صفحه اصلی » مقالات » ولایت فقیه » مرحوم آیت الله سید عبدالحسین لاری آغازگر اصل ولایت فقیه در یکصد سال پیش
منتشر شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ | دسته : ولایت فقیه

مرحوم آیت الله سید عبدالحسین لاری آغازگر اصل ولایت فقیه در یکصد سال پیش

‌ ‌‌‌عبدالرحیم عقیقی بخشایشی

مرحوم آیت اللّه عبد الحسین لاری آغازگر اصل‌ ولایت‌ فقیه‌ در یـکصد سـال پیـش
چهره‌های روحانیت مبارز در طول تاریخ اسلام،همواره درخششی خیره کننده‌ داشته‌اند لیکن درخشش این چـهره‌ها در قرن چهاردهم هجری همچنان فزونی می‌گیرد که‌ گویی،عالم روحانیت،بیشترین‌ ودیعه‌های‌ دلنـواز خود را یکجا برای ایـن قـرن ذخیره کرده است،قرنی که میتوان به تعبیر آن را قرن آغاز بیداری جوامع اسلامی از خواب سنگین چندین ساله دانست.

یکی از این‌ مردان علم و ایمان،و شرف و فضیلت و سرسختی و مقاومت آیه الله حاج سید عـبد الحسین موسوی لاری نجفی بود که نه تنها در زمره روحانیت مبارز قرن چهادرهم قرار داشت بلکه از نخستین‌ کسانی‌ بود که اصل ولایت فقیه را به صورت امروزین آن مطرح و ترویج کرد و همچنین اساس یـک حـکومت اسلامی تمام عیار را به عنوان تنها راه نجات مسلمانان از استعمار و استثمار‌ و استبداد‌ اعلام داشت و حتی برای آن برنامه- ریزی دقیق و مدونی انجام داد.

او در جنوب ایران ویرانگرترین ضربه‌ها را بر پیکر استعمار و امیریالیسم انگلیس و ایـادی‌اش وارد آورد بـدانگونه که هنوز‌ هم‌ خاطره مجاهدات و مبارزات و جانفشانیهای آن عالم ربانی علاوه بر ثبت در سینه تاریخ ورد زبان مردم خطه جنوب ایران است،و سینه به سینه نقل و روایت می‌شود.

 

آغاز راهش
آیـت‌ اللهـ‌ حاج‌ سید عبد الحسین لاری به‌ سال‌ ۱۲۶۴‌ هجری قمری در یک

خانوادهء محترم و سرشناس روحانی که از سالها پیش در شهر مقدس نجف اشرف رحل اقامت افکنده بود‌ چشم‌ بجهان‌ گشود.پس از گذراندن دوران کـوتاه آمـوزش ابـتدائی‌ در‌ مکتب گام در راه مدارج عالی تـحصیل عـلوم دیـنی نهاد و به مدارس دینی معتبر آن روز راه یافت.وی‌ دوران‌ نوجوانی‌ و جوانی را به تحصیل در محضر علمای بزرگ شیعه گذرانید‌ هنگامیکه مرحوم میرزای شـیرازی بـزرگ در نـجف اشرف اقامت داشت و طالبان علم را از محضر خود سـیراب مـی‌ساخت‌ سید‌ عبد‌ الحسین موسوی،نوجوان پرشور و کوشا نیز از محضر وی بهره‌ها گرفت‌.و چون‌ میرزای بزرگ به سامره هجرت کرد سـید عـبد الحـسین جوان بیقرار پیکر بی‌تاب خود را به‌ محضر‌ درس‌ چهار تـن دیگر از علمای قدر اول نجف افکند و جان عطش‌زدهء خود‌ را‌ از‌ چشمهء فیاض علم و فضل و کمال آنان سیراب ساخت. این چـهارعالم بـزرگ کـه عبارت بودند‌ از‌ آیات‌ عظام شیخ محمد حسین کاظمینی،حاج شیخ لطـف اله مـازندرانی،شیخ محمد ایروانی و شیخ‌ حسینعقلی‌ همدانی مراتب علوم و تقوی و فضل و کمال او را تصدیق کردند و به او اجازهء‌ اجـتهاد‌ دادنـد‌ ایـن در زمانی بود که سید عبد الحسین هنوز پیش از ۲۲ سال نداشت‌ با‌ ایـنهمه نـبوغ شـگرف او در علم و تقوای پر ارج او در عمل و نیز‌ در‌ رسیدنش‌ به قله‌های تهذیب اخلاق و تزکیه نفس،چنان چهرهء بـرجسته‌یی از او سـاخت کـه در همان‌ سنین‌ جوانی یکی از مدرسین بزرگ در مهمترین مرکز علمی تشیع بشمار می‌رفت‌.

 

به‌ سـوی‌ مـبارزه بی‌امان
حوزهء درس آیه اله موسوی لاری از پربارترین حوزه‌های درسی نجف بود و از‌ این‌ رو‌ طالبان علم ازهـمه سـو روی بـه نجف می‌آورند و در حلقه شاگردان وی‌ جای‌ میگرفتند تا از درخت دانش و فضیلت او بار و بر گـیرند.

آوارهـء او اقصی نقاط اسلامی را‌ در‌ نوردیده و تا محافل علمی و دینی ایران که آن زمان یکی از تـاریکترین‌ و پرمـشقت‌ترین‌ ادوار تـاریخ خود را می‌گذرانید رسیده بود‌.

در‌ همین‌ هنگام،گروهی از بزرگان و مجاهدان شهرستان«لار‌»که‌ از چندی پیش علاوه بـر ایـادی استبداد داخلی،با متجاوزین خارجی و اشغالگران خطه‌ جنوب‌ ایران نیز دیگر جـنگ و مـبارزه‌ حـق‌ و باطل شده‌ بودند‌،برای‌ زیارت عتبات عالیات بآن دیگر سفر‌ کردند‌ این گروه بر آن بـودند کـه از رهـبر عظیم الشان عالم تشیع‌ آیت‌ اله میرزای شیرازی بخواهند تا مجتهدی‌ عالم و عـادل فـقیهی پرهیزگار‌ و متقی‌ و رهبری

مجاهد و نستوه را تعیین‌ فرماید‌ که همراه آنان به شهر لار هجرت کند،قصد آنـان ایـن بود که‌ آنها‌ را در مبارزه علیه ظلم‌ و جور‌ داخلی‌ و بخصوص در ستیز‌ با‌ مـتجاوزین خـارجی، رهبری کند‌.

بدینگونه‌ گروه بزرگان و مجاهدان«لار»دل بـه پاکـی و عـلم و فضل و کمال و مکارم اخلاقی آیت اله‌ مـوسوی‌ لاری سـپردند و تقاضا کردند که همراه‌ با‌ آنان و مرجعیت‌ شان‌ را‌ در احکام و رهبریشان را‌ در مبارزه با دشـمنان نـپذیرد.و از آنجا که مرحوم میرزای شـیرازی،از آقـای موسوی لاریـ‌ خـواست‌ تـا به دعوت مجاهدان و مبارزان اهل‌ لار‌ پاسـخ‌ مـساعد‌ دهد‌ و همراه آنان به‌ ایران‌ هجرت کند وی نیز این دعوت را قبول کـرد.

او در سـال ۱۳۰۹ هجری،هنگامی که‌ ۲۵‌ سال‌ از عمر گـرامی‌اش میگذشت بجادهء مبارزه بـی‌امانی‌ کـه‌ تاپایان‌ عمرش‌ دوام‌ یافت‌،گـام نـهاد و به ایران هجرت کرد و این، در زمانی بود که میرزای شیرازی بزرگ در عمر خـود تـنها به دو نفر اجازه اجتهاد داده اسـت بـرای آیـت‌ اله موسوی لاری،اجازه اجـتهاد مـطلق صادر کرد و همچنین بـه سـرپرست گروه مجاهدان«لار»گفت:

«در بردن آقا سید عبد الحسین به لارستان،نجف را به آنجا بـرده‌ای و مـهد فضل‌ و دانش‌ را از فطیم علم،حالی گـذارده‌ای».

 

آغـاز مبارزه
او از نـخستین روزهـای ورود بـه«لار»نه تنها رهبری مـجاهدین را به عهده گرفت که خود نیز لباس جهاد بر‌ تن‌ کرد نخستین گام بزرگی را کـه بـرداشت تاسیس مدرسه علمیه بزرگی در لارستان بـود تـا بـا گـردآوردن گـروهی از طالبان علم و مـجاهدان راهـ‌ خدا‌،مبارزه بنیادین خود را که‌ همان‌ مبارزه اعتقادی و فکری و اخلاقی باشد در زمینه‌های گسترده آغاز کند و هـمزمان بـا جـذب طالبان علم از هر گوشه به سوی خـود بـتاسیس مـجامع عـبادی‌ و مـوسسات‌ رفـاهی همت گماشت و نیز‌ با‌ جدیتی شگرف مراسم عبادی سیاسی نماز جمعه را آغاز کرد تا علاوه بر شاگردان خود عامهء مردم را نیز در محل برگزاری جمعه با اصول اسـلام راستین و تشیع مبارز آشنا‌ سازد‌ و آنان را برای جهاد در راه خدا و مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی آماده کند.

وی از همان آغاز به جنگ افکار انحرافی و ایده‌های استعماری که میرفت تا اذهان سـاده‌ لوحـان‌ را مسعوم‌ کند،پرداخت در آن زمانی ه زمزمه‌های شوم جدایی دین

از سیاست همه‌جا بگوش میرسید ولی آیت اله‌ موسوی لاری با جدیت تمام به مبارزه با این ایدهء استعماری‌ پرداخت‌ و مردم‌ را از نقشه‌های شوم اجـنبی کـه نفخهء جدائی دین و سیاست داشتند،آگاه ساخت.وی در آن هنگام ‌‌یعنی‌ در آغاز قرن چهاردهم که به حدود یک قرن پیش می‌رسد شاید نخستین‌ کسی‌ بـود‌ کـه اصل ولایت فقیه را مطرح سـاخت وی در کـتاب«تعلیقات المکاسب»خود که از‌ با ارزش‌ترین آثار علمی اوست به بحث دربارهء ولایت فقیه پرداخت.و اختیارات ولی‌ فقیه را که در‌ حکم‌ نایب امام(ع)در زمان غـیبت بـقیه الله فی الارضین امام زمـان(عـج)است و باید به عنوان عالی‌ترین مقام حکومت اسلامی عمل کند برشمرد و جزئیات زندگی‌ساز آن را توضیح داد و نجات ملل‌ و کشورهای اسلامی را در برقراری حکومت اسلامی و استقرار اختیارات ولایت فقیه دانست.۱

 

اعلام جهاد بر ضـد انـگلیس
در آن ایام تلخ و نکبت‌بار،ایران و ملل اسلامی دیگر روزهای تیره و تاری را می‌گذراندند‌ انگلیس‌ که در آن زمان قدرت اول استعمار جهانی و به تعبیر امروز«شیطان بزرگ و مستکبر خونخوار جهان»بود تجاوز به حقوق و نـوامیس مـردم را برنامهء خـود قرار داده و پنجه‌های خونین و مرگبار‌ خود‌ را بر حلقوم ملل مستضعف بخصوص مسلمانان منطقه فشرده بود.

از سوی دیگر کـشور روس نیز به رقابت با انگلیس برخاسته بسیاری از منطقه را با آن شیطان مـخوف‌،شـریک‌ شـده و تقسیم کرده بود چنانکه انگلیس نقاط جنوب ایران را تحت سیطره خود گرفته بود و روس هم قفقاز و ترکمانیه و افـغانیه ‌ ‌را از سـرزمین اسلامی جدا کرده و تحت نفوذ داشت‌ از‌ سویی‌ پادشاهان قاجار و عمال خونخوار آنها‌ نـیز‌ بـا‌ اجـانب همدست شده بودند و با امضاء قراردادهای شرم‌آور هر روز قسمت بیشتری از اختیارات کشور و زندگی و ناموس مـلت را به ید‌ قدرت‌ آنان‌ می‌سپردند.

همان زمان سیاست‌های اتعماری برای گسترش استعمار‌ انـگلیس‌ نقشه بی‌توطئه آمیز کـشیده بـودند بدین معنی که عده بی را بنام مبلغین به منطقه فرستاده بودند تا پشت‌ نقاب‌ دین‌ گام به صحنه عمل گذارند و زیربنای سیاست استعماری انگلیس را‌ مستحکم سازند و با انحراف افکار به مـقاصد پلید خود دست یابند.

(۱)-تعلیقات المکاسب ج ۲ تالیف مرحوم آیه الله موسوی‌ لاری‌

او‌ که بر این توطئه واقف گشته بود با بسیج مردم و یکباره‌ موجی‌ خروشان برانداخت و با این موج بر آن گروه اسـتعماری تـاخت و نه تنها کتابهایشان را سوزاند بلکه‌ تمامی‌ آنها‌ را نیز از شهر اخراج کرد و دستور داد که در هیچ شهر‌ دیگری‌ نیز‌،آنها را به هیچ عنوان راه ندهند وقتی توطئه آنها خنثی شد دولت انگلیس‌ ایادی‌ خـود‌ را ه ر دیـار قاجار بر مسند قدرت نشانده بود وارد میدان کرد طوری که عین‌ الملک‌ از تهران به«لار»رفت تا اگر نتوانست موج خشم مردم را فرونشاند‌ دست‌ کم‌ خسارت کتابهای سوزانده شده را کـه دولت انـگلیس از حکومت،وقت مطالعه کرده بود‌ دریافت‌ کند اما عین الملک وقتی وارد لار شد و خود را در برابر خشم‌ خروشان‌ خیل‌ مردم و هیبت و قاطعیت و ابهت آیت الله موسوی قرار گرفت چاره‌یی ندید جز آن کـه از‌ مـحضر‌ آن بـزرگوار عذرخواهی کند و دست خالی بـتهران بـرگردد.

و سـرانجام شمع پرفروغ عمرش‌ سال‌ ۱۳۶۴‌ در زمانی خاموش شد که پدر مبارزاتی پر شعر را در زمین ذهن و فکر مسلمان‌ جنوب‌ ایران‌ و بالمال تمامی مسلمانان مجاهد و خـواستاران حـکومت اسـلامی افتانده بود…

بقیه

«اثر تغذیه‌ در‌ کنترل کلسترول»
غـذای مـحتوی کلسترول زیاد دادند،اما ورزش روزانه آنها را از دامه دادند،در‌ آخر‌ سه سال و نیم نتیجه مطالعه چنین بود:

(دسته دوم)وضع مـزاجی و هـیکل‌ آنـها‌ خیلی بهتر،شریانهای آنها تمیزتر، قلب آنها‌ سالم‌تر‌ و تعداد‌ ضـربان قلب کمتر بود،و حتی با کمال‌ تعجب‌ از میمون‌هائیکه غذای متعارف کم چربی(کم کلسترول)خورده بودند،وضع مـزاجی آنـها‌ بـهتر‌ بود،در صورتی که تواتم‌ با‌ ورزش،مقدار‌ زیادی‌ کلسترول‌ مصرف کرده بـودند،از ایـن آزمایش‌ چنین‌ نتیجه گرفته شد که ورزش منظم و متمادی ولو بمقدار متوسط،بیماریهائی را‌ که‌ در اثر سفتی شریانها(بـعلت پلاکـتهای‌ کـلسترول) عارض می‌شوند به‌ تاخیر‌ می‌اندازد.۶

(۶)-محله پزشکی dnaignEweN 17‌ دسامبر‌ ۱۹۸۱ بقیه:

خبرهائی از جهان اسـلام
بـا وجـود افزایش تعداد کودکان در سرزمین‌های‌ اشغالی‌ فلسطین،طی ده سال گذشته‌،حتی‌ یک‌ مدرسه جدید سـاخته‌ نـشده‌ اسـت.

منبع: مجله درسهایی از مکتب اسلام  بهمن ۱۳۶۱، سال ۲۲ – شماره ۱۱

مطالب مرتبط