منتشر شده در ۰۲ فروردین ۱۳۹۳ | دسته : مقاومت لبنان

مقاومت لبنان «حزب الله»

اندازه قلم

در این موضوع شکی نیست، که تجاوز گسترده نظامی اسرائیل به لبنان در ژوئن سال ۱۹۸۲م،‌ علت اصلی به وجود آمدن جنبش حزب‌الله لبنان است. از آنجا که همه تحلیل‌گران مسائل لبنان و حزب‌الله، به این موضوع اعتراف دارند؛ گزافه نیست اگر حزب‌الله لبنان را «مولود مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل» بنامیم. رهبران و اعضای حزب‌الله، با افتخار به این موضوع اشاره دارند. 
تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان و پیروزی او  در سال ۱۹۸۲م، نه تنها یک شکست بزرگ دیگر برای اعراب به شمار می‌رفت، بلکه تیر خلاصی بود که بر پیکر نظریه-های ملی¬گرایی عربی، وطن عربی و ایدئولوژی‌های حزبی می‌نشست (احزابی همچون: حزب بعث، احزاب سوسیالیست و کمونیست، احزاب ناصری ـ طرفداران جمال عبد الناصر ـ و گروه‌های فلسطینی). 
در واقع، از این تاریخ به بعد است که اسلام گرایان عرب با توان و پتانسیل مضاعف، عرصه مبارزات سیاسی در جهان عرب را به انحصار خود در‌‌آوردند و تا یک دهه، تمامی دولت‌های عربی را به چالشی خطرناک فرا ‌خواندند.
 
لبنان و رژیم صهیونیستی
 
برای مدت‌های طولانی, سران اسرائیل، لبنان را نقطه عطف تلاش‌های ملی‌گرایی عرب و دشمنی با اسرائیل به حساب می‌آوردند؛ به همین علت همواره می‌کوشیدند تا جامعه لبنان را با تفرقه‌افکنی پاره پاره کنند, به گونه‌ای که در لبنان، بعضی گروه‌های مسیحی طرفدار اسرائیل، عهده‌دار امور گردند و یا در نزاع بین اسرائیل و ملی‌گرایی عرب, موضع بی‌طرفانه‌ای داشته باشند. جمله تحریک آمیز«بن گورین» نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی بیانگر همین نکته است:«از آنجا که بافت اجتماعی لبنان با دیگر کشورهای عربی تفاوت بنیادین دارد، تأسیس یک دولت مسیحی در آن بسیار طبیعی بنظر می‌رسد و تحقق آن بدون حمایت ما امکان پذیر نخواهد بود. وظیفه اصلی ما و یا حداقل مهمترین وظیفه‌ ما در سیاست خارجی باید همین مطلب باشد».
احزاب و گروه‌های اسلامی
 
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان لبنان به خصوص شیعیان، سازماندهی عمده‌ای نداشتند؛ نظمی که تبلور هویت ایدئولوژیکی و بیان کننده نظرات سیاسی آنها باشد. شکل مبارزه افراد مسلمان یا در تجمعات مردمی بود و یا در قالب عضویت در گروه‌های ملی و مترقی؛ به همین جهت کارشناسان مسائل لبنان در تقسیم‌بندی سازمان‌ها و احزاب لبنانی، جایگاهی برای گروه‌های مسلمان در نظر نمی‌گرفتند. 
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و همزمان با اوج‌گیری مبارزات شیعیان جنوب لبنان، گروه‌ها و دسته‌جات منظم مسلمان در این کشور عربی ـ اعم از شیعه و سنی ـ شکل گرفت. با گذشت زمان، مسلمانان نقش فزاینده‌ای در تحولات سیاسی ـ نظامی به عهده گرفتند، تا جایی که درحال حاضر، بدون در نظر گرفتن خواسته‌های این گروه‌های مردمی، دستیابی به هر گونه توافقی در صحنه لبنان غیر ممکن است. 
با توجه به اهمیت این گروه‌ها، لازم است مختصری درباره هر کدام صحبت کنیم.
 
جنبش امل
 
در سال ۱۹۷۵م، امام موسی صدر جنبش امل را پایه‌گذاری کرد. امل که در عربی به معنای آرزوست، نامی بود که بر شاخه نظامی جنبش«محروم شدگان» گذاشته شد. این جنبش را هم امام موسی صدر در سال ۱۹۷۴م برای پیشبرد آرمان شیعه در لبنان به وجود آورده بود. او معتقد بود برای حل مشکلات لبنان، تنها نباید به حربه نظامی اندیشید.
جنبش امل از حضور و مداخله سوریه در سال ۱۹۷۶م در لبنان حمایت می کرد. در اواخر دهه ۱۹۷۰م، این جنبش دچار تغییرات بنیادین شد. این تغییرات دلایل متعددی داشت که یکی از آن¬ها تحولات فلسطین و دیگری ناپدید شدن اسرارآمیز امام موسی صدر در جریان دیدار از لیبی( در سال ۱۹۷۸م) بود.
از آن سوی مرزها انقلاب اسلامی ایران، امید شیعیان لبنان را زنده کرده، باعث انسجام آنها شده بود. در این زمان، جنبش امل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در جنوب لبنان دچار اختلاف شده بودند.
ایدئولوژی امل بعد از ناپدید شدن امام موسی صدر و رهبری حسین حسینی در آوریل سال ۱۹۷۹م، دچار تحولاتی شد. در منشور این جنبش، بر آرمان «فلسطین برای همه عرب¬ها» تاکید شده است؛ اما متأسفانه تعارضات میان این جنبش، گروههای فلسطینی و ساف در سالهای بعد از دهه ۱۹۸۰م هم ادامه داشت(برنامه و شعار امل، وحدت ملی و برابری همه شهروندان بود). بعد از حسین حسینی، نبیه‌بری رهبری جنبش امل را به دست گرفت.
 
تشکیل حزب‌الله
 
در سال ۱۹۸۲میلادی(۱۳۶۱ هـ.ش) اسرائیل حمله گستردهای را به لبنان آغاز کرد و ضمن محاصرۀ بیروت قصد ورود به آن را داشت؛ اما عدهای از جوانان شیعه با سلاحهای سبک خود، در دروازۀ جنوبی بیروت، راه را بر اسرائیل بستند.
شهید سید عباس موسوی از بنیانگذاران حزب‌الله در اینباره میگوید:«روش جوانان مبارز ایرانی پس از انقلاب اسلامی و در جنگ تحمیلی، باعث شد که جوانان مسلمان لبنان شیفته و عاشق شهادت شوند. جای تعجب نداشت که همزمان با مبارزات شهادت طلبانه نیرویهای ایرانی، یک جوان لبنانی به مرگ لبخند بزند و با حمل مواد منفجره بر دشمن هجوم ببرد».
در ۱۱ نوامبر ۱۹۸۲م،( خرداد¬1361هـ.ش) اولین عملیات شهادت طلبانه را شهید احمد جعفر قصیر،«امیر الاستشهادیین», انجام داد. انفجار، مقر فرماندهی کل ارتش اسرائیل درشهر «صور» را به لرزه درآورد و بخشی از آن را ویران کرد. روز شهادت وی در لبنان به نام «روز شهید» نامگذاری شده است.
دفتر فرماندار نظامی‌ اسرائیل‌ در لبنان‌( ژنرال‌«فیلِگ‌» و معاونانش)‌، دفتر فرمانده‌ پلیس‌ نظامی‌ و نگهبانان‌ مرزی‌، دفتر فرماندهی ‌مخابرات‌ و مهندسی‌ رزمی‌, همه در این پایگاه قرار داشت. فرماندهی‌ نیروهای‌ ویژه‌ هوا بُرد و نیروهای‌ تیپ‌ ویژه‌ «گولانی‌» در همین محل مستقر بود. ستاد فرماندهی‌ کل‌ عملیات‌ نیروهای‌ مزدور نظامی‌ «سعد‌حداد» نیز در این‌ ساختمان‌ قرار داشت.
بنابر اظهار «رافائل‌ ایتان‌»(رئیس‌ ارکان‌ ارتش‌ اسرائیل) در روز انفجار، دست‌ کم‌ 220 نیروی‌ اسرائیلی‌ از جمله‌ 20 افسر بلند مرتبه‌ در آن محل سکونت داشتند که‌ اکثر آنها در خواب‌ بودند. دکتر «سعد ابودیه» در کتاب‌ خود می‌‌نویسد: «بر حسب‌ آنچه‌ خبرنگار رادیو نظامی‌ اسرائیل‌ در روزنامه‌ «هاآرِتص‌» سه‌ روز پس‌ ازحادثه‌ اعلام‌ کرد، آمار کشته‌‌ها و مجروحان‌ بین‌ 370 تا ۴۰۰ نفر بوده‌ است‌. این‌ بیشترین‌ تعداد تلفات‌ اسرائیل‌ در یک‌ نبرد و در یک‌ روز بوده است».
هدف اصلی و اولیه حزب‌الله مبارزه با اشغالگران صهیونیستی براساس اصول اساسی اسلام و فرامین حضرت امام خمینی(ره) است. این گروه زمانی شکل یافت که صهیونیست‌ها و نیروهای چند ملیتی(آمریکا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا) بیروت را تحت سیطره خود داشتند و در آن شرایط خفقان، هیچ یک از گروه‌های محلی جرئت ابراز وجود نداشتند. حزب‌الله توانست با ایجاد هسته‌های مقاومت و انجام عملیات گسترده علیه صهیونیستها به سرعت در قلوب مردم لبنان جای بگیرد و نفوذ و احترام فوقالعاده¬ای را کسب کند.
حزب‌الله به اصل ولایت فقیه معتقد است و خود را ملزم به اطاعت از رهبر انقلاب اسلامی ایران می‌داند و اعتقاد دارد در عصر حاضر منصب ولایت فقیه در رهبر جمهوری اسلامی ایران تبلور یافته است و هر مسلمانی, شرعاً موظف به اطاعت از دستورات و اوامر اوست. 
حزب‌الله معتقد به نابودی رژیم صهیونیستی و آزادسازی قدس است و روابط بسیار استراتژیک و خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارد. رابطه حزب‌الله با سوریه نیز خوب است، هر چند گاهی بخاطر دیدگاه‌های متفاوتشان، در این روابط تنشهایی ایجاد می‌شود.
حزب‌الله در سال‌های آخر دهه هشتاد روابط خوبی با جنبش امل نداشته است. این امر موجب بروز درگیری‌های شدیدی بین آنها در منطقه «اقلیم التفاح» شد. این درگیری‌ها منجر به تضعیف شدید تشکیلات امل گردید. جنبش امل که در سال‌های اولیه دهه هشتاد تنها قدرت بلامنازع شیعه در لبنان بوده است، در حال حاضر به سختی می‌تواند حضور حزب‌الله را تحمل کند. 
حزب‌الله لبنان، توافقنامه طائف را تأمین کننده حقوق تضییع شده مسلمانان و بویژه اکثریت شیعه(جمعیت غالب لبنان) نمی‌داند و آن را تأیید نکرده, اما بخاطر مصالح بزرگتر فعلاً آن را پذیرفته است و دست به اقدامی عملی در مخالفت با این روند نمی‌زند و حتی در انتخابات سال ۱۹۹۲م، نیز شرکت کرد و کاندیداهای خود را با رأی بالای مردم لبنان به مجلس فرستاد. 
 
ویژگی‌های حزب‌الله
 
۱٫ حضور رهبران شیعه در هسته اولیه مقاومت اسلامی؛
۲٫ تلاش برای رفع محرومیت از شیعیان لبنان؛
۳٫ برخورداری از حمایتهای مرجعیت شیعه و حضرت امام خمینی(ره)؛
۴٫ الگو گرفتن از نیروهای سپاه پاسداران به عنوان نماد انقلاب اسلامی ایران؛
۵٫ مبارزه با اشغالگری و کسب استقلال سیاسی؛
۶٫ مخالفت با نظام ناعادلانه طائفهگری در لبنان؛
 
اصول حزب‌الله
 
ایمان به اسلام
 
اسلام دینی کامل و همه جانبه برای زندگی انسان است. خدای متعال درقرآن کریم میفرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُم نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً». [1]
«امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را [به عنوان] آیینی برای شما بر‌گزیدم».
اسلام عقل انسان را مورد خطاب قرار می‌دهد تا به سوی خدای یکتا و آفریننده هستی هدایتش کند. عقل حکم می‌کند، خلقت و نظم آسمان و زمین و آنچه در آنهاست تنها میتواند آفریده خالقی واحد و قادر باشد. 
 
جهاد در راه خدا
 
جهاد یا مجاهده؛ یعنی به کارگیری همه توان، در راه دفع دشمن. در اصطلاح عام اسلامی، جهاد فراتر از نبرد نظامی با دشمن است و شامل دشمن درونی انسان نیز می‌شود. وسوسه‌های نفس در گرایش به انحراف و فساد از جلوه‌های این دشمن درونی است.
پیامبر اکرم(ص) در استقبال از گروهی از مسلمانان که از جنگ‌ برگشته بودند، فرمودند:«خوش آمدند، گروهی که جهاد اصغر(نبرد نظامی) را انجام دادند و جهاد اکبر بر عهده آنان مانده است. گفته شد: جهاد اکبر چیست؟ فرمودند: جهاد با نفس». [2]
جهاد، در زندگی مؤمن اثر می‌گذارد و بخشی از ایمان او محسوب می‌شود. ایمان فرد بدون جهاد همه جانبه، نزد خدای متعال مقبول نخواهد بود. 
وَجاَهِدُواْ فِی اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَ فِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُواْ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَوهَ وَ ءَاتُوا الزَّکَوهَ وَ اعْتَصِمُواْ بِاللهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَا وَ نِعْمَ النَّصِیرُ. [۳]
«و در راه خدا چنان که حق جهاد اوست، جهاد کنید. او شما را برگزید و در دین، برای شما سختی قرار نداد. آیین پدرتان ابراهیم[نیز چنین بوده است]. او بود که قبلاً و در این[کتاب قرآن نیز] شما را مسلمان نامید تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. نماز به پا دارید و زکات بدهید و به خدا پناه ببرید. او مولای شماست و چه مولا و یاور نیکویی».
 
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌گوید:« ظاهراً مراد از جهاد در آیه مورد بحث، معنای اعم باشد… معنای این که فرمود:«جهاد کنید، حق جهاد»، این می‌شود که جهاد شما خالص باشد… خالص برای خدا باشد، غیر خدا در آن شرکت نداشته باشد» [4].
 
ولایت فقیه
 
پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیهوآله) ابلاغ کننده شریعت مقدس اسلام و انسانی امین برای اجرای دستورات الهی و هدایت امت اسلامی است. وحی نیز با رحلت ایشان به پایان رسید. پس از پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیهوآله) ، امامان معصوم(علیهمالسلام) از امیر‌مؤمنان علی(علیهالسلام) تا امام مهدی(عجلاللهتعالیفرجه)، وظیفه تفسیر اصول اسلام و پیگیری اجرای آن را بر عهده گرفتند. در غیاب معصوم، امت اسلام نیازمند دو امر است: شناخت تکلیفی که بر عهده او است و اجرا کردن اصول شریعت در زندگی فردی و اجتماعی.
شناخت احکام شریعت بر عموم مردم دشوار است. در این زمینه باید عالمان و فقیهان مجتهد که احکام شرعی(واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) را استنباط می‌کنند، به میدان بیایند. این فقیهان، برای اطلاع و اشراف بر فقه و شریعت، تلاش فراوان می‌کنند و از ویژگی‌های اجتهاد، عدالت، تقوا و بی‌میلی به دنیا برخوردارند. در حدیثی از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده است:«هر فقیهی که نگهدارنده نفس، حافظ دین، مخالف هوا و مطیع امر مولایش‌‌‌‌[یعنی خدای سبحان] باشد، بر عموم مردم واجب است از او تقلید کنند». [5] 
در صورت تعدد علماء، وظیفه مرجعیت بر دوش عالمترین آنان خواهد افتاد؛ در این حالت، جمعی از خبرگان و دین شناسان بر جامعیت او گواهی می‌دهند تا متصدی مقام سنگین و طاقت فرسای مرجعیت بشود. درآن سو، مردم نیز مکلف به پیروی و تقلیداز او هستند.
شهید سید محمد باقر صدر(ره) درباره تعیین مرجع می‌نویسد: «پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و امام(علیهالسلام)، از راه تعیین شخصی و از سوی خداوند متعال معرفی می‌شوند؛ اما معرفی مرجع، از راه تعیین نوعی صورت می‌پذیرد؛ بدین معنا که اسلام، شرایط عمومی مرجع را مشخص کرده و مسئله تعیین شخص و اطمینان از انطباق شرایط بر او را، به خود امت واگذارده است؛ از این رو مرجعیت به عنوان یک خط، تصمیمی الهی است و به عنوان تجلی آن در یک شخص معین، تصمیمی از سوی امت است. ارتباط فرد با پیامبر، ارتباطی دینی است و رجوع به او برای آگاهی از احکام خدای متعال، از انسان فردی تسلیم در برابر پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) می‌سازد؛ همچنان که چنین ارتباطی با امام(علیهالسلام) ، او را از مؤمنان به امام قرار می‌دهد. همین ارتباط با مرجع، شخص را به جرگه مقلدان وی در می‌آورد». [6] 
اجرای شریعت نیز به دو بخش تقسیم می‌شود: بخشی از آن به حوزه فردی و عبادات و معاملات(آنچه به زندگی روزمره بر می‌گردد) مربوط می‌شود. بخش دیگر عمومی و مرتبط با امت و مصالح آن است. 
بنابراین تعریف، انسان مکلف، در بخش نخست برای شناخت احکام و مقررات شرعی، نیازمند مرجع تقلید است و در بخش دوم نیازمند رهبر؛ که این رهبر همان ولی فقیه است. 
تعیین سیاست‌های کلی امت اسلامی، بیان, وظیفه عملی مکلفان در اجرای احکام شرع مقدس و پیاده کردن آن در زندگی اجتماعی، از وظایف رهبر نظام اسلامی است. 
مرجعیت و ولایت می‌تواند در یک شخص جمع شود، همان گونه که در مورد امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آیت الله خامنه‌ای(حفظه‌الله)، بعد از انتخاب ایشان به رهبری رخ داد.
در چارچوب مسئولیت شرعی مکلف، نمی‌توان میان احکام دینی و سیاسی جدایی افکند. امام خمینی(ره) در این زمینه می¬فرماید: 
«اگر شما بتوانید مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامی ما درک و دریافت کنید، به روشنی خواهید دید که هیچ گونه تناقضی بین رهبری مذهبی و سیاسی وجود ندارد، بلکه همچنان که مبارزه سیاسی بخشی از وظایف و واجبات دینی است، رهبری و هدایت کردن مبارزات سیاسی[نیز] گوشه‌ای از وظایف و مسئولیت‌های یک رهبر دینی است». [7]
چنین ولایتی برای حفظ و اجرای اسلام ضروری است. نمی‌توان دین بزرگ اسلام را با اقدام‌های شخصی یا اعمال گسسته از هم سامان داد. بلکه وجود یک قدرت معنوی که سبب ارتباط عملی افراد امت با یکدیگر شود لازم است. این مهم از راه رهبری ولی فقیه و نظارت او تحقق می‌یابد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای(حفظه‌الله) در این زمینه می‌فرماید:
«مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط، این است که دین حنیف اسلام  ـ که آخرین دین آسمانی است و تا روز قیامت استمرار دارد ـ دین حکومت و اداره امور جامعه است؛ لذا همه طبقات جامعه اسلامی، ناگزیر از داشتن ولی امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامی را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامی پاسداری نموده، عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدی قوی بر ضعیف جلوگیری نماید و مسائل پیشرفت و شکوفایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادی بعضی از اشخاص منافات داشته باشد. حاکم مسلمان پس از این که وظیفه خطیر رهبری را طبق موازین شرعی به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضی بر اساس فقه اسلامی اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید». [8]
ولایت فقیه، نشانگر تداوم ولایت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله)و امامان(علیهمالسلام)  است. این بدان معنا نیست که ولی فقیه، مانند پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و امام(علیه‌السلام)، دارای همان ویژگی‌های شخصی و جایگاه نزد خدای متعال است. هیچ کس چنین دیدگاهی ندارد، زیرا ولی فقیه نایب امام یا قائم مقام او در اداره نظام اجتماعی، سیاسی امت اسلامی است.
 
 
رابطه ملیت‌ها با ولایت فقیه 
 
میان ملیت ولی فقیه و دایره نفوذ و اختیارات او, رابطه‌ای وجود ندارد. وطن رهبر یا مرجع، می‌تواند عراق، ایران، لبنان، کویت یا هر کشور دیگری باشد. آنچه مهم است تبعیت مردم از ولی فقیه و مرجع تقلید دینی است.
ولی فقیه پرچمدار اسلام است؛ البته میزان نفوذ و اختیار او، بستگی به همراهی افراد مکلف دارد.
امام خمینی(ره) به عنوان ولی امر مسلمین، هم به مدیریت نظام سیاسی ـ اقتصادی در ایران میپرداخت، و هم وظایف سیاسی عمومی مسلمانان جهان را بر ایشان تشریح و تعیین می¬کرد.  پس از ایشان نیز آیت الله خامنه‌ای(حفظه‌الله) همان جایگاه و اختیارات را داراست.
پیروی از ولی فقیه بر همه مردم لازم و واجب است، حتی اگر مقلد مرجع تقلید دیگری باشند، چرا که فرماندهی جامعه اسلامی, برعهده ولی فقیه است.
حدود تعیین شده از سوی ولی فقیه، دو مسأله را مورد توجه قرار می‌دهد: نخست، اجرای احکام شرعی و خودداری از آنچه مخالف آن است و دوم، شرایط زمان و مکان و ویژگی‌های هر گروه یا کشوری که بر حوزه تکلیف و حدود عمل مکلف تأثیر می‌گذارد. با دقت در این دو محدوده است که احتمال تعارض ناشی از زندگی مکلفان در کشورهای مختلف نیز مرتفع می‌شود.
رابطه حزب‌الله با ولایت فقیه، حلقه‌ای از زنجیره اجرای احکام اسلام و رفتاری است در چارچوب قواعدی که ولی فقیه آن را ترسیم می‌کند. مدیریت، پیگیری،‌ اتخاذ تدابیر مناسب، فعالیت سیاسی روزمره، حرکت فرهنگی و اجتماعی, جهاد علیه اشغالگران اسرائیلی, رهبری کادرهای حزب‌الله لبنان به دست دبیر کل آن، همه و همه مشروعیت خود را از طریق تأیید ولی فقیه کسب می‌کند. دبیر کل حزب‌الله لبنان دارای اختیارات وسیعی است که از سوی ولی فقیه به او تفویض شده است. این اختیارات متضمن استقلال وسیعی در اقدامات اجرایی این حزب گشته,  به طوری که نیازی به پیگیری مستمر و روزمره ولی فقیه نباشد. چنانچه رهبری حزب با مسئله‌ای مهم روبرو شود که نقطه عطفی در روند حرکت او باشد یا بر یکی از پایه‌ها و ارکان فعالیت ‌این حزب اثر بگذارد, در این صورت اقدام به پرسش و دریافت نظر صریح ولی فقیه خواهد کرد. 
روشن است که پایبندی به ولایت فقیه، دایره فعالیت داخلی در لبنان و ایجاد روابط مختلف را محدود نخواهد کرد، همچنان که حوزه همکاری منطقه‌ای و بین المللی طرف‌های حزب‌الله را تنگ‌تر نخواهد کرد(طرف‌هایی که در استراتژی یا برخی مسائل دیگر, با حزب‌الله نقاط مشترک دارند). 
از آنجا که هر فعالیتی، با ویژگی‌ها و شرایط خاص یک کشور ارتباط می‌یابد، فعالیت‌های حزب‌الله نیز تلفیقی از روش‌های اسلامی و تابعیت لبنانی است. حزب‌الله در همه سطوح، از رهبران تا کادرها و اعضا، حزبی لبنانی است و به مسائل این کشور در عرصه‌های جهادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توجه دارد و در عین حال، حامل پرچم اسلام است. پرچمی که هم این حزب و هم دیگران را در نقاط مختلف جهان، زیر لوای خود قرار داده است. 
برخورداری حزب‌الله از حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران ناشی از باور ایران نسبت به سلامت خط حزب‌الله و حقانیت آنها در جهاد و مقاومت برای بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی است (همچنان که فلسطینیان نیز دارای حقی مشابه‌اند). از سوی دیگر، حمایت معنوی ایران از حزب‌الله, با باورهای ایشان نسبت به سلامت روش دولت اسلامی ایران و تغییراتی که در نقشه سیاسی منطقه ایجاد کرده‌ ـ تغییراتی که منجر به استقلال از غرب شده ـ هماهنگی دارد. پایبندی ملّت و دولت ایران به اوامر ولی فقیه، اشتراک دیدگاهی است که حزب‌الله بر‌آن پای می‌فشارد.
بدیهی است که میان چگونگی اداره دولت اسلامی ایران و مدیریت حزب‌الله رابطه‌ای وجود ندارد، چرا که این دو، نهادهایی متمایزند که از دو سیستم مدیریت متفاوت بهره می‌برند(هر چند در پایبندی و التزام به ارشادات و اوامر ولی فقیه که ناظر بر همه امت است اشتراک نظر دارند).
ارتباط حزب‌الله لبنان با اسلام، او را درموقعیت التزام به اوامر و نواهی الهی قرار داده است. حزب‌الله برخود فرض می‌داند که هرگز از آموزه‌های الهی عدول نکند. تمسک حزب‌الله به یک دستور شرعی، به معنای اعتقاد به دیدگاهی تغییرناپذیر نیست؛ بلکه اگر در مسأله‌ای, گزینه‌های مختلفی مطرح باشد که همه هم مباح باشند آن وقت این حزب می‌تواند براساس دلایل، مصلحت و اعتباراتی دیگر که مفید در آن زمینه‌ است، در تصمیم خود بازنگری کند. برای مثال، اشغالگری حرام است و این دستوری شرعی است؛ بنابراین در هیچ شرایطی نمی‌توان به اشغالگری مشروعیت بخشید، اما شیوه رویارویی با اشغالگر، ‌در چارچوب احتمالات و گزینه‌های مختلف قرار می‌گیرد که بر اساس داده‌های میدانی و شرایط حاکم، نسبت به آن تصمیم‌گیری می‌شود.
 
اعلام رسمیت
 
در ۶ ژانویه ۱۹۸۴م، مقاومت اسلامی لبنان، با صدور اولین بیانیه نظامی اعلام موجودیت کرد. در واقع نیاز حزب‌الله به حضور سیاسی باعث شد مقاومت اسلامی به شکل مستقل و رسمی به فعالیت خود ادامه دهد.
با گسترش عملیات مقاومت علیه اشغالگران صهیونیست, توسط شورای لبنان، شعارهایی با عبارت «حزب‌الله ظهور یافت»(نه به عنوان رسمی یک گروه سیاسی، بلکه به معنای عام آن) در صحنه سیاسی ـ اجتماعی لبنان شنیده شد. 
در ماه می ۱۹۸۴م، شورای لبنان تصمیم گرفت نام ثابتی برای تشکیلات خود انتخاب و بیانیه‌های خود را با آن نام صادر کند؛ به همین جهت نام «حزب‌الله لبنان» را برگزید و دفتر سیاسی حزب را، راه‌اندازی کرد. در این زمان، حزب‌الله سعی در گسترش و همهگیر کردن مقاومت داشت و میکوشید شبکه‌های کوچک مقاومت را جذب خود کند. مدتی بعد حزب‌الله در بیروت و مناطق جنوبی لبنان‌، حضور فعال پیدا کرد.
این رویکرد سبب شد تا حزب‌الله حجم عملیات نظامی علیه ارتش اسرائیل در جنوب را افزایش دهد.
سرانجام فشارهای نظامی حزب‌الله در طول سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴م، رژیم اسرائیل را واداشت تا در۱۴ ژانویه ۱۹۸۵م، تصمیم به عقب نشینی بگیرد. به این ترتیب اسرائیل‌، اولین شکست رسمی خود را تجربه ‌کرد.
همزمان با شروع این عقب‌نشینی از شهر صیدا، حزب‌الله در یک گردهمایی رسمی در ۱۶ فوریه ۱۹۸۵م با صدورنامه‌ای سرگشاده به بیان هویت، استراتژی و برنامه ایدئولوژیک خود پرداخت و فعالیت پنهانی خود را کنار گذاشت. «اسحاق رابین» که در آن زمان وزیر جنگ اسرائیل بود اعلام کرد:«حمله نظامی اسرائیل باعث شد تا غول شیعه از بطری خارج شود».
 
امام موسی صدر
 
امام موسی صدر در ۱۴ خرداد ۱۳۰۷(هـ .ش) در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر، جانشین مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود.
«موسی صدر» پس از اتمام سیکل و بخش مقدمات علوم حوزوی، در خرداد سال ۱۳۲۲(هـ .ش) رسماً به حوزه علمیه قم پیوست، و طی مدتی کوتاه، دروس دوره سطح را به پایان رساند. «صدر» جوان, در بهار سال ۱۳۲۶ (هـ .ش) وارد مرحله درس خارج شد، و تا اواخر پاییز سال ۱۳۳۸(هـ .ش)، یعنی قریب سیزده سال تمام، از مدرسین بزرگ حوزه های علمیه قم و نجف کسب فیض نمود.
«صدر» در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به پایان برد و در سال ۱۳۲۹(هـ .ش) به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق و اقتصاد»  پا به دانشگاه تهران گذاشت و در سال ۱۳۳۲(هـ .ش) فارغ التحصیل گردید. 
«موسی صدر» در اواخر سال ۱۳۳۸(هـ .ش) و به دنبال توصیه‌ حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین؛ ایران، سرزمین مادری خود را ترک گفت و راهی لبنان شد تا بنابر وصیت مرحوم آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین(رهبر متوفی شیعیان لبنان) جانشین ایشان گردد.
مجلس اعلای اسلامی شیعیان, اولین بخش از برنامه دراز مدت امام صدر به شمار می‌رفت که در اول خرداد سال ۱۳۴۸(هـ .ش) تاسیس شد، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به ریاست آن انتخاب گردید.
اندیشه امام موسی صدر, تبدیل جامعه مصرفی لبنان به جامعه‌ای مقاوم در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی بود. وی در بهار سال ۱۳۴۴(هـ .ش) گروهی از جوانان مؤمن شیعه را عازم مصر کرد تا در دوره‌ای شش ماهه فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان که اولین کادرهای مقاومت لبنان بودند، عملیات ایذایی مشترک رزمندگان فلسطینی ـ لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید. فرماندهی عملیات بر عهده نیروهای فلسطینی بود و جوانان شیعه لبنان، رزمندگان این نبرد بودند. این نوع عملیات مشترک تا اوایل سال ۱۳۵۱(هـ .ش) ادامه یافت. اولین شهید شیعه در عملیات ایذایی علیه رژیم صهیونیستی، از جوانان شهر مرزی «ناقوره» بود که در سال ۱۳۴۷(هـ .ش) به شهادت رسید.
امام موسی صدر در سوم شهریور سال ۱۳۵۷(هـ .ش) و در آخرین مرحله از سفر دوره‌ای خود به کشورهای عربی، بنا به دعوت رسمی معمر قذافی، رهبر لیبی، وارد این کشور شد؛ اما چند روز بعد یعنی در نهم شهریور، به نحو مرموزی ناپدید و ربوده شد.
 
سید عباس موسوی
 
سیّد عباس موسوى در سال ۱۳۳۱ (هـ .ش) در شهرک نبى‌شیت از توابع بعلبک لبنان دیده به جهان گشود.
«سید عباس موسوی» در اوایل جوانی به مبارزه با اسرائیل پرداخت و در سال ۱۳۴۶ براى ادامه تحصیلات دینى به حوزه علمیه نجف رفت. او توانست از محضر اساتید بزرگى چون آیت‌ اللَّه العظمى خویى و آیت اللَّه شهید سیّد محمّدباقر صدر کسب فیض کند. در سال ۱۳۵۷(هـ .ش) و به دنبال فعالیت‌های گسترده‌اش، استخبارات حزب بعث او را دستگیر و از عراق اخراج کرد.
سید عباس موسوی بعد از بازگشت از عراق حوزه علمیه بعلبک را  در لبنان تأسیس کرد.
مدتی بعد یعنی در سال ۱۳۶۹(هـ .ش) شورای حزب‌الله، سید عباس موسوی(ره) را به عنوان دبیر کل حزب‌ برگزید. فعالیت بی‌وقفه و خستگی ناپذیر از او مردی بی‌نظیر ساخته بود. مردی که مسافرت¬های طولانی بین بقاع، بیروت و جنوب لبنان بخشی از برنامه¬های روزانه¬اش محسوب می‌شد تا حرکت مقاومت لحظه¬ای کند نشود.
نیروهای مقاومت«سید عباس» را دوست داشتند. زندگی او از آنان جدا نبود. پیش از تصدی سمت دبیر کلی نیز روش او همین گونه بود.«سید عباس موسوی» از هر فرصتی برای ملاقات با بچه‌های مقاومت استفاده می‌کرد تا آنها را نصیحت کند. او به تحکیم مبانی اعتقادی نیروهای مقاومت اهمیت زیادی می¬داد. مردم هم او را دوست داشتند. خونگرمی، خوشرویی و آغوش باز او برای گوش دادن به خواسته‌های مردم این فضا را ایجاد کرده بود.
سید عباس در بازدیدهای متعددی که از خانه‌ آوارگان در منطقه وادی ابوجمیل(در غرب بیروت) داشت، به حمایت از آنان و تأمین حقوقشان همت می-گماشت. توسعه حومه جنوبی بیروت، تأمین خدمات اجتماعی برای مردم آن و جبران کاستی‌های فراوان موجود در زیر ساخت‌های آن منطقه، با نظرات او صورت گرفت. او برای حل بحران یخبندان در بقاع که باعث بسته شدن راه‌ها و عدم امکان حرکت شهروندان می‌شد، فعالیت بسیاری از خود نشان داد. اوج فعالیت‌های او، سخنرانی مشهوری بود که پیش از شهادت، بر منبر مسجد شیخ شهیدان، راغب حرب(ره)، در جبشیت ایراد کرد و در آن، بر انتقاد از بی‌توجهی دولت نسبت به مناطق محروم مستضعف تأکید ورزید و آمارهای لازم را که نشانگر این بی‌توجهی بود، ارائه داد و با خدا و مردم پیمان بست که در راه مقاومت علیه اشغالگری و کاستن از دردهای معیشتی مردم، لحظه¬ای از حرکت باز نایستد.
موضع‌گیری شهید سید عباس موسوی، گرایش حزب‌الله در توجه به وضعیت داخلی را نشان می¬داد. که پس از تشکیل دولت برآمده از کنفرانس طائف اتخاذ کرده بود. نقش او آن نبود که فعالیت‌های حزب‌الله را محدود به عرصه داخلی لبنان کند؛ بلکه او از هیچ اقدامی در پشتیبانی از مسئله فلسطین کوتاهی نمی‌کرد. گردهم آوردن گروه‌های فلسطینی دهگانه در تهران، به همت او انجام شد. او به مسائل مسلمانان جهان اهتمام خاصی می‌ورزید. دیدارهای مستقیم و حضورش در کنفرانس‌های متعدد ‌در کشمیر، پاکستان، افغانستان و … نشانگر این توجه سید عباس بود. [۹] 
دوران تصدی او در سمت دبیر کلی حزب‌الله لبنان کوتاه و کمتر از نه ماه بود. وى از هواداران سرسخت مبارزه با دشمن صهیونیستى در لبنان و بویژه مناطق اشغالى جنوب بود.
«سید عباس موسوی» از بنیانگذاران جنبش انقلابى حزب‌اللَّه لبنان به شمار مى‌رفت. وى در سال ۱۳۶۹(هـ .ش) پس از شیخ صبحى طفیلى به عنوان دومین دبیر کل حزب‌اللَّه لبنان برگزیده شد و در ۲۷ بهمن۱۳۷۰, پس از ایراد سخنرانى در مراسم هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب در جبشیت، هنگامى که با اتومبیل عازم بیروت بود، در منطقه «تفاحتا» در جنوب لبنان در معرض حمله هلیکوپترهاى توپدار رژیم صهیونیستى قرار گرفت و به همراه همسر و فرزند خردسالش به شهادت رسید. 
ترور دبیر کل حزب‌الله، یعنی سید عباس موسوی(ره) به نقطه عطف مهمی در فعالیت مقاومت تبدیل شد. برای نخستین بار، نیروهای مقاومت اسلامی در پاسخ به عملیات ترور، موشک‌های کاتیوشا به سوی شهرک‌های صهیونیست ‌نشین شمال فلسطین اشغالی شلیک کردند. بدین ترتیب، کاتیوشا سلاح جدیدی بود که از سوی حزب‌الله وارد معادله نبرد با صهیونیست¬ها شد.
اسرائیل تلاش کرد تا از شرایط پس از شهادت سید عباس موسوی استفاده کند. به همین منظور, سه روز پس از ترور ناجوانمردانه او  پیشروی نظامی ـ زمینی خود را در محور کفرا ـ یاطر در جنوب لبنان سامان داد، اما مقاومت اسلامی با توانایی بالا این پیشروی را متوقف کرد. همزمان، در طول خطوط تماس حزب‌الله با دشمن صهیونیست, درگیری¬های سختی صورت گرفت که منجر به عقب‌نشینی و ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش شد. این نبرد نفس‌گیر صلابت و عزم راسخ مقاومت حزب‌الله را برای تداوم جهاد و مبارزه با رژیم غاصب نشان داد.
 
سید حسن نصرالله
 
سید حسن نصرالله متولد ۳۱ اگوست ۱۹۶۰م است. او در روستای «البزوریه» در جنوب لبنان به دنیا آمد. پدرش «عبدالکریم»، میوه ‌فروشی می‌کرد و حسن برای کمک به مغازه او سر می¬زد. پدرش، عکس امام موسی‌صدر را به دیوار مغازه زده بود. این عکس بود که نخستین جرقه‌های محبت موسی صدر و جنبش محرومان را، در دل سید حسن روشن کرد. 
«سید حسن» با هیچ‌ یک از علمای دینی آن ‌وقت ارتباط نداشت و خانواده‌اش هم، یک خانواده دینی شاخص نبود، ولی سیدحسن نوجوان، علاقه‌مند به دین بود و این علاقه به انجام فرایض معمول, مانند نماز و روزه محدود نمیشد. او در پی فراتر از این‌ها بود. این علاقه وی را واداشت که با سن اندکش(۱۶سالگی) راهی نجف شود و تحصیلات حوزوی خود را در آنجا آغاز کند. 
بعد از دو سال یعنی در سال ۱۹۷۸م، سید حسن به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج) ـ که شهید سید عباس موسوی آن را تأسیس کرده بود ـ تحصیلات حوزوی خود را پیگرفت. در همان حال، به فعالیت‌های سیاسی در جنبش امل مشغول و مسئول سیاسی جنبش امل با مسئولیت امام موسی صدر در منطقه بقاع شد. 
پس از آن که امام موسی صدر در لیبی به صورت مرموزی ربوده شد، اختلافات بسیاری در سطح رهبری جنبش امل به وجود آمد. در اثر این اختلافات عده‌ای از رهبران این جنبش از آن فاصله گرفته و دست به تأسیس، حزب‌الله لبنان زدند. 
سید حسن در حزب‌الله نیز مسئولیت‌های مختلفی را به عهده‌ گرفت؛ از جمله عضویت در شورای رهبری حزب‌الله.
 ششم آبان سال ۱۳۶۰(هـ .ش)، در حالی سیدحسن نصرالله ۲۱ ساله از امام خمینی اجازه کتبی دریافت می‌کند که امام خمینی، به ندرت چنین شرایطی را برای کسی ایجاد کرده بودند.
در پیش از ظهر روز ششم آبان ۱۳۶۰(هـ.ش) یاران جنبش امل به همراه سیدحسن نصرالله در جماران به حضور امام خمینی(ره) رسیده و پای بیانات ایشان نشستند:«از آنجا که منطقه در شرف یک نهضت اسلامی عمومی است، آمریکا اقدام به طرح قضایایی کرده است تا بتواند دست مردم بی‌پناه منطقه را از سرنوشتشان کوتاه کند و متأسفانه، برخی از دولت‌ها هم او را کمک می‌کنند. طرح سادات و فهد یکی است. بر فرض که آمریکا یک طرح صد درصد اسلامی ـ انسانی بدهد، ما باور نمی‌کنیم که آنان به نفع صلح و منافع ما گامی بردارند. اگر آمریکا و اسرائیل «لااله الاالله» بگویند، ما قبول نداریم، چرا که آنان می‌خواهند سر ما کلاه بگذارند. آنها که صحبت از صلح می‌کنند، می‌خواهند منطقه را به جنگ بکشند… . مسئله‌ای که می‌خواهم اکیداً به شما تذکر دهم این است که این معنا که نمی‌شود با قدرت‌های بزرگ طرف شد را از گوش‌هایتان بیرون کنید. شما بخواهید، می‌توانید…».
همان روز نصرالله، حکم اجازه اخذ وجوهات شرعیه را در ۲۱ سالگی از امام دریافت می‌کند. این در حالی است که شیخ صبحی طفیلی، از سران مقاومت، هفت سال بعد(۱۴ آبان ۱۳۶۷) و شهید سیدعباس موسوی، اولین دبیرکل حزب‌الله، نیز در ۲۰ بهمن ۱۳۶۶ اجازه تصرف در امور حسبیه و شرعیه را به امر امام پیدا می‌کنند. 
 
متن حکم امام خطاب به سیدحسن نصرالله، به این شرح است:
اجازه نامه
زمان: ۱۳۶۰ ه‍. ش (۱۴۰۱ ه‍. ق)
مکان: تهران، جماران
موضوع: اجازه در امور حسبیه و شرعیه
مخاطب: سیدحسن نصرالله؛ لبنان
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب‌العالمین، والصلوه والسلام علی محمد و آله الطاهرین، ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین. 
و بعد؛ جناب حجت‌الاسلام آقای حاج سیدحسن نصرالله(دامتافاضاته) از طرف اینجانب مجازند در تصدی امور حسبیه و اخذ وجوه شرعیه و مصرف مظالم عباد و زکوات و کفّارات در مصارف مقرره شرعیه, و در مورد سهمین مبارکین نیز مجازند در اخذ و صرف آن در مخارج خودشان به نحو اقتصاد, و در مورد مازاد بر مخارج نیز مجازند نصف آن را در مخارج سادات عظام ـ کثرالله امثالهم ـ و ترویج شریعت مقدسه صرف نموده و نصف دیگر را ارسال دارند.
«و اوصیه ـ ایّده‌الله تعالی ـ بما اوصی به السلف الصالح من ملازمه التقوی و التجنب عن الهوی و التمسک بعروه الاحتیاط فی امور الدین و الدنیا؛ و ان لاینسانی من صالح دعواته». 
والسلام علیه و علی اخوانناالمؤمنین و رحمه¬الله و برکاته. 
روح‌الله الموسوی الخمینی
 
با این همه، سید حسن از فضای درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصیلات علمی خود ادامه داد تا جایی که در سال ۱۹۸۹م(۲۹ سالگی) برای تکمیل تحصیلات خود به قم مهاجرت کرد، اما حملات گسترده اسرائیل به لبنان و مبارزات حزب‌الله به او اجازه نداد بیش از یک سال در قم بماند، پس بار دیگر به لبنان بازگشت تا در کنار برادرانش به مبارزه با رژیم صهیونیستی بپردازد.
در سال ۱۹۹۲م، و یک روز پس از شهادت سید عباس موسوی(دبیرکل وقت حزب‌الله لبنان) با اجماع شورای رهبری حزب‌الله، سید حسن نصرالله، به عنوان دبیرکل جدید این جنبش شناخته شد. سیدی جوان، انقلابی، پرکار و مرید ولایت, مسئولیت حزب‌الله را به عهده گرفت. 
شهادت سید عباس موسوی به همراه خانواده‌اش، تأثیر بسزایی در روحیه مردم لبنان و به وی‍ژه رزمندگان حزب‌الله گذاشت. پس از آن بود که مبارزات و حملات حزب‌الله شکل جدیدی به خود گرفت و حمایت عمومی در میان مردم لبنان از حزب‌الله رو به فزونی نهاد. در این میان، اسرائیل نیز در سال‌های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶م عملیات‌های خوشه‌های خشم و تسویه حساب را به اجرا گذاشت که با مقاومت سرسختانه حزب‌الله روبرو شد. حزب‌اللهی که از کمترین امکانات نظامی برخوردار بود.
 
شهادت فرزند ارشد
 
سپتامبر ۱۹۹۷م دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله استشهادی به مواضع ارتش اسرائیل در منطقه جبل‌الرفیع در جنوب لبنان به شهادت رسیدند و پیکر آنان به دست نیروهای اسرائیلی افتاد. تلویزیون اسرائیل بدون اطلاع از هویت این دو نفر، تصویر خون‌آلود آنان را به نمایش گذاشت. به سرعت مشخص شد که یکی از این دو تن، سید هادی، فرزند سید حسن نصر‌الله، دبیر کل حزب‌الله است. انتشار این خبر همانند بمبی در جامعه لبنان صدا کرد. این اولین فرزند یکی از مسئولان بلند پایه عرب بود که به شهادت میرسید. در تاریخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلی و چه در مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل، هیچ‌گاه دیده نشد که فرزند یکی از رهبران گروهای سیاسی و یا شبه نظامی در راه مبارزه کشته شده باشد.
این واقعه، موجی خروشان از احساس همدردی، احترام و شیفتگی را نسبت به دبیر کل حزب‌الله در میان همه طوایف مذهبی لبنان در پیداشت، به گونه‌ای که آحاد ملت لبنان از هر دین و مذهبی، تحت تأثیر شدید این واقعه قرار گرفتند. رهبران سیاسی لبنان یکی پس از دیگری به دیدار سید حسن نصر‌الله می¬رفتند و ضمن گفتن تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سید هادی, نسبت به شخصیت مبارز و صادق دبیر کل حزب‌الله، مراتب قدردانی و احترام خود را ابراز می¬داشتند. این ابراز همدردی و احترام، منحصر به لبنان نبود و افرادی چون امیر عبد‌الله، ولیعهد عربستان نیز برای نخستین بار در تاریخ حزب‌الله، با ارسال پیام تسلیت برای دبیر کل حزب‌الله، حمایت خود را از مقاومت اسلامی اعلام کرد.
 
سال۲۰۰۰میلادی؛ طعم شیرین پیروزی
 
در سال ۲۰۰۰م، زمانی که مذاکرات عرفات و مسئولان آمریکایی و اسرائیلی برای حل کشمکش خاورمیانه، راه به جایی نبرده بود، ارتش اسرائیل در حرکتی یک‌ جانبه و بدون گرفتن کمترین امتیازی از حزب‌الله، از اراضی اشغالی جنوب لبنان عقب نشینی کرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نیروهای خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب کشید. این شکست مفتضحانه، علاوه بر تقویت مواضع حزب‌الله، باعث شد تا سید حسن نصرالله به موفقیتی بی‌سابقه در میان اعراب دست یابد. اکنون سید حسن چهل ساله مهمترین شخصیت جهان عرب بود (مرد سال جهان عرب). 
حزب‌الله لبنان با تکیه بر این موفقیت، توانست حضور خود را در عرصه سیاسی لبنان تقویت کند، تا جایی که علاوه بر حضور پرتعداد در مجلس لبنان، سکان تعدادی از وزارتخانه‌ها را نیز به دست گرفت.
فشار نظامی حزب‌الله بر اسرائیلی که در خاک لبنان نفوذ کرده بود به حدی شدید شد که یکی از محورهای مبارزات انتخاباتی کاندیداهای نخست وزیری اسرائیل، در سال ۱۹۹۹م, شعار خروج از لبنان بود. «ایهود باراک» تنها رقیب «نتانیاهو» وعده داد در صورت پیروزی در انتخابات، ارتش اسرائیل را از خاک لبنان خارج خواهد کرد. 
نهایتاً در۲۴ می۲۰۰۰م(۴ خرداد ۱۳۷۹) ارتش اسرائیل با خفت تمام، خاک لبنان را ترک کرد.
 
مهمترین دستاوردهای عقب نشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰
 
ـ شکست مفتضحانه ارتش اسرائیل؛ ارتشی که غربی‌ها مدعی بودند شکست ناپذیر است.
ـ پذیرش حزب‌الله به عنوان سمبل مقاومت در داخل و خارج، بویژه در سطح کشورهای عربی و اسلامی و تاثیر  سریع آن بر انتفاضه مردم فلسطین.
بعد از این دستاورد بود که حزب‌الله، با حفظ «استراتژی مقاومت»،  «فعالیتهای سیاسی» را نیز در پیش گرفت و به بازیگری فعال در لبنان و منطقه تبدیل شد.  مقاومت اسلامی توانست بخشی از مجلس لبنان را به دست بگیرد و نقش سیاسی خود را تثبیت کند.
 
حضور سیاسی حزب‌الله
 
روزنامه النهار چاپ لبنان در ۲۶خرداد۱۳۸۴(هـ‌ .ش)  گزارش داد که منابع آگاه دیپلماتیک اعلام کرده‌اند آمریکا دو پیام به وزارت خارجه لبنان ارسال کرده است. پیام اول اینکه دولت آمریکا نسبت به مشارکت حزب‌الله در کابینه آینده لبنان، حساسیت دارد.(از نظر این دولت، مشارکت حزب‌الله در کابینه جدید تاثیری منفی بر اعطای کمک‌های مالی خارجی دارد). پیام دوم اینکه دولت آینده لبنان باید در مورد اجرای سایر بندهای قطعنامه ۱۵۵۹ که به اجرا در نیامده، به شکل واضح و علنی تأکید کند(منظور مشخص کردن سرنوشت خلع سلاح حزب‌الله و دیگر سلاح‌های موجود در اردوگاه‌های فلسطینی بود).
بعد از خروج سوریه از لبنان ـ که تحت فشار صهیونیست¬ها و به پیرو صدور قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت صورت پذیرفت ـ علی‌رغم خواسته اسرائیل، حزب‌الله تبدیل به قدرتمندترین نیروی لبنان شد. توان نظامی حزب‌الله از ارتش این کشور هم بیشتر است. قدرت گرفتن بیشتر حزب‌الله به معنی بالا رفتن توان جمعیت شیعه لبنان است. این مسئله موجب نگرانی کشورهایی چون عربستان سعودی است. افزایش قدرت شیعیان در لبنان، یعنی پدیدار شدن وسعتی از اعمال نفوذ شیعه که بصورت فضایی هلالی، ایران، عراق‌ و لبنان را در بر می‌گیرد. این پیش آمد نمی‌تواند مطلوب کشورهای مسلمان غیر ‌شیعی باشد.
اولین انتخابات پارلمانی لبنان ـ پس از عقب نشینی نیروهای سوریه ـ طی چهار یکشنبه پیاپی در سراسر لبنان برگزار شد. این انتخابات دوران جدیدی را برای لبنان رقم زد. از یک سو با نزدیک کردن مخالفان قدیمی، وحدت ملی را تقویت کرد, از سوی دیگر در صحنه سیاسی جدید لبنان، تصمیم‌گیری برای حکومت لبنان دیگر در اختیار یک حزب قرار نگرفت.
مهمترین مسئله‌ای که استقلال و یکپارچگی لبنان را تضمین می‌کند و دریچه اصلی برای دستیابی به تمام خواسته‌های ملی به حساب می‌آید پافشاری بر روی اصل مقاومت است. همین مقاومتی که توانست کشور را از حضور ارتش بیگانه آزاد کند و اسرای وطن را بازگرداند. مقاومتی که توانست معادله پیروزی و شکست را در مقابل ارتش اسراییل دگرگون سازد. مقاومتی که فضای مناسب برای برگزاری انتخابات در کشور را در سخت‌ترین شرایط تأمین کرد(شرایطی که پس از عقب نشینی سوریه می¬توانست فتنه¬های بزرگتری خلق کند). مقاومتی که رفیق حریری را وا داشت تا برنامه اصلاحات سیاسی خود را بر مبنای آن تنظیم کند و دیدارهای مشترک خود با رهبران مقاومت را در واپسین روزهای زندگی¬اش، فشرده و پی در پی برگزار نماید. همین مقاومتی که در چارچوب قانون طائف وارد معرکه انتخاباتی شد و تمام کرسی‌های قانونی خود را کسب کرد.
این نیروی مقاومت می‌تواند در سال‌های آینده و در عمر مجلس جدید، بازهم مرکز یکپارچگی و استقلال کشور لبنان باشد.
نگرانی امروز واشنگتن فقط از پیروزی مقاومت حزب‌الله لبنان نیست؛ بلکه از آن است که تمام و یا اکثر قریب به اتفاق راه یافتگان به مجلس جدید لبنان، بر ضرورت و تداوم مقاومت اتفاق نظر پیدا کنند. غربی‌ها می‌دانند مقاومت لبنان بیشتر از آنکه به کشورهای منطقه وابستگی داشته باشد، جوشیده از دل مردم و وابسته به حضور آنها است.
 
اهمیت ائتلافهای انتخاباتی
 
باتوجه به اهداف روشن و آشکار غرب خصوصاً آمریکا در لبنان، حمایت از مقاومت یکی از مهمترین دلایل ائتلاف گروه‌های سیاسی در این کشور شد. جنبش‌های حزب‌الله و امل، برای یکپارچه کردن صف جامعه شیعی لبنان، دست اتحاد دادند. اندیشه حمایت از مقاومت اسلامی باعث شد تا  ائتلاف قدرتمند شیعه با حزب«دروزی سوسیالیست ترقی خواه» (وابسته به ولید جنبلاط) همراه شود. ائتلاف با جنبلاط به معنای ائتلاف غیرمستقیم با گروه حامی حریری(گروه المستقبل) به شمار می‌آمد. در انتخابات بیروت، حزب‌الله و امل مستقیماً از لیست حریری در این استان حمایت کردند. این نحوه حمایت در استان جبل و منطقه «بعبدا عالیه» تکرار شد و از سقوط قطعی لیست مورد حمایت جنبلاط جلوگیری کرد و یازده کرسی را به سود آنها رقم زد.
حزب‌الله در برخی مناطق دیگر مسیحی نشین «استان جبل», با شعار حمایت از مقاومت، از لیست ائتلافی«میشل عون» پشتیبانی کرد. نتیجه آن که به اعتراف همگان، این حمایت باعث شد تا عون به پیروزی غافلگیر کننده¬ای در این مناطق دست یابد و صاحب چهارده کرسی در مجلس جدید شود.
توزیع کرسی¬های نمایندگی در میان گروه¬های مختلف این ائتلاف بدین شرح است:
۱٫ گروه آینده (المستقبل) وابسته به سعد حریری؛ ۳۶ کرسی.
۲٫ دیدار دموکراتیک (جنبلاط)؛ ۱۵ کرسی.
۳٫ قرنه شهوان (وابسته به رهبری مذهبی مارونی ها)؛ ۱۴ کرسی.
۴٫ گرایش طرابلس؛ ۳ کرسی.
۵٫ متفرقه؛ ۴ کرسی.
فراکسیون قدرتمند دیگری که در مجلس لبنان شکل گرفته است، ائتلاف قدرتمند امل و حزب‌الله است. این دو گروه نیز در انتخابات مجموعاً به ۳۳ کرسی دست یافتند:
۱٫ فراکسیون آزادسازی و توسعه (امل)؛ ۱۵ کرسی.
۲٫ فراکسیون وفاء به مقاومت (حزب‌الله)؛ ۱۴ کرسی.
۳٫ کرسی‌های متفرقه برای احزاب مؤتلف؛ ۴ کرسی.
فراکسیون سومی نیز در مجلس جدید لبنان شکل گرفته که وابسته به میشل‌عون است. این فراکسیون توانست در این انتخابات به چهارده کرسی دست پیدا کند.
نتیجه این انتخابات تأمل برانگیز است. فراکسیون مقاومت با محوریت حزب‌الله که در بهترین شرایط با دوازده نماینده در دور قبلی مجلس ایفای نقش می‌کرد، موفق شد ۳۵ نفر از طرفداران خود را راهی دستگاه قانونگذاری کند.
سایت خبری «بی.بی.سی» در همان ایام با اشاره به پیروزی قاطع ائتلاف حزب‌الله و حرکت امل در حوزه انتخابیه جنوب نوشت: این ائتلاف توانسته است با طرح شعار مقاومت در برابر تجاوزات اسرائیل، تمام کرسی‌های پارلمانی این منطقه را به خود اختصاص دهد. در همین گزارش آمده است: زمانی که فشارهای سیاسی بر ضد مقاومت، سوریه و ایران افزایش یافته است و آمریکا درصدد است با اجرای قطعنامه ۱۵۵۹ ابعاد داخلی این مصوبه را به اجرا درآورد و حزب‌الله را خلع سلاح نماید، مردم لبنان به کاندیداهای ائتلافی رأی داده‌اند که با شعار حفظ اسلحه مقاومت در برابر اسراییل وارد میدان شده بود.
 پیروزی چشمگیر حزب‌الله در مناطق مختلف لبنان این حزب  را به عنوان یکی از قوی‌ترین قدرت‌های سیاسی در کشور معرفی کرد. حزبی که حمایت مردمی گسترده‌ای را به همراه دارد. این واقعیت غیرقابل انکار، سبب گردید حزب‌الله بتواند حصار محکمی به دور مقاومت و سلاح آن بکشد. حصاری که از شبکه‌ای از ارتباطات وسیع با نیروهای اساسی و قدرتمند کشور بوجود آمده است.
این واقعیت فرصتی به حزب‌الله بخشید تا بتواند به عنوان نقطه تلاقی همه گروه‌ها و نیروهای مؤثر در صحنه لبنان عمل کند.
نتایج این انتخابات باعث شد تا خلع سلاح حزب‌الله به آرزویی دست نیافتنی برای غربی‌ها تبدیل شود.
حزب‌الله معتقد است اسرائیل خاک لبنان را در اشغال دارد(منطقه شبعا) و به همین دلیل وضعیت جنگی خود را در مقابل اسرائیل حفظ کرده است.
این سازمان به دلیل نقش محوریاش در مقاومت علیه اشغال اسرائیل، تنها گروه مسلح مقاومت بود که بعد از پایان جنگ داخلی لبنان(۱۹۷۵ـ۱۹۹۰م) اجازه یافت سلاحهایش را حفظ کند. از سال ۱۹۹۰م تا امروز، حزب‌الله بازیگری مهم در صحنه قدرت لبنان بوده است. 
«محمد رعد» رئیس فراکسیون پارلمانی حزب‌الله در مورد تأیید نتایج انتخابات اخیر لبنان می‌گوید: «این پیروزی، اظهار نظر قطعی مردم در رد قطعنامه شورای امنیت بود. این پیروزی اعلام تعهد مردم ما در حفاظت از راه و سلاح مقاومت بود».
حمایت جمعیت شیعه لبنان از حزب‌الله و نقش تاریخی این سازمان در دفاع از کشور به این معنی است که هرگونه تلاش دولت بیروت برای خلع سلاح این سازمان، به بروز جنگ داخلی منجر می‌شود.
محبوبیت حزب‌الله تنها به شیعیان لبنان منحصر نمی‌شود؛ بلکه برخی احزاب دیگر نیز بر ضرورت حفظ حزب‌الله با ترکیب فعلی تاکید دارند, از جمله این گروه‌ها، مارونی‌ها به رهبری میشل عون هستند. 
به هر حال حضور حزب‌الله و امل و نیز همراهی برخی جناح‌های داخلی لبنان از آنها در مجلس این کشور، خلع سلاح آنها را با دشواری همراه خواهد ساخت. علاوه بر این، باید توجه داشت که حزب‌الله در لیست تروریستی اتحادیه اروپایی قرار ندارد و این یعنی مشکل تازه‌ای که بر سر راه خلع سلاح مقاومت قرار دارد.
 
مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *