صفحه اصلی » پرسش و پاسخ » متفرقه » چرا اهل تسنن خمس را فقط موکول به زمان جنگ و غنائم آن میدانند ؟
منتشر شده در ۲۶ دی ۱۳۹۳ | دسته : متفرقه

چرا اهل تسنن خمس را فقط موکول به زمان جنگ و غنائم آن میدانند ؟

توضیح سؤال :

۱- بحث خمس بعنوان۲۰% از درآمد ؛ اعم از هر نوع درآمد تجارت ، زراعت ،… از چه تاریخی در شیعه جاری شد؟
۲- چرا اهل تسنن خمس را فقط موکول به زمان جنگ و غنائم آن میدانند ؟
۳- چرا روحایت محترم مردم ایران را به ادای نماز در وقت پنج گانه که در توصیه های شخصی مراجع نیز موجود است, تشویق نمی نمایند ؟ مطمئنا روحانیت نقش بسیار مهمی در احیای این سنت پسندیده و فرهنگ سازی آن خواهند داشت .
پاسخ :
همه فقهاى اسلام معتقدند که خمس و پرداخت یک پنجم از اموال در غنیمت هاى جنگى ، گنج و معادن طلا و نقره واجب است . ابن زهره حلبى مى گوید :
واعلم ان مما یجب فى الاموال الخمس و الذى یجب فیه الغنائم الحربیّه و الکنوز و معادن الذهب و الفضه بلاخلاف .
سلسله الینابیع الفقهیه (غنیه النزوع) ، ج ۵ ، ص ۲۲۴ .
ولى در دو مورد میان شیعه و سنى اختلاف نظر وجود دارد : یکى در وجوب خمس در سود کسب و تجارت و دیگرى در مصرف آن . البته باید توجه داشت که شیعه وجوب خمس در ارباح مکاسب را مشروط بر مازاد بودن بر هزینه و مؤنه یک سال مى داند و معیار در فهم مؤنه عرف است .
وجوب خمس در سود کسب و تجارت
دیدگاه شیعه

فقهاى شیعه معتقدند یکى از موارد وجوب خمس، مالى است که از مخارج و هزینه هاى زندگى انسان در یک سال اضافه مانده است، خواه این مال از راه تجارت یا زراعت و کشاورزى و یا حقوق ماهیانه که دریافت مى شود ، در ذیل به بعضی از کلمات فقهای شیعه اشاره مى شود :
شیخ مفید رضوان الله علیه می‌فرماید :
والخمس واجب فى کل مغنم قال الله عزوجل ( واعلموا انما غنمتم من شى فان لله خمسه وللرسول )والغنائم کل ما استفید بالحرب من الاموال والسلاح و الثیاب و الرقیق وما استفید من المعادن والغوص والکنوز وکل ما فضل من ارباح التجارات و الزراعات والصناعات من المؤنه والکفایه فى طول السنه على الاقتصاد .
المقنعه ، ص ۲۷۶٫
خمس واجب است در هر سودی . خداوند در قرآن می فرماید (بدانید هر چه غنیمت بردید از هر چیزی پس یک پنجم آن برای خدا و رسول است ) وغنیمت هرچیزی است که در حرب مورد استفاده قرار گیرد مثل مال وسلاح و لباس و آنچه که بدست می آید از معدن وغواصی و گنج و هرچه که از سود تجارت و زراعت وصناعت زیاد تر از هزینه متوسط سال باشد .
دلایل قول شیعه

فقهاى شیعه براى اثبات وجوب خمس در سود کسب و تجارت به کتاب و سنّت استناد کرده اند که در ذیل به توضیح و شرح بعضی از آن ها مى پردازیم .
الف . قرآن
خداوند متعال مى فرماید :
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ .
انفال / ۴۱ .
و بدانید هر گونه غنیمتى که به شما رسد ، خمس آن براى خدا و براى پیامبر و براى نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است ، اگر شما به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل ، روز درگیرى دو گروه (با ایمان و بى ایمان یعنى روز جنگ بدر) نازل کردیم ، ایمان آورده اید و خداوند بر هر چیزى قادر است .
نحوه استدلال: درآیه شریفه برموضوع «غنیمت» حکم وجوب خمس را مترتب ساخته است، در این جا باید دید که مقصود از غنیمت چیست؟ آیا مقصود غنیمت جنگى است یا هر فائده اى است که انسان به دست مى آورد؟ تردیدى نیست که براى فهم این واژه مى بایست به لغت شناسان مراجعه کرد تا از آن راه علم به معناى لغات قرآن و سنّت حاصل گردد.
غنمیت در لغت
با مراجعه به لغت معلوم مى شود که غنیمت به معناى مطلق فائده اى است که انسان به دست مى آورد و اختصاصى به غنیمت جنگى ندارد و در ذیل به ذکر کلمات برخى از لغت شناسان مى پردازیم :
خلیل فراهیدى می‌گوید :
الغنم الفوز بالشى فى غیر مشقه و الاغتنام انتهاز الغنم.
العین: ماده غنم.
غنیمت بدست آوردن چیزی است بدون سختی واغتنام به معنی استفاده از غنیمت است .
ازهرى می‌گوید :
قال اللیث : الغنم ، الفوز بالشى و الاغتنام انتهاز الغنم .
تهذیب اللغه: ماده غنم .
لیث گفته است که : غنم یعنی بدست آوردن چیزی واغتنام استفاده از غنیمت است .
ابن فارس می‌گوید:
غنم اصل صحیح واحد یدل على افاده شى لم یملک من قبل ثم یختص بما اخذ من المشرکین.
مقاییس اللغه ، ماده غنم.
غنم مصدری است که حروف اصلی آن صحیح است ( اصطلاح علم صرف) معنای آن فایده بردن از چیزی است که قبل از آن مالکش نبوده است .سپس مخصوص شد به آنچه از مشرکین گرفته می شود .
ابن منظور می‌نویسد :
الغنم الفوز بالشىء من غیر مشقه.
لسان العرب ، ماده غنم.
بدست آوردن چیزی است بدون مشقت
و…
همان گونه که از گفتار و تصریح لغت شناسان به دست آمد این که غنم در لغت معناى وسیع ترى از غنیمت جنگى دارد و به معناى مطلق فائده اى است که انسان بدون مشقت و سختى به دست آورده باشد ولى بعدها پس از نزول قرآن به خاطر جنگ هایى که پیش آمد غنیمت بیشتر در معناى اموالى استعمال شد که از مشرکان گرفته مى شد. بنابراین لفظ غنیمت در آیه بر همان معناى لغوى آن حمل مى شود مگر این که قرینه قطعى وجود داشته باشد که مقصود از آن غنیمت جنگى باشد.
غنیمت در تفاسیر اهل سنت

رشیدرضا در تفسیر المنار غنیمت به کار رفته در آیه را به معناى وسیع ذکر کرده و آن را به غنائم جنگى اختصاص نداده است ولى معتقد است باید معناى وسیع آیه فوق را به خاطر قید شرعى مقیّد به غنائم جنگى کرد .
تفسیرالمنار ، ج ۱۰ ، ص ۳٫
آلوسى نیز در تفسیر روح المعانى غنم را در اصل لغت به معناى هر گونه سود و منفعت دانسته است .
وغنم فی الأصل من الغنم بمعنى الربح
روح المعانى ، ج ۱۰ ، ص ۲٫
غنم در اصل به معنای سود به کار برده می شده است .
همان گونه که از اظهارات این مفسران معلوم شد غنیمت به کار رفته در آیه عمومیت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتى که انسان در زندگى از هر راهى به دست آورده باشد، مى شود و غنیمت در آیه اختصاصى به غنیمت جنگى ندارد؛ اما برخى از آن ها معتقد بودند که چون طبق روایات اهل سنّت غنیمت در عرف شرع در غنیمت جنگى انحصار پیدا کرده است، لازم است آن غنیمت را بر غنیمت جنگى منحصر نماییم ؛ ولى ما معتقدیم مى بایست دلالت آیه بر مطلب را مستقلاً فهمید و در نهایت اگر با روایات دیگر تعارضى داشت، تعارض را علاج کرد و بر فرض این که روایات دیگرى از اهل سنّت بر انحصار خمس در غنیمت جنگى وجود داشته باشد به حد تواتر نمى رسند و طبق مبناى مشهور اهل سنّت در اصول فقه، خبر واحد نمى تواند عموم آیه را تخصیص بزند .
خمس غنیمت در روایات اهل سنّت

روایات بسیارى از پیامبر اکرم نقل شده که به اصحاب خویش دستور به گرفتن خمس داده اند و یا هنگامى که افرادى به ایشان مراجعه مى کردند در ضمن دستورات دینى، وجوب پرداخت خمس را یادآور مى شدند در حالى که هیچ جنگ و نبردى هم در کار نبود . تا غنیمت جنگى از آن برداشت شود، در ذیل به برخى از آن روایات اشاره مى شود :
۱٫ لما و قد عبدالقیس لرسول الله فقالوا: ان بیننا و بینک المشرکین و انا لا نصل الیک الاّ فى اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنه و ندعو الیه من ورائنا. قال: آمرکم باربع و انهاکم عن اربع، آمرکم بالایمان بالله و هل تدرون ما الایمان؟ شهاده ان لااله الاّالله و اقام الصلاه و ایتاء الزکاه و تعطوا الخمس من المغنم .
صحیح البخارى ، ج ۴ ، ص ۲۵۰ و صحیح مسلم ، ج ۱ ، ص ۳۵ .
در این حدیث پیامبر از اهالى عبدالقیس نخواسته است که غنیمت هاى جنگى را پرداخت نمایند زیرا آنان از خوف مشرکین نمى توانستند نزد پیامبر بیایند بنابر این جنگى در کار نبوده تا مقصود از غنیمت در حدیث غنیمت جنگى باشد.
۲٫ بسم الله الرحمن الرحیم هذا عهد من النبى رسول الله لعمرو بن حزم حین بعثه الى الیمن، امره بتقوى الله فى أمره کله و ان یأخذ من المغانم خمس الله و ما کتب على المؤمنین من الصدقه من العقار عشر ما سقى البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقى الغرب (اى الدلوا العظیمه) .
سیره ابن هشام ، ج ۴ ، ص ۲۵۶ و فتوح البلدان ، ج ۱ ، ص ۸۱ .
۳٫ من محمد النبىّ للفجیع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاه و آتى الزکاه و اطاع الله و رسوله و اعطى من المغانم خمس الله .
الطبقات الکبرى ، ابن سعد ، ج ۱ ، ص ۲۷۰٫
۴٫ کتب لخباده الازدى وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاه وآتوا الزکاه واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبى وفارقوا المشرکین فانّ لهم ذمه الله وذمه محمدبن عبدالله .
همان، ص ۳۰۵ و ۳۰۴٫
۵ . کتب لملوک حمیر : و آتیتم الزکاه و اعطیتم من الغنائم خمس الله و سهم النبى و صفیّه و ما کتب الله على الؤمنین من الصدقه .
سیره ابن هشام ، ج ۴ ، ص ۲۵۸٫
۶٫ کتب لنبى ثعلبه بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوه و آتى الزکاه و اعطى خمس المغنم و سهم النبى و الصّفى .
اُسدالغابه، ج ۳، ص ۳۴٫
۷ . کتب الى بعض أفخاذ جهینه: من اسلم منهم و اقام الصلاه و آتى الزکاه و اطاع الله و رسوله و اعطى من الغنائم الخمس .
الطبقات الکبرى ، ج ۱ ، ص ۲۷۱ .
در این نامه هایى که پیامبر به قبائل مختلف عرب فرستاده است سه احتمال وجود دارد :
۱٫ مقصود از غنیمت اموالى بوده که آنان از طریق غارت و تاراج به دست آورده اند. این احتمال درست نیست؛ زیرا حضرت به طور صریح از غارت گرى نهى فرموده است .
قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): «ان النهبه لیست باحلّ من المیته» .
سنن ابو داود، ج ۲، ص ۱۲٫
۲٫ ممکن است مقصود غنائم جنگى باشد که مسلمانان از طریق جنگ و جهاد به دست آورده اند این احتمال نیز باطل است ؛ زیرا اولاً، جنگ و جهاد بدون اذن پیامبر جایز نبوده است و معلوم هم نیست که از حضرت اذن گرفته باشند ، خصوصاً اهالى عبدالقیس که امکان ارتباط با پیامبر را جز در ماه هاى حرام نداشتند ، علاوه بر این که پیامبر خودش غنائم جنگى را تقسیم مى کرد و معنا نداشته که پیامبر از آنان بخواهد که این تقسیم را انجام دهند .
۳٫ احتمال سوم این که مقصود از غنیمت ، کسب و تجارت باشد ؛ یعنى در همه موارد فوق پیامبر دستور داده که مردم از مازاد بر کسب و تجارت خود خمس پرداخت نمایند .
الاعتصام بالکتاب و السنه ، ص ۱۰۴٫
جالب تر از همه اینها آنچه که در بخاری است که در آن آمده در عنبر و مروارید خمس است !!! عنبر ماده ایست خوشبو که با غواصی یا شکار بعضی ماهی ها بدست می آمد وموافق قول شیعه است . حال اهل تسنن که خمس را مربوط به غنائم جنگی می دانند در کدام جنگ به مقابله با ماهی عنبر وبا قلاب ماهی گیری رفته اند خدا می داند!!!
موارد خمس در کتب اهل تسنن :

همانطور که از مبسوط سرخسی ج ۲ص۲۱۱ باب المعادن بدست می آید اهل تسنن خمس را تنها مربوط به چیزی می دانند که از جنگ بدست آید و لذا خمس در معدن را منوط به معدنی می کند که در زمین گرفته شده از کفار بدست آید مانند گنج و لذا در وجوب خمس در لؤلؤ و عنبر اشکال می کند . چون آن دو هیچ ربطی به جنگ ندارند اما ما در صحیح بخاری می بینیم که در لولو وعنبر خمس است واین نمی تواند باشد مگر طبق نظر شیعه :
وهذا لأن المعنى الذی لأجله وجب الخمس فی الکنز موجود فی المعدن فإن الذهب والفضه تحدث فی المعدن من عروق کانت موجوده حین کانت هذه الأرض فی ید أهل الحرب ثم وقعت فی ید المسلمین بإیجاف الخیل فتعلق حق مصارف الخمس بتلک العروق فیثبت فیما یحدث منها فکان هذا والکنز سواء من هذا الوجه
المبسوط للسرخسی ج۲/ص۲۱۱
این (وجوب خمس در معدن) از آن جهت است که علتی که سبب وجوب خمس در گنج شد سبب وجود آن در معدن هم می شود پس به درستیکه طلا و نقره در زمین درست می شود از رگه هایی که در زمین به هنگام تسلط کفار حربی بر آن موجود بوده است سپس با جنگ به دست مسلمانان افتاده است پس حق خمس به آن رگه ها تعلق گرفته است پس هرچه که از ان رگه ها هم بدست آید همان حکم را داردپس گنج ومعدن از این جهت یکی هستند
این کلام وی صریح است در اینکه اگر معدن در زمین مسلمانان باشد وبا جنگ از کفار بدست نیاید خمس ندارد.
ثم وجوب الخمس فیما یوجد فی الرکاز لمعنى لا یوجد ذلک المعنى فی الموجود فی البحر وهو أنه کان فی ید أهل الحرب وقع فی ید المسلمین بإیجاف الخیل والرکاب وما فی البحر لیس فی ید أحد قط لأن قهر الماء یمنع قهر غیره ولهذا قال مشایخنا لو وجد الذهب والفضه فی قعر البحر لم یجب فیهما شیء
المبسوط للسرخسی ، ج۲ ، ص۲۱۳ .
وجوب خمس در آنچه که از گنج بدست می آید به خاطر علتی است که در آنچه در دریاست یافت نمی شود . وآن علت بودن گنج است در دست کفار حربی وسپس به دست مسلمانان افتاده است با جنگ . اما آنچه که در دریاست در دست هیچ کس نبوده است چون آب مانع تسلط هیچ کس بر آن نبوده است (یعنی مورد سلطه کفار نبوده) وبه همین دلیل بزرگان ما گفته اند اگر چیزی از طلا یا نقره را در کف دریا پیدا کرد چیزی در آن نیست
این کلام نیز صریح است در این که طبق موازین عادی اهل تسنن به عنبر ولولو که از دریا می آید خمس تعلق نمی گیرد اما در صحیح بخاری می بینیم :
صحیح البخاری ج۲/ص۵۴۴ باب ما یستخرج من البحر
وَقَالَ الْحَسَنُ فِی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ
تاریخ خمس در بین شیعه :

روایات خمس در نزد شیعیان از امیر مومنان علی علیه السلام شروع می شود :
عن علی (ع):

عن علی ( علیه السلام ) قال : وأما ما جاء فی القرآن من ذکر معایش الخلق وأسبابها فقد أعلمنا سبحانه ذلک من خمسه أوجه : وجه الإماره ، ووجه العماره ، ووجه الإجاره ، ووجه التجاره ، ووجه الصدقات ، فأما وجه الإماره ، فقوله : ( واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه وللرسول ولذی القربى والیتامى والمساکین ) فجعل لله خمس الغنائم ، والخمس یخرج من أربعه وجوه : من الغنائم التی یصیبها المسلمون من المشرکین ، ومن المعادن ، ومن الکنوز ، ومن الغوص. وسائل الشیعه (آل البیت)، ج ۹، ص ۴۹۰، المحکم والمتشابه، للسیّد المرتضى، ص ۵۷٫
خمس از چهار وجه بدست می آید از غنایمی که از مشرکین گرفته می شود . از معدن از گنج واز غواصی .

[ ۱۲۵۹۱ ] ۱ – محمد بن الحسن بإسناده عن سعد ، عن یعقوب بن یزید ، عن علی بن جعفر عن الحکم بن بهلول ، عن أبی همام ، عن الحسن بن زیاد ، عن أبی عبد الله علیه السلام قال : إن رجلا أتی أمیر المؤمنین علیه السلام فقال ، یا أمیر المؤمنین إنی أصبت مالا لا أعرف حلاله من حرامه ، فقال له : أخرج الخمس من ذلک المال ، فان الله عز وجل قد رضی من المال بالخمس ، واجتنب ما کان صاحبه یعلم .
شخصی نزد امیر مومنان آمد وگفت من مالب بدست آورده ام که حلال آن را از حرامش نمی دانم .پس حضرت فرمودند خمس آن مال را بده پس بدرستیکه خداوند از این مال به خمسش راضی است اما مقداری را که صاحب آن را می دانی از آن پرهیز کن ( وبه صاحبش برگردان)
[ ۱۲۵۹۳ ] ۳ – محمد بن علی بن الحسین قال : جاء رجل إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال : یا أمیر المؤمنین أصبت مالا أغمضت فیه ، أفلی توبه ؟ قال : ائتنی بخمسه فأتاه بخمسه ، فقال : هو لک إن الرجل إذا تاب تاب ماله معه .
وسائل الشیعه (آل البیت) – الحر العاملی – ج ۹ – ص ۵۰۵ – ۵۰۶
شخصی نزد امیر مومنان آمد وگفت مالی بدست آورده ام که چشمم را بر روی آن بسته بودم (یعنی توجه به حلال وحرام آن نداشتم) آیا راهی برای توبه دارم حضرت فرمودند خمس آن را به من بده پس شخص خمس را آورد . پس گفت آن برای تو باشد ( خمس را به خود وی بخشیدند) .پس بدرستیکه شخص وقتی توبه کند مالش هم پاک می شود
پس می بینیم که حتی امیر مومنان هم خمس را مخالف با نظر اهل تسنن تفسیر کرده اند .
خلاصه مطالب :

خمس حتی از زمان امیر مومنان طبق نظر شیعه ترجمه می شده است .
علت اختلاف اهل تسنن وجود روایاتی است که ادعا دارند خمس را فقط در جنگ واجب کرده است اما آن روایات دلالت بر مقصودشان نداشته وحتی در بعضی مخالف مقصودشان است .
جمع بین نماز ظهر و عصر وبین مغرب وعشاء
جواب سوال آخر : سه وقت نماز خواندن جزو مطالبی است که خود رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بدان عمل نموده اند . وآن را جزو راحتی هایی می دانند که خداوند برای امت ایشان قرار داده است .
حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ یَحْیَى قَالَ قَرَأْتُ عَلَى مَالِکٍ عَنْ أَبِی الزُّبَیْرِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِیعًا وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ جَمِیعًا فِی غَیْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ
صحیح مسلم ، ج۱ ، ص۴۸۹ ، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر
رسول خدا نماز ظهر وعصر را باهم خواندند ومغرب وعشاء را باهم ونه ترسی بود ( جنگی) ونه سفری
و حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یُونُسَ وَعَوْنُ بْنُ سَلَّامٍ جَمِیعًا عَنْ زُهَیْرٍ قَالَ ابْنُ یُونُسَ حَدَّثَنَا زُهَیْرٌ حَدَّثَنَا أَبُو الزُّبَیْرِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ
قَالَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِیعًا بِالْمَدِینَهِ فِی غَیْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ
قَالَ أَبُو الزُّبَیْرِ فَسَأَلْتُ سَعِیدًا لِمَ فَعَلَ ذَلِکَ فَقَالَ سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ کَمَا سَأَلْتَنِی فَقَالَ أَرَادَ أَنْ لَا یُحْرِجَ أَحَدًا مِنْ أُمَّتِهِ .
همان .
رسول خدا نماز ظهر و عصر را در مدینه باهم خواندند که نه ترسی بود و نه سفری پس ابو الزبیر می گوید پرسیدم از سعید که چر ا اینطور فرمودند . او گفت از ابن عباس همین را سوال کردم پس او گفت : می خواست که بر کسی از امتش سخت نگیرد . و…

منبع: www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط