رهبران مستقل و خردمندند.
جهاد مظلومانه‌ی شما، دشمن را افشاء کرد و چهره‌ی حقیقی او را به نمایش گذاشت. کشتار بیرحمانه‌ی مردم غیرنظامی؛ به خاک و خون کشیدن کودکان بیگناه و زنان بیدفاع؛‌ حادثه‌ی قانا و نظائر متعدد آن،‌ ویرانسازی هزاران خانه و کاشانه و آواره کردن هزاران خانواده؛‌ نابود کردن زیرساختهای بخش مهمّی از لبنان،‌ و فجایعی از این قبیل ،‌ چهره‌ی‌ حقیقی زمامداران آمریکا و برخی دولتهای اروپائی را در کنار چهره‌ی کریه و منفور رژیم صهیونیستی به همه نشان داد. نشان داد که شعارهای منافقانه‌ی آنان در باب حقوق بشر و آزادی و دموکراسی، چقدر آلوده به دروغ و فریب و رذالت است. نشان داد که وقتی زمامداران کشورها از رحم و شفقت و منطق و صداقت بیگانه باشند چه فجایعی ممکن است برای جامعه‌ی انسانیت پیش بیاید. سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا در دفاعی قلمداد کردن جنایات رژیم صهیونیستی و ادعاهای خنده‌آور او در باره‌ی پیروز شدن اسرائیل در جنگ لبنان، نمونه‌ی روشنی از این بیرحمی و شقاوت و بی‌منطقی را در برابر چشم همه گذاشت.
و اما لبنان .. و ما ادراک ما لبنان .. لبنان به برکت همت و شجاعت مردم خود درخشید. دشمن به غلط پنداشته بود که با حمله به لبنان ضعیفترین حلقه‌ی کشورهای منطقه را هدف قرار میدهد و طرح وهم‌آلود خاورمیانه‌ی دلخواه خود را کلید میزند. دشمن، یعنی امریکا ـ اسرائیل، از صبر و هوشمندی و دلاوری ملت لبنان غافل بود؛‌ از توانائی بازوان سطبر لبنان غافل بود؛ از سنت الهیِ« … کم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کثِیرَهَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصابرِینَ» غافل بود.
ملت لبنان و جوانان دلاور و سیاستمداران هوشمندش با سیلی سخت خود، او را از این غفلت بیرون آوردند. دشمن اکنون در صدد بریدن این بازوی توانا و کارآمد است؛‌ در صدد ایجاد اختلاف میان سیاستمداران است؛‌ در صدد پاشیدن ویروس بی‌صبری و تردید در مردم است. همه باید در برابر این سمپاشیها بیدار باشند. به حول و قوه‌ی الهی شما در خنثی کردن توطئه‌های آنان موفق خواهید شد و پیروزی دومی بدست خواهید آورد، انشاءالله. جهادی که اکنون در این میدان جدید،‌ پیش روی شماست مانند جهاد فداکارانه‌ی شما در میدان نظامی، حائز اهمیت و در آن، صبر و توکل و اخلاص و تدبیر،‌ تعیین کننده است. 
به شما و دیگر برادران و دلاوران عرصه‌ی جهاد درود میفرستم و دست و بازوی همه‌ی شما را می‌بوسم.
سید علی خامنه‌ای 
۲۵/مرداد/۱۳۸۵
 
تدبیر نصرالله
 
دبیر کل حزب‌الله طی پیامی که از شبکه تلویزیونی المنار پخش شد عموم مردم لبنان را دعوت به حضور در گردهمایی پیروزی نماید.
سید حسن نصر‌الله از مردم لبنان خواست تا روز جمعه در جنوب لبنان جایی که ۳۴ روز هدف تهاجم رژیم صهیونیستی قرار داشت و به شکست مفتضحانه این رژیم منجر شد گرد هم آیند.
متن پیام چنین است: من تمام شما را دعوت به مشارکت در پیروزی, پیروزی شما می‌نمایم. عصر جمعه در بخش جنوب لبنان بخش یکه یادآور افتخار, غرور, همبستگی و شکوه و پیروزی یک کشور و یک ملت است کنار هم آییم. بیایید تجدید پیمان کنیم و شادیمان را از این پیروزی الهی و مقدس به تمام جهانیان اعلام نماییم.
ائتلاف ۱۴ مارس در بیانیه‌ا‌ی رسمی، نبرد ۳۳ روزه حزب‌الله را تنها در خدمت به ایران و سوریه ارزیابی کرده بود و در مواضعی کنایه‌آمیز، خانواده‌های شهدای لبنان و مقاومت اسلامی این کشور را به تمسخر گرفته بود. از همه اینها گذشته، ولید جنبلاط و امین جمیل، در اظهاراتی مسلسل‌وار، خواستار خلع سلاح حزب‌الله در سایه استقرار ارتش لبنان در جنوب بودند؛ امری که گسترش دامنه آن، می‌توانست برخوردی اجتناب‌ناپذیر را بین حزب‌الله و ارتش به وجود آورد. در همین روزها، دولت لبنان در اقداماتی سؤال‌برانگیز، امور امنیتی مهمی از کشور، از جمله فرودگاه و بندر بیروت را به نیروهای خارجی واگذار کرده و حتی گفته می‌شود دشمن صهیونیستی را از میزان توانایی‌های ارتش لبنان در جنوب مطلع ساخته بود. در کنار این امور، نیروهایی از یونیفیل که هنوز ماهیت آنان و میزان عملیاتشان روشن نشده، اقدام به عملیات جاسوسی علیه حزب‌الله کرده بودند که بخشی از آن، مربوط به کشف توانایی‌های حزب‌الله پس از جنگ بوده است. از سویی دیگر، اقداماتی که از سوی گروه‌های رقیب حزب‌الله در لبنان انجام شده بود، یکی از مصادیق بارز آن، حذف سیاسی حزب الله در لبنان بود. آنها تسویه نیروهایی را در سازمان‌های نظامی و امنیتی آغاز کرده بودند که گمان می‌رفت ارتباطی با حزب‌الله داشته‌اند. یکی از مهم‌ترین عناصر اجرایی این طرح، «احمد فتفت»، سرپرست وزارت کشور و وزیر ورزش و جوانان بود که وابسته به جناح «المستقبل» مربوط به سعدالدین حریری است؛ اقدامات فتفت، اعتراض شدید حتی نمایندگان سازمان امل در پارلمان و دولت لبنان را برانگیخته بود.
دبیرکل حزب‌الله لبنان، بار دیگر به صحنه بیاید و به رغم همه تهدیدات اسرائیل و در حالی که رقبای سیاسی از غیبت او در صحنه سیاسی لبنان، لبخند رضایتی بر لب داشتند، بار دیگر خطابه‌ای قوی و پر خروش را در یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات لبنان به اجرا درآورد. در این اجتماع بزرگ، چهره‌های بزرگی نیز پشت سر او حضور داشتند. نمایندگان رئیس‌جمهور لبنان و رئیس پارلمان، سلیم‌الحص، عمر کرامی، شیخ بهجت غیث، رهبر مذهبی دروزی‌های لبنان، سلیمان فرنجیه، طلال ارسلان از رهبران سیاسی دروزی، ایلی فرزلی، میشل سماحه و ده‌ها شخصیت و چهره‌ سرشناس سیاسی لبنان. این اجتماع بزرگ، نشان داد که جبهه مقاومت اسلامی لبنان در صورت یک انتخابات جدید، بدون شک، قدرت سیاسی قوی‌تری در لبنان پیدا خواهد کرد و می‌تواند با هم‌پیمانی با احزاب سیاسی سنی و مسیحی و دروزی، رقبایی را که ادعای اکثریت پارلمانی در لبنان را دارند، شکست سنگینی دهد.
بیش از یک میلیون نفر در منطقه شیعه‌نشین در جنوب بیروت جمع شده بودند تا شاهد شکست جنگ روانی اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان باشند، چه آن که اسرائیل، تهدید کرده بود که سیدحسن نصرالله، حتی پس از پایان جنگ، هدفی متحرک و دایمی برای اسرائیل است. این رژیم آنچنان بی‌پروا از این جنگ روانی سخن می‌گفت که گویی، تا ماه‌ها سیدحسن نصرالله در ملا عام ظاهر نخواهد شد، اما به یک‌باره و در حالی که حتی بسیاری از لبنانی‌ها نیز از آن بی‌خبر بودند، سیدحسن نصرالله از میان امواج خروشان صدها هزار تن از مردم مقاوم لبنان، قد علم کرد تا بار دیگر، نشان دهد که از مرگ هراسی به دل راه نمی‌دهد و بر سر پیمان‌های خود با مردم لبنان هست و همچنان بر طبل شکست اسرائیل خواهد کوبید.
محورهای مورد توجه نصرالله هنگام سخنرانی در بزرگترین تجمع تاریخی لبنان:
۱٫ دولت کنونی لبنان، وجهه وحدت ملی ندارد و قادر به دفاع از وحدت ملی و مصالح ملی لبنان نیست. از همین رو، باید دولت وحدت ملی تشکیل شود. 
۲٫ جامعه لبنان از یک بحران داخلی در رنج است که می‌تواند تخریب کشور را به دنبال داشته باشد. 
۳٫ سلاح مقاومت تا زمانی که دولتی فراگیر و توانا تشکیل شود، غیرقابل گفت‌وگوست و حزب‌الله هرگز آن را تحویل نخواهد داد.
۴٫ حزب‌الله لبنان هرگز در تله در گیری با ارتش لبنان گرفتار نخواهد شد و آنان را برادران خود می‌داند. 
۵٫ عناصر وابسته‌ای که در نبرد علیه مقاومت فعالیت می‌کردند، در هیچ یک از برنامه‌های خود علیه حزب‌الله به اهدافشان نرسیده اند. 
۶٫ تا اشغال در جنوب لبنان، ولو یک قدم از خاک لبنان باقی است، حزب‌الله با سلاحش همچنان باقی خواهد ماند. 
۷٫ حزب‌الله بر سر اسرای اسرائیلی در چهارچوب مذاکرات غیرمستقیم تنها در برابر اسرای لبنانی آنان را آزاد خواهد کرد.
۸٫ حزب‌الله قطعنامه ۱۷۰۱ را مقدس نمی‌داند و در صورت ادامه تجاوزات اسرائیل به جنوب، به آنان به شدت پاسخ خواهد داد. 
۹٫ ولید جنبلاط از سخنان سابقش در برابر توده‌های حزب‌الله باید عذرخواهی کند. او از مردم همراه مقاومت به «بدون عقل» یاد کرده بود. 
۱۰٫ حزب‌الله لبنان، خود را هم‌پیمان ایران و سوریه می‌داند و از اظهار آن هیچ ابایی ندارد و به آن افتخار می‌کند.
سیدحسن نصرالله با مواضع اخیر خویش به کسانی که او را به «حسابرسی پس از جنگ» تهدید می‌کردند و یا کسانی که از مقاومت او چهره‌ای شکست خورده ترسیم می‌کردند و یا حتی در تلاش بودند تا وجود حزب‌الله را منکر شوند، نشان داد که همانند روزهای ۳۳ روزه در نبرد با اسرائیل، با رهبری اندیشمند، توانا و زیرک روبه‌رو هستند. او نشان داد، در حالی که دشمن او «ایهود اولمرت»، فقط ۷ درصد جایگاه مردمی‌اش را نگه داشته، سیدحسن نصرالله، هنوز با نیروی ۱۰۰درصدی بر قلوب نه تنها مردم لبنان که همه ملل منطقه حاکمیت می‌کند. دشمنان او که در لباس رقیب در برابر او ظاهر می‌شوند، به خوبی آگاهند که از این پس در برابر آنان فردی در قامت یک رهبر بزرگ اسلامی قد علم خواهد کرد.
 
 
 
ویژگی‌ها و پیامدهای جنگ
 
ویژگی‌ها
۱٫ اهداف دو طرف
الف) اسرائیل؛
۱٫ از بین بردن سران حزب‌الله, با بمباران‌های وسیع و دستگیری تعداد بسیاری از اعضای آن با هجوم زمینی و عملیات هلی‌برن؛
۲٫ متلاشی کردن سازمان نظامی حزب‌الله و انهدام شبکه ارتباطی آن؛
۳٫ نابودی توان موشکی حزب الله؛
۴٫ اشغال جنوب لبنان تا رودخانه لیتانی؛
۵٫ نابودی رسانه المنار؛
۶٫ آزادسازی دو اسیر اسرائیلی؛
اسرائیل در این جنگ اهداف بزرگتری را نیز دنبال می‌کرد؛
۱٫ کمک به آمریکا برای تشکیل خاورمیانه جدید؛
۲٫ از بین بردن لبنان به عنوان مهمترین و نزدیکترین حامی فلسطین؛
۳٫ کوتاه کردن قدرت مانور جمهوری اسلامی در منطقه؛
۴٫ انجام عملیات شبیه‌سازی شده علیه ایران اسلامی و برآورد روش‌های مقابله با جمهوری اسلامی؛
۵٫ ایجاد دولت وابسته در لبنان؛
۶٫ گسترش نفوذ و سلطه خود بر منطقه؛
ب) حزب‌الله
۱٫ آزادی اسیران لبنانی دربند رژیم اشغالگر؛
۲٫ دفاع از سرزمین لبنان و جلوگیری از اشغال آن؛
۳٫ مقاومت و پایداری در برابر پنجمین ارتش جهان؛
۴٫ حفظ سازمان, امکانات و نیروهای حزب‌الله؛
۵٫ وارد آوردن ضربات سهمگین بر اسرائیل و شکستن ابهت پوشالی‌ آن.
۶٫ … .
برای مشخص شدن پیروز جنگ و تعیین درصد پیروزی, بایستی اهدافی که در طول جنگ طرفین بدان دست یافته‌اند مورد بررسی قرار گیرد. با مشخص شدن اهداف هر یک از طرفین, اکنون مقدار پیروزی یا شکست هر کدام به صورت آشکار معلوم می‌شود.
 
۲٫ برتری مطلق نظامی یک طرف
ارتش اسرائیل با حمایت آمریکا و اروپا پنجمین ارتش جهان است و دارای نه برتری غیر قابل انکار در منطقه است: برتری ماهواره‌ای, هوایی, زرهی, دریایی, موشکی, کماندویی, اتمی, جاسوسی و مخابراتی.
 
نتیجه این نه برتری:
ماهواره‌ای: اسرائیل هرگز نتوانست نقاط شلیک موشک توسط حزب‌الله را مشخص کند.
هوایی: مراکز نیروی و مهمات حزب‌الله تا پایان جنگ سالم ماند.
زرهی: جنوب لبنان به قبرستان تانکهای مرکاوا تبدیل شد.
دریایی: اعماق دریای مدیترانه پذیرای ناوها و قایق‌های پیشرفته اسرائیل گردید.
موشکی: هیچ کدام از موشک‌های حزب‌الله هدف سیستم‌های ضد موشکی قرار نگرفت.
کماندویی: نیروی گولانی اسرائیل هرگز درسی را که از مقاومت گرفته فراموش نمی‌کند.
سلاح اتمی: ترس بزرگ اسرائیل از هدف قرار گرفتن مراکز اتمی تا پایان جنگ باقی ماند.
جاسوسی: حسن نصرالله مغازه‌دار به دلیل تشابه اسمی در یک عملیات ویژه دستگیر شد.
مخابراتی: اسرائیل با نفوذ سیستم تلفن همراه مردم لبنان, مدام آنها را تهدید می‌کرد.
 
۳٫ کمبود و وفور هدف
اسرائیل تمام اهداف مورد نظر در لبنان را چند بار بمباران کرد و از نیمه جنگ دیگری هدفی برای تهاجم نداشت.
حزب‌الله هر روز هدف جدید خلق می‌کرد و اضطراب و ترس بیشتری می‌آفرید؛ البته حزب‌الله بسیاری از هدف ما را برای روز مبادا نگه داشت تا صهیونیست‌ها تا آخر عمر در وحشت آن بسر ببرند.
 
۴٫ شروع برای اشغال؛ پایان به همراه وعده تخلیه
اسرائیل با هدف اشغال لبنان تا رود لبنان وارد جنگ شد و در پایان قول داد مزارع شبعا را که دهها سال در اختیار داشت تخلیه نماید و اینگونه جنگ خاتمه یافت.
 
۵٫ حزب‌الله
جنگ برای نابودی حزب‌الله آغاز شد و هر چه از آغاز آن می‌گذشت دامنه قدرت حزب‌الله و حمایت از آن, لبنان, منطقه و جهان را در بر می‌گرفت شاید اگر چند روز دیگر جنگ ادامه می‌یافت مردم اسرائیل هم طرفدار حزب‌الله می‌شدند.
 
۶٫ پایان جنگ
با توجه به آنچه در طول جنگ رخ داد, پایان جنگ هرگونه رقم می‌خورد پیروزی از آن حزب‌الله بود حتی در صورت شکست نظامی حزب‌الله و یا … .
 
۷٫ استراتژیست‌های جنگ
عملیات نظامی و روانی اسرائیل را فرماندهان عالی رتبه آمریکایی و اسرائیلی هدایت می‌کردند و در هر دو قسمت شکست مفتضحانه‌ای متحمل شدند.
اما عملیات نظامی و روانی حزب‌الله را فرزند حوزه هدایت می‌کرد و در هر دو به لطف خداوند پیروز و سربلند شد.
 
پیامدهای جنگ
 
اسرائیل
۱٫ شکست بی‌سابقه نظامی ارتش افسانه‌ای آن؛
۲٫ افزایش چشم‌گیر روند مهاجرت معکوس؛
۳٫ تشدید اختلافات درونی؛
۴٫ نابودی امنیت درسرزمین‌های اشغالی؛
۵٫ از دست دادن روحیه اعتماد به نفس؛
 
لبنان و حزب‌الله
۱٫ ایجاد روحیه امید و غرور ملی در مردم؛
۲٫ ارتقاء جایگاه آن کشور تا حد رهبری اعراب؛
۳٫ فتح قلوب مردم به دست نصرالله و مردان مقاومت؛
۴٫ تثبیت و تقویت جایگاه حزب‌الله.
 
منطقه
۱٫ تغییر در توازن قدرت به نفع اسلام ناب؛
۲٫ ایجاد وحدت بین شیعه و سنی؛
۳٫ بیداری و امید مسلمان منطقه و فلسطین و آغاز مرحله جدید در انتفاضه؛
۴٫ احیاء روحیه غیرت, شجاعت, پایداری و خودباوری در بین جوانان عرب؛
۵٫ ثبت و تقویت جایگاه حزب‌الله؛
۶٫ شکست طرح خاورمیانه آمریکایی.
 
جهانی
۱٫ جایگزینی حزب‌الله به جای القاعده و نصرالله بجای بن‌لادن و شناخت اسلام ناب از اسلام آمریکایی؛
۲٫ مواضع مشترک علمای ادیان الهی در حمایت از لبنان؛
۳٫ تردید غرب در ادامه حمایت همه جانبه از اسرائیل به منظور حفظ منافع آنان درمنطقه ـ با وجودی که موجودیت اسرائیل در برابر گروهی کوچک به نظر افتاد ـ؛
۴٫ تغییر در استراتژی‌های نظامی و جنگ‌های چریکی(از جمله نبرد چریکی که منجر به حفظ زمین گردد)؛
۵٫ تحقیر دنیای استکبار و سازمان‌های بین‌المللی وابسته؛
۶٫ اثبات منطق مسیح استقادمت و تدبیر, به عنوان تضمین کننده پیروزی و بطلان نظریه شامل با دشمن برای حفظ موجودیت.
 
ایران اسلامی
۱٫ تقویت جایگاه ایران و نقش رهبری آن در منطق؛
۲٫ حذف گزینه حمله به ایران از معادلات غرب.
سرزمین لبنان ۱۵۷ بار کوچکتر از ایران و جمعیت آن ۱۸ بار کمتر از جمعیت ایران است. موقعیت استراتژیک جغرافیایی ایران قابل مقایسه با دنبال نیست. تأثیر ایران بر انرژی جهان عمیق و حیاتی است.
قدرت حزب‌الله قابل مقایسه با قدرت ارتش, سپاه و بسیج ایران نسبت. پیشرفت‌های علمی و نظامی ایران غیر قابل محاسبه است. ملت بزرگ ایران اسلامی ملتی مقاوم, پایدار و رشید است. وقتی آخرین وسایل نظامی و امکانات مادی در برابر حزب‌الله لبنان به زانو در می‌آید, خرد می‌شود و نابود می‌گردد؛ چگونه می‌توان در برابر جوانان با ایمان و سراپا مسلح ایران ایستاد و با زبان تهدید سخن گفت.
 
مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *