منتشر شده در ۰۲ فروردین ۱۳۹۳ | دسته : مقاومت لبنان

لبنان

اندازه قلم

در منطقه­خاورمیانه، لبنان کشور پیچیده­ای است که اقوام، طوایف و گرایشهای دینی گوناگون را در خود جای داده است ودر زمره کشور‌هایمستقل سیاسی جهان عرب به شمار میآید.

لبنان سرزمینکوچکی است و حاویپدیده­های متضاد و گوناگون، هم میتوان فرزانگی,فضیلت و خصال عالی انسانی را در آن دید و هم میتوان نمونه‌هایی از رذالت، جنایت، گمراهی و انحراف را نظارهگر بود؛ بدین جهت کارشناسان جهان عرب کمتر موفق به بررسی اوضاع این سرزمین شدهاند.

از نظر ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک، موقعیت خاص این سرزمین، آن را در کانون توجه کشورهای خاورمیانه و همچنین غرب قرارداده است. از طرف دیگر, داشتن مرز مشترک ۱۱۲ کیلومتری در جنوب، با سرزمینهای اشغالی و رویاروییهای حزب‌الله لبنان با رژیم اشغالگر قدس، باعث شده است تا همواره تحولات این منطقه با حساسیت پیگیری شود و بحران در لبنان، تأثیر بسزایی برتحولات خاورمیانه داشته باشد.

ظهور بازیگر قدرتمندی به نام حزب‌الله لبنان توانسته برای اولین بار در تاریخ نبرد اعراب و اسرائیل، افسانه شکست ناپذیری ارتش صهیونیستی را فروریختهو معادلات منطقه را تغییر دهد.

لبنان تاریخی طولانی دارد و قدمت آن به ده‌ها قرن پیش می‌رسد.بافتسرزمینی این کشور، کوهستانی است و ارتفاعات آن معمولاً پوشیدهاز برفاست؛به همین دلیل این کشور را «لبنان»؛ یعنی «سرزمین سپید» نامیده‌اند.

زبان رسمی مردم لبنان، عربی و واحد پول­شان «لیره» است. این کشور در ۲۲ نوامبر ۱۹۴۳م از فرانسه استقلال یافته و از لحاظ جمعیت رتبه ۱۲۳ را در جهان داراست.

شاخصه‌های جغرافیایی

لبنان به عنوان کوچکترین سرزمین خاورمیانه، پس از بحرین,با مساحتی بالغ بر ده هزار و ۴۵۳ کیلومتر مربع در آسیای جنوب غربی واقع شده است.

این کشور در شمال، به شکل مستطیل نسبتاًعریضی است که در جنوب، این عرض کاهش مییابد. طول آن در جهت شمالیـجنوبی (از «عکار»تا «ناقوره»)210 کیلومتر و عرض آن ۸۰ کیلومتر است.

محدودیت مساحت و طول مرزهای لبنان، مناطق حساس جغرافیایی آنرا در مجاورت مناطق طبیعی­اش قرار داده است. شمال و جنوب این کشور به قدری به هم نزدیکند که میتوان با اتومبیل در مدتدو ساعت و نیم,از شمال لبنان به جنوبشرسید.

لبنان در غرب آسیا و در ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده است. از شمال، رود بزرگ «النهر الکبیر» مرز سیاسی و طبیعی آن را با کشور سوریه تشکیل می‌دهد. از جنوب با فلسطین اشغالی مرز مشترک دارد و از غرب به دریای مدیترانه محدود می­شود. طول مرزهای لبنان در حدود ۵۷۰ کیلومتر است که ۲۲۵ کیلومتر آن را مرزهای ساحلی لبنان با دریای مدیترانه تشکیل می‌دهد.

آب و هوای لبنان به طور کلی مدیترانه‌ای است. مناطق ساحلی آن آب و هوای نیمه معتدل و مرطوب دارند و مناطق بلند، آب و هوای کوهستانی. زمستان و بهار, فصل‌های باران‌خیز این کشور ساحلی به شمار می‌روند.

پایتخت لبنان

پایتخت جمهوری لبنان، بندر بیروت با ۳۴ متر ارتفاع از سطح دریا و با جمعیتی حدود ۲ میلیون نفر است. عمده فعالیت‌های اقتصادی، موسسات اداری و دانشگاه‌های بزرگ کشور در این شهر متمرکز شده‌ است. بیش از ۴۵ درصد از جمعیت کشور و حدود ۷۰ درصد از مردم شهرنشین لبنان، در شهر بیروت سکونت دارند.

ویژگی‌های مهم شهر بیروت که باعث اهمیت آن شده عبارتند از:

الف) موقعیت جغرافیایی خاص در کنار مدیترانه باعث شده بندر بیروت بر سر راه‌های عمده تجاری آسیا به اروپای جنوبی و غربی، و آفریقای شمالی قرار بگیرد. بیروت دارای بندرگاه‌های عظیمی است. علاوه بر موقعیت دریایی، شهر بیروت در مسیر هوایی آسیا، اروپا و آفریقا قرار گرفته است. فرودگاه‌ بین‌المللی آن، نقش مهمی در ترابری هوایی سه قاره مذکور بر عهده دارد.

ب)بیروت یکی از شهرهای مطرح و بزرگ خدماتی دنیا است.

ج)بیروت به عنوان یکی از مراکز بزرگ بانکی، سیاحتی و … مورد توجه است.

بنادر مهم لبنان

لبنان بندرهای مهم و زیبایی دارد. بنادر بیروت، جونیه، طرابلس، صور و صیدااز این جملهاند.

شهرهای مهم لبنان

بیروت، زحله، صور، صیدا، نبطیه، جونیه, طرابلس و بعلبک از مهمترین شهر‌های لبنان محسوب می‌شوند.

رودهای مهم لبنان

رودخانه‌های مهم عبارتند از: لیطانی، زهرانی و الاولی در جنوب، و رودهای العاصی، جوز، ابراهیم و الکلب، در شمال. این رودها غالباً از کوه‌های برفگیر لبنان سرچشمه گرفته و به دریای مدیترانه ختم می‌شوند؛ مگر نهر«العاصی» که اگر چه منشاء آن در بقاع است اما به دریاچه «حمص» در سرزمین سوریه سرازیر می‌شود.

‌شاخصه‌های انسانی

۱٫ ترکیب جمعیت و پراکندگی آن

لبنان به نسبت وسعت خاک خود پرجمعیت‌ترین کشور در خاورمیانه است. ساختار سیاسی و جمعیتی آن به قدری گوناگون و متنوع است که بسیاری از مشکلات فعلی این کشور از این ساختار منطقه‌ای و ناهمگرا ناشی می‌شود.

آخرین سرشماری رسمی به عمل آمده، مربوط به سال ۱۹۳۲م است که جمعیت لبنان را در آن زمان ۸۶۱ هزار و ۳۹۹ نفر اعلام کرده است. از آن پس تا کنون ارقام منتشر شده درباره جمعیت این کشور از سوی مؤسسات خارجی و سازمان ملل برآورد شده است. بر اساس آخرین آمار، جمعیت لبنان با ۸ طایفه و فرقه اصلی، حدود ۴ میلیون و ۲۰۰هزار نفر است.

در حال حاضر با توجه به سرشماری‌های غیر رسمی و اسناد و مدارک موجود، شیعیان دارای اکثریت هستند. حضور انبوه سنّی­ها در شهرهای بزرگ، در اکثریت بودن مسلمان­ها را تقویت نموده است. بنابر گزارش­ها و بررسی‌های منتشرشده در شرایط حاضر دو طایفه ‌«شیعه و سنی» بزرگترین ترکیب جمعیتی لبنان را تشکیل می‌دهند و «طائفه مارونی‌ها» در رتبه بعدی قرار دارند.

۲٫ تقسیمات کشوری و اداری

بر اساس تقسیمات کشوری, لبنان دارای ششاستان به نام‌های زیر است:

۱٫     جبل­لبنان: ­عمدتاً شامل ­مناطق«دروزی» و«مسیحی»نشیناست.

۲٫     لبنان شمالی: مناطق سنی و مسیحی‌نشین را در بر می‌گیرد.

۳٫     لبنان جنوبی: شیعیان، سنی‌ها و مسیحیان در آن سکونت دارند.

۴٫     بقاع: شیعیان، سنی‌ها و مسیحی‌ها در آن ساکن هستند.

۵٫     استان بیروت: شیعیان، مسیحیان، اهل تسنن و دیگر طوائف در آن زندگی می‌کنند.

۶٫     استان نبطیه: منطقه‌ای شیعه‌نشین که پایگاه سنتی حزب‌الله‌ به شمار می‌رود؛ هر چند حزب‌الله در دیگر مناطق نیز پایگاه‌های گسترده‌ای دارد.

۳٫ اقوام و نژادها

معرفی مردم لبنان ازجهت نژادی­، آن­هم به صورت خلاصه, امری مشکل است. لبنان در مناطق پست و هموار غربی دارای مردمی با نژادهای مختلط است که می‌توان آنها را شرقی(­lerantin) نامید. این مردم بیشتر متأثر از آداب و رسوم قومی بوده و ویژگی‌های مشخص فردی دارند؛ از جمله اینکه عرب‌های این ناحیه، چشمان آبی و موی طلایی دارند و احتمالاً بازماندگان جنگجویان جنگ‌های صلیبی هستند. مردم سایر نواحی کشور رنگ تیره‌تری داشته و چهره خاص خود را دارند. تقریباً از اکثر نژادهای مختلف خاورمیانه، تعدادی در لبنان وجود دارند.

گروه‌های نژادی در لبنان حدود ۸۳ درصد اعراب لبنانی، ۸ درصد اعراب فلسطینی، ۵ درصد ارامنه و ۴ درصد نیز سایر نژادها, از جمله کردها را در برمی‌گیرند. در مجموع مسلمانان ۶۳ درصد و مسیحیان ۲۷ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند.

۴٫ زبان و خط

به دلیل تنوع نژادها و تأثیرپذیری از عوامل مربوط به مهاجرت در این کشور, اختلاط زبان‌ها به چشم می‌خورد ولی زبان رسمی مردم لبنان زبان عربی و خط رسمی نیز رسم‌الخط عربی است.

میزان تحصیلات عالی در میان مردم لبنان بالا است. زبان فرانسه، زبان آموزشی بعضی از مراکز علمی به شمار می‌رود. علاوه بر زبان عربی, زبان‌های فرانسوی، انگلیسی, اسپانیولی و ارمنی نیز در این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. در برخی از مناطق کردنشین، مردم به زبان کردی هم سخن می‌گویند.

شاخصه‌های دینی

۱٫ اهمیت استراتژیک کشور در منطقه

کشور لبنان در موقعیت استراتژیکی حساسی قرار گرفته است. از رهگذر این موقعیت مهم، هم امتیازاتی نصیب آن شده و هم دچار آسیب‌پذیری‌ گردیده است.

کشور لبنان از یک سو در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند ارتباطات بین سه قاره اروپا، ‌آفریقا و آسیا را پوشش دهد و محل مناسبی برای ارتباطات اقتصادی، تجاری و فرهنگی بین این سه قاره باشد و از سوی دیگر همسایگی آن کشور با رژیم اشغالگر قدس و آسیب‌پذیری آن در برابر تجاوزات مکرر آن رژیم، از این کشور منطقه‌ای ناامن و بی‌ثبات ساخته است.

تمایلات غرب گرایانه شدید در بین جامعه مسیحی و گرایش عربی و اسلامی در بین جامعه مسلمان(­که حاصل دو فرهنگ متفاوت است) از سرزمین لبنان چهره‌ای متمایز و خاص ساخته است؛ خصوصاً که این کشور در میان کشورهای عربی مسلمان واقع شده است.  مجاورت لبنان با دریای مدیترانه و وجود دشت‌ها و کوهستان‌ها در این کشور، اهمیتی استراتژیک به این آب و خاک داده است.

۲٫ ادیان و مذاهب

کشور لبنان با همه کوچکی خود از حیث تعدد مذاهب موجود در آن یکی از متنوع‌ترین کشورهای دنیا محسوب می‌شود؛ به همین جهت از وضعیت پیچیده‌ای برخوردار است، به طوری که بیش از هجده مذهب رسمی در لبنان وجود دارد. این مذاهب با مسائل طایفه‌ای پیوند تنگاتنگی دارند تا جایی که تفکیک طوایف مختلف از یکدیگر با توجه به وابستگی دینی و مذهبی آنها صورت می‌گیرد. شدت تأثیر این مذاهب در صحنه لبنان به گونه‌ای است که حتی ساختار سیاسی این کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

از گذشته تا کنون، تقسیم قدرت سیاسی در لبنان، بر اساس تعداد جمعیت طوایف مختلف، صورت گرفته است؛ البته نباید فراموش کرد که وجه تمایز این طایفه‌ها، مذهب و عقاید دینی آنهاست.

 

مذهب

شیعه

مارونی

سنی

دروزی

سایر مذاهب

درصد

۳۲ درصد

۲۴ درصد

۲۱ درصد

۷ درصد

۱۶ درصد

 

متأسفانه در حال حاضر با وجود غلبه جمعیتی شیعیان بر سایر مذاهب، پست ریاست جمهوری در اختیار مسیحیان و پست نخست وزیری در دست اهل سنت است. سنی­ها مدعی­اند در سرشماری سال۱۹۳۲‌م, جمعیت آنها بیشتر از شیعیان بوده است؛ بر همین مبنا سهم آنها و مسیحیان از قدرت، باید بیشتر باشد. این دو گروه از آمار بالای جمعیتی شیعیان در لبنان به خوبی مطلعند اما حاضر نیستند تا با سر شماری مجدد، قدرت خود را از دست بدهند.

از حدود هجده مذهب موجود در لبنان, مسیحیان دوازده فرقه, مسلمانان پنج گروه و یهودیان یک دسته را شامل می‌شوند.

مذاهب اسلامی عبارتند از: شیعه، سنی، دروزی، علوی و اسماعیلی که البته اسماعیلی‌ها هنوز به رسمیت شناخته نشده و در پارلمان نماینده ندارند.

مذاهب مسیحی عبارتند از: مارونی، ارتدوکس، روم، کاتولیک،‌ ارمن،‌ ارمن کاتولیک، سریان ارتدوکس، سریان کاتولیک، کلدانی، کاتولیک، لاتین، پروتستان و نسطوری. بعد‌ها نیز طایفه قبطی‌های ارتدوکس لبنان، از طرف هیئت دولت به عنوان هجدهمین طایفه لبنان به رسمیت شناخته شدند.

 

۳٫ قانون استعماری

 

طبق قانون اساسی استعماری لبنان که به منظور جلوگیری از وحدت ملی تنظیم یافته، قدرت در لبنان اینگونه تقسیم شده است که رئیس جمهور از مسیحیان، نخست وزیر از مسلمانان اهل سنت و رئیس مجلس(که در واقع اختیار ناچیزی نسبت به سایر قوا دارد) از مسلمانان شیعه انتخاب می‌شود.

 

۴٫ شیعیان لبنان

 

جبل عامل منطقه‌ای کوهستانی و شیعه‌نشین در جنوب لبنان است و شهرهای نبطیه، مرجعیون، بنت جبیل و روستای حومه را شامل می‌شود. 

علمای شیعه مدعی‌اند که سابقه تاریخی جامعه شیعی لبنان از تمام جوامع دیگر (بجز حجاز) بیشتر است. آنان تأسیس جامعه شیعه جبل عامل را به ابوذر، صحابی پیامبر اکرم(ص) (که از نخستین حامیان امامت و جانشینی حضرت علی(ع) بعد از پیامبر بوده است) نسبت می‌دهند. از نظر تاریخی, مسلم است که در قرن سوم هجری(نهم میلادی) مناطق عراق، ایران، شام، شمال آفریقا و مصر شاهد رشد چشمگیر مذهب تشیع بوده­اند. دورانی که دول توانمند شیعه در ایران و عراق(دولت آل بویه) و در مصر و شمال آفریقا(حکومت فاطمی­ها)، و در موصل و حلب( دولت حمدانی‌ها) حکومت می‌کردند.

از قرن سوم هجری جوامع شیعه در منطقه‌ای بین رود علوی در شمال و ناحیه جلیله در جنوب، معروف به جبل عامل، سکونت داشته‌اند. شیعیان دیگری نیز در بخش شمالی دره بقاع و همچنین در طرابلس و کسروان(واقع در لبنان شمالی) سکونت اختیار کردند.

به­ دنبال فتح سوریه به دست صلاح‌الدین ایوبی شیعیان از منطقه شمالی لبنان بیرون رانده شدند. از آن زمان به بعد، شیعیان در همین مناطقی که امروزه نیز در آن ساکنند، تمرکز و اسکان یافتند. مناطقی که از دسترس حکمرانان مرکزی به دور بود. دور افتادگی جغرافیایی این ناحیه و حمایت‌های خانواده‌های برجسته شیعه، نه تنها سبب تداوم و استمرار یک فرهنگ شیعی در این محدوده شد؛ بلکه باعث جذب شیعیان امامیه از سایر بخش‌های سوریه به این ناحیه نیز گردید.

شاخصه‌های اقتصادی

اقتصاد لبنان وابستگی زیادی به بخش خدمات دارد. این بخششامل بازرگانی، حمل و نقل، جهانگردی و بانکداری می‌شود و بیش از یک سوم تولید ناخالص ملی لبنان را در بر می‌گیرد. از سال ۱۹۴۳م, همزمان با به استقلال رسیدن لبنان، توجه کافی به امور کشاورزی و صنعتی از اولویت­های کشور بود، اما تا به امروز این بخش‌های بازرگانی و خدمات بوده‌اند که سهم عمده­ تولید ناخالص ملی لبنان را به خود اختصاص داده‌اند.

علل عمده گرایش لبنان به اقتصاد خدماتی را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

۱٫پیش از استقلال لبنان, توسعه بخش‌های خدماتی از میزان رشد بخش‌های زراعی و صنعتی به مراتب بیشتر بوده است.

۲٫احداث مراکز بزرگ جهانگردی و بانکداری در لبنان ـ که کارکردی خدماتی دارند ـ نقش عمده‌‌ایدر تحول و دگرگونی اقتصاد لبنان بازی کرده است.

۳٫در خلال جنگ جهانی دوم بخش عمده‌ای از سرمایه‌داران اروپایی برای در امان ماندن از لطمات جنگ, سرمایه‌های خود را به بانک‌های لبنان منتقل کردند. طبیعی بود که با انتقال این سرمایه، لبنان حرکت خود را برای استفاده از این فرصت در امور تجاری و خدماتی جهت بدهد.

۴٫با اشغال کشور فلسطین و بیرون راندن صاحبان اصلی آن توسط صهیونیست‌ها و ایجاد کشوری به­نام اسرائیل، کلیه معاملات خارجی فلسطین و فعالیت‌های تجاری بنادر سرزمین‌های اشغالی به لبنان و بندر بیروت منتقل گردید؛ همچنین خط لوله‌ای که از عراق به بندر حیفای فلسطین اشغالی می‌رسید، پس از سال ۱۹۴۸م به بندر طرابلس در شمال لبنان منتقل شد.

۵٫افزایش تولید نفت کشورهای نفت‌خیز عرب و به همان نسبت افزایش درآمدهای حاصل از آن، باعث ورود سرمایه‌های قابل توجهی از سوی این کشورها به بانک‌های لبنان شد. بخش عمده این ثروت، در امور خدماتی و توریستی لبنان سرمایه‌گذاری شد.

۶٫موقعیت کشور لبنان در کنار دریای مدیترانه و بنادر موجود در آن بهترین راه ارتباطکشورهای اروپایی و آفریقایی، با کشورهای آسیایی است.

تولید محصولات عمده کشاورزی در لبنان(هزار تن)

 محصولات

۱۹۸۹

۱۹۹۰

۱۹۹۱

 گندم

۵۶

۵۲

۵۰

 جو

۱۸

۱۹

۱۶

 چغندر قند

۹۶

۹۳

۹۰

 سیب زمینی

۲۳۵

۲۳۷

۲۰۰

 پیاز

۵۴

۵۵

۵۰

 تنباکو

۲

۲

۲

پرتقال

۲۷۸

۲۸۰

۲۷۰

 نارنگی

۵۱

۵۳

۵۰

 لیمو

۶۷

۶۸

۶۵

 گریپ فروت

۴۹

۵۰

۴۵

 سیب

۱۹۸

۱۹۹

۱۹۵

 انگور

۲۱۷

۲۱۸

۲۰۰

 زیتون

۴۶

۶۲

۴۰

 گوجه فرنگی

۲۰۸

۲۱۰

۲۰۰

 

با دقت در این آمار می‌توان فهمید که صادرات عمده لبنان، مواد غذایی است.

شاخصه های فرهنگی

۱٫ مطبوعات

لبنان را به حق باید کشور مطبوعات و مرکز انتشارات و تبلیغات عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا دانست.

بالا بودن سطح آموزش و فرهنگ در لبنان موجب شده که تعداد زیادی نویسنده برجسته و روزنامه‌نگار حرفه‌ای و ورزیده لبنانی، بهترین جراید و مجلات را معمولاً با کیفیتی بالا تهیه و عرضه نمایند.

جراید لبنان را باید میدان نشر عقاید، نظریات و تئوری‌های مختلف دانست؛ بدین جهت مطبوعات لبنان قابل مقایسه با مطبوعات سایر کشورهای عربی نیستند. وابستگی‌ سیاسی و مالی این مطبوعات, به کشورهای خارجی عرب و غیر عرب, سرزمین لبنان را به میدان تاخت و تاز و رقابت ممالک مختلف با عقاید گوناگون تبدیل کرده است.

جراید لبنان از نظر حرفه‌ای و تأسیسات فنی و چاپ در حد عالیترین و مدرنترین مؤسسات انتشاراتی دنیا هستند و اغلب مشاهده شده که خبرگزاری‌های جهان خبرهای مندرج در مطبوعات لبنانی را به علت اهمیت آن عیناً به دنیا مخابره کرده‌اند.

مهمترین روزنامه‌های لبنان: النهار، السفیر، الانوار، العمل، البیرق، اللواء، الاحرار، النداء، الشرق، الحقیقه، الدیار، المستقبل, الاخبار و … .

معروفترین مجلات هفتگی و ماهانه درلبنان: الکفاح العربی، الفرسان، الثوری، بیروت‌المساء، العالم، المسیره، الشاهد، الافکار، امل، الانباء، الهدف، الصیاد، الرسول، الحوادث،‌ المستقبل، الشراع، التضامن،‌ الاسبوع العربی و … .

مطبوعات غیر عربی: انگلیسی«دیلی استار» و فرانسوی«دو رفیت لوژور».

۲٫ رادیو و تلویزیون

لبنان حدود ۴۴ شبکه تلویزیونی روی موج‌های UHFو VHFو ۱۲۵ فرستنده رادیویی دارد. تنها در شهر بیروت هجده شبکه تلویزیونی به رقابت فشرده مشغولند. از این تعداد برخی چون تلویزیون لبنان(وابسته به دولت) و المؤسسه‌البنانیه(L.B.C،­ وابسته به ­نیروهای فالانژ)­ و تلویزیون المشرق(وابسته به زاهر الخطیب) علاوه بر لبنان، کشورهای مجاور نظیر قبرس، لیبی، مصر و سوریه را نیز تحت پوشش دارند. برخی دیگر فقط به پوشش دادن بیروت و نواحی آن اکتفاء کرده‌اند. بعضی هم به مناطقی خاص در لبنان اختصاص یافته‌اند.

شبکه‌های مهم تلویزیونی لبنان را «تله اورنیت» با حمایت «ای.بی.سی» آمریکا, «تله لیبان» با حمایت دولت لبنان «المستقبل» با حمایت رفیق حریری نخست وزیر سابق و «المنار» با حمایت حزب‌الله تشکیل می‌دهند.

۳٫ مؤسسات انتشاراتی

مؤسسه­های انتشاراتی در لبنان از حیث وسعت، تنوع و پیشرفته بودن از مؤسسات انتشاراتی مهم دنیا به شمار می‌روند؛ به نحوی که سالیانه‌ انبوه مجلات و کتاب‌های مختلف در این کشور چاپ، صحافی و عرضه می‌شوند. کشور لبنان در این زمینه از کشورهای منحصر به­ فرد در خاورمیانه است؛ تا جایی که تعداد دویست بنگاه انتشاراتی در این کشور وجود دارد, همچنین چهارصد چاپخانه مشغول به کارند که ۱۲۰ واحد آن در سطح استانداردهای بین المللی، ۱۵۰ واحد در حدّ متوسط و سایر واحدها نیز تنها، با یک ماشین به کار چاپ می‌پردازند.

از مهمترین مؤسسات انتشاراتی در ­لبنان می‌توان به دارالادب، مؤسسه عربی تحقیقو چاپ، ­دارالعلم، ­چاپ شرق،­دارالکاشف،­مرکز ­اسناد‌ ­بین‌المللی کتب خطی عرب، دارالمکشوف، دارالمشرق و دارالسفیر اشاره نمود.

تشکیلات حکومتی

الف) قوه مجریه

 

بر اساس آخرین اصلاحات به عمل آمده در قانون اساسی لبنان، مسئولیت قوه مجریه، به ­شورای وزیران واگذار شده است. این شورا، امور ­قوه‌ مجریه را براساس احکام وارده در قانون اساسی اداره می‌کند.

۱٫ رئیس جمهور

بر اساس ماده۴۹, رئیس جمهور، رئیس دولت و سمبل وحدت کشور است و باید نهایت تلاش خود را در جهت محترم شمردن قانون اساسی و حفظ استقلال، وحدت و تمامیت ارضی لبنان براساس مفاد قانون اساسی به عمل آورد. وی رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده کل نیروهای مسلح است که این دو نهاد تحت اقتدار شورای وزیران اداره می‌شوند.

مقام ریاست جمهوری لبنان یک مقام تشریفاتی نیست، بلکه از لحاظ قانون، منصبی مهم و تأثیرگذار است.

انتخاب رئیس جمهور با رأی مخفی نمایندگان مجلس صورت می‌گیرد و دوره­ای شش ساله دارد.

انتخاب مجدد و بلافاصله رئیس جمهور ممکن نیست(مگر پس از اتمام دوره ریاست او). رئیس جمهور طبق قانون اساسی لبنان از مسیحیان انتخاب می‌شود.

 

۲٫ نخست وزیر و کابینه

 

رئیس‌جمهور، وزرای کابینه را انتخاب و یکی از آنها را به­ عنوان رئیس کابینه  یا نخست وزیر تعیین می‌کند. برنامه دولت توسط نخست وزیر یا کفیل وی اعلام می‌شود. چنانچه مجلس به برنامه دولت رأی اعتماد بدهد کابینه آغاز به کار خواهد کرد ولی در صورت رأی عدم اعتماد، رئیس جمهور باید کابینه جدیدی را معرفی کند.‌

تشکیل دولت بر اساس روابط طوایف با یکدیگر است. تعداد وزرای مسیحی باید با شمار وزرای مسلمان برابر باشد. طبق قانون اساسی لبنان، نخست وزیر باید از مسلمانان اهل سنت انتخاب ‌شود.

قدرت و اختیارات قانونی نخست وزیر، تعریف شده است. استعفای نخست وزیر می‌تواند جایگاه رئیس جمهور را تحت تأثیر قرار دهد و به مخالفت مسلمانان بینجامد. نخست وزیر می‌تواند نمایندگان پارلمان را به دادن رأی عدم اعتماد وادارد و رئیس جمهور را به معرفی وزرای جدید مجبور کند. این سلاح‌ها و اهرم‌های غیررسمی نخست وزیر، در مقایسه با قدرت و اختیارات گسترده رئیس جمهور اندک است.

رئیس جمهور می‌تواند در صورت نارضایتی از رئیس کابینه، نخست وزیر را بر کنار کرده و فرد دیگری را جایگزین او نماید.

 

ب) قوه مقننه

 

مجلس نمایندگان(یا پارلمان) نقش قانونگذاری دارد. در مارس ۱۹۷۹م نام مجلس نمایندگان به مجلس ملی تغییر یافت. این مجلس ابتدا دارای ۹۹ عضو بود که بر اساس قرارداد طائف در سال ۱۹۹۰م به ۱۰۸ نفر و در سال ۱۹۹۲م به ۱۲۸ نفر افزایش یافت که از این تعداد نیمی مسلمان و نیمی مسیحی هستند. ریاست مجلس، متشکل از یک رئیس شیعه، نائب رئیس ارتدکس (‌مسیحی) و دو منشی است که مجلس انتخاب می‌کند.

مجلس نمایندگان، در نظام دمکراتیک لبنان، منبع اصلی قدرت به شمار می‌رود؛ زیرا مشروعیت آن ناشی از رأی مستقیم مردم در انتخابات است. مجلس از اختیارات قانونی وسیعی در سه حوزه قانونگذاری، نظارت و انتخاب برخوردار است. افزون بر آن، مجلس، شکل گرفته از نمایندگان همه طوایف، و محل گفت وگو میان گرایش‌های متنوع حزبی و اعتقادی است.
 مجلس نمایندگان لبنان, رئیس جمهور را با اکثریت دو سوم اعضا در دور نخست و با اکثریت مطلق در دور دوم انتخاب می‌کند.

در عین حال که پیشاز کسب رأی اعتماد مجلس, دولت قادر به آغاز کار نیست, رئیس دولت لبنان نیز تنها برپایه مشورت‌های قانونی رئیس جمهور با نمایندگان مجلس و براساس نظر اکثریت آنها تعیین می‌شود؛ بنابراین, انتخاب رؤسای سه گانه قوا توسط مجلس انجام می‌شود.

براساس جدول کنونی سهمیه‌ها از مجموع ۶۴نماینده مسیحی مجلس لبنان ۳۴تن از آنها مارونی هستند و این در حالی است که سهم نمایندگان شیعه و سنی ـ که جمعیت آنها بیشتر از مارونی‌هاست ـ هریک ۲۷کرسی از مجلس نمایندگان است. این وضعیت بدین معناست که هر ۱۸هزار مسیحی, یک کرسی در مجلس دارند و این در حالی است که هر ۲۵هزار مسلمان باید یک کرسی در مجلس داشته باشند(!).

در نظام پارلمانی لبنان، مجلس نمایندگان، ستون فقرات ساختار سیاسی این کشور است و نقش فوق‌‌العاده‌ای ایفا می‌کند؛ یعنی رئیس مجلس, رئیس جمهور و نخست وزیر را انتخاب می‌کند و به کابینه پیشنهادی نخست وزیر رأی اعتماد یا عدم اعتماد می‌دهد و توان استیضاح هر کدام از وزرا را نیز داراست.

 

ج)قوه قضاییه

 

قانون اساسی لبنان، قوه قضاییه را قدرت مستقلی به شمار آورده است. در ماده بیستم قانون اساسی لبنان آمده است: «اعمال قوه قضاییه توسط دادگاه‌ها با درجات و اختیارات متفاوت در چهار چوب سیستمی صورت می‌گیرد که به موجب قانون تعیین می‌شود. این قانون ضمانت اجرایی لازم را برای قضاوت و اصحاب دعوی محفوظ نگه می‌دارد».

در ماده اول قانون اصول محاکمات مدنی لبنان نیز به این موضوع اشاره شده و طبق این ماده، دادگاه‌ها در رسیدگی به دعاوی و قضاوت, استقلال کامل دارند.

علی‌رغم وجود همکاری میان قوه قضاییه و مجریه، این دو قوه بطور کلی جدا از یکدیگر و مستقل هستند. قوه مجریه با موافقت دیوان عالی کشور قضات را تعیین و یا برکنار می‌سازد و در مقابل قوه قضاییه بر اعمال قوه مجریه نظارت می‌کند.

در ارتباط قوه قضاییه با قوه مقننه نیز می‌توان گفت که این دو قوه گر چه از یکدیگر جدا و مستقل هستند اما همکاری‌ها و نظارت‌های متقابل میان آنها برقرار است. قوه مقننه به احکام دادگستری احترام می‌گذارد و حق تعدیل احکام صادره از طرف دادگاه‌ها را ندارد و نمی‌تواند احکام دادگاه‌ها را مورد انتقاد قرار داده و آن را خدشه‌دار نماید؛ اما در مقابل می‌تواند جهت‌های قضایی را تنظیم و صلاحیت‌های آن را مشخص سازد و یا در تعیین و عزل قضایی, شروطی وضع نماید و عفو عمومی که از اختیارات قوه قضاییه است را اعمال نماید. این در حالی است که قوه قضاییه حق ندارد بر اعمال قوه مقننه و انطباق قوانین آن با قانون اساسی نظارت کند.

 

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *