صفحه اصلی » تمدن اسلامی » دولت سازی » گام سوّم تشکیل دولت اسلامی
منتشر شده در ۰۲ فروردین ۱۳۹۳ | دسته : دولت سازی

گام سوّم تشکیل دولت اسلامی

اندازه قلم

* این مرحله سوم است که از آن تعبیر به ایجاد دولت اسلامى مى¬ کنیم. نظام اسلامى قبلاً آمده، اکنون دولت باید اسلامى شود. دولت به معناى عام، نه به معناى هیأت وزرا؛ یعنى قواى سه‌گانه، مسؤولان کشور، رهبرى و همه.(۱۲/۹/۷۹) 
* قدم بعدى- که از اینها دشوارتر است- ایجاد دولت اسلامى است. دولت نه به معناى هیأت وزیران؛ یعنى مجموعه‌ى کارگزاران حکومت؛ یعنى من و شما. ما باید به معناى واقعى کلمه، در درون این نظامِ اسلامى، اسلامى شویم. این مشکلتر از مراحل قبلى است. 
* بعد از آن که نظام اسلامى پیش آمد، نوبت به تشکیل دولت اسلامى به معناى حقیقى مى‌رسد؛ یا به تعبیر روشن¬ تر، تشکیل منش و روش دولتمردان- یعنى ماها- به گونه اسلامى؛ چون این در وهله¬ ى اول فراهم نیست؛ بتدریج و با تلاش باید به وجود آید. مسؤولان و دولتمردان باید خودشان را با ضوابط و شرایطى که متعلق به یک مسؤول دولت اسلامى است، تطبیق کنند. یا چنان افرادى- اگر هستند- سر کار بیایند؛ یا اگر ناقصند، خودشان را به سمت کمال در آن جهت حرکت دهند و پیش ببرند.(۲۱/۹/۸۰)
* براى این‏که آن مقصود- یعنى کشور اسلامى- به طور کامل محقق شود، احتیاج است که دستگاه حاکمه‏ کشور در عمل خود، در سازماندهى خود و در چگونگى رفتار خود، به طور کامل اسلامى عمل کند؛ که من چند سال قبل عرض کردم که مرحله‏ ى بعد از نظام اسلامى، دولت اسلامى است. 
* در این راه هم حرکت کردیم. مسؤولان مؤمنى، وزراى خوبى، نمایندگان خوبى، رؤساى جمهور با ایمانى، یکى پس از دیگرى امور کشور را بر عهده گرفتند؛ اما دولت اسلامى‏ که بتواند مقاصدى را که ملت ایران و انقلاب عظیم آنها داشت، تأمین کند، دولتى است که در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه‏ خوارى نباشد، کم‏کارى نباشد، بى‏ اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى‏ گرى نباشد، حیف و میل بیت‏ المال نباشد، و دیگر چیزهایى که در یک دولت اسلامى لازم است. در تعالیم امیرالمؤمنین(ع) در نهج ‏البلاغه، همه‏ ى اینها وجود دارد. 
* نگویند اینها مربوط به هزار و چهارصد سال قبل است. این حرفهاى تکرارى و شبهه‏ هاى صدها بار رد شده را بعضى‏ ها باز تکرار مى‏ کنند. حقایق بشرى و اصالت¬ هاى بشرى با گذشت زمان تغییر پیدا نمى‏ کنند. انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا پایان دنیا، همیشه عدالت را دوست داشته‏ اند و به عدالت نیازمند بوده ‏اند؛ این تغییر پیدا نمى‏ کند. انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا آخر دنیا به مسؤولانى که نسبت به آنها وفادار باشند، در خدمت آنها باشند و براى آنها صادقانه عمل کنند، احتیاج دارند؛ اینها که تغییرپذیر نیست. درس امیرالمؤمنین(ع) در نهج‏ البلاغه ناظر به این چیزهاست. این اصالت¬ها و این ثوابتِ حیات بشرى در طول تاریخ را امیرالمؤمنین(ع) بیان مى‏ کند؛ ما آنها را مى‏ خواهیم؛ والّا ما که نمى‏ گوییم اگر خواستیم از این شهر به آن شهر برویم، مثل زمان امیرالمؤمنین(ع) برویم؛ نه، حالا با هواپیما بروید، ممکن است ده سال دیگر با یک وسیله‏ ى بسیار تندروتر از هواپیما حرکت کنید. آن روز، نامه مى‏ فرستادند، که دو ماه در راه بود؛ امروز شما با اینترنت لحظه به لحظه با آن طرف دنیا حرف مى‏ زنید. اینها متغیرات است، اما عدالت و صلاح مسؤولان همیشه لازم است؛ حیف و میل نکردن اموال مردم که دست من و امثال من است، همیشه لازم است؛ این‏که تغییرپذیر نیست.(۲۸/۵/۸۴) 
* این نظام اسلامى فقط شکل نیست؛ محتوایى دارد؛ یعنى کارهایى باید در واقعیت زندگى مردم انجام بگیرد. تحقق این واقعیت‏ها در زندگى مردم، مردان و عناصر مؤمن و معتقد به خودش را- که داراى صفات و خصوصیات لازم هم باشند- مى‏طلبد؛ این مى‏ شود دولت اسلامى. 
* دولت اسلامى شامل همه‏ ى کارگزاران نظام اسلامى است؛ نه فقط قوه‏ ى مجریه؛ یعنى حکومت گران و خدمتگزاران عمومى. اینها باید جهت¬گیرى‏ ها و رفتار اجتماعى و رفتار فردىِ خود و رابطه ‏شان با مردم را با معیارهاى اسلامى تطبیق دهند تا بتوانند به آن اهداف برسند. بعد هم باید آن جهت¬گیرى‏ ها را در مدّ نگاه خودشان قرار دهند و به¬ سرعت به سمت آن جهت¬گیرى‏ ها حرکت کنند؛ این مى‏شود دولت اسلامى.
* از همان اوان کار، تلاش براى تشکیل دولت اسلامى شروع شد. بعضى‏ ها می گویند شما بعد از ۲۷ سال مى‏ خواهید دولت اسلامى تشکیل دهید؟ نه، تلاش و اقدام براى تشکیل دولت اسلامى از روز اول شروع شد؛ منتها افت و خیز داشته؛ پیشرفت و عقب¬گرد داشته؛ در جاهایى موفق بودیم، در برهه یى موفق نبودیم. بعضى از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضى از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضى از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم؛ دلبسته‏ى به رفتارهاى طاغوتى شدیم.
* اسم ما که دولت اسلامى باشد، کافى نیست؛ والّا قبل از ما چند دولت جمهورى اسلامىِ دیگر در منطقه‏ى ما و آفریقا و جاهاى دیگر وجود داشته و الان هم هست. قبل از انقلاب، در جایى دولتى تشکیل شد که ما شوخى مى‏کردیم و مى‏گفتیم جمهورى اسلامى امریکایىِ فلان جا! آن دولت با نام جمهورى اسلامى هم بود. بنابراین اسم ما دولت اسلامى باشد، کافى نیست؛ باید عمل و جهت¬گیرى ما اسلامى باشد. اگر در اینها اختلال پیدا شد، حرکت مستمر و مداوم و پوینده‏یى که لازم است تا دولت اسلامى به صورت کامل شکل بگیرد، دچار نُکث مى‏شود و طبعاً کار عقب مى‏افتد. 
* البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد؛ ان‏شاءاللَّه. خوشا به حال کسانى که آن روز را درک مى‏کنند. همه‏ى ما انسانهاى ناقصى هستیم. ما به قدر توان و تلاشِ خود مى‏خواهیم مجموعه‏ى کارگزاران حکومت را- که خودمان هم جزو آنها هستیم- به نقطه‏یى برسانیم که با نصاب جمهورى اسلامى تطبیق کند. ما مى‏خواهیم خود را به حد نصاب نزدیک کنیم. اگر دولتى مى‏آید و مى‏گوید هدفم این است که این را تحقق ببخشم، خیلى چیز مبارک و خوبى است. (۸/۶/۸۴) 
* ما مسؤولان باید خود را بسازیم؛ مرتّب با خود کلنجار برویم؛ یکدیگر را به حق وصیت کنیم؛ یکدیگر را ارشاد کنیم؛ مثل آینه‌اى در مقابل یکدیگر، عیوبمان را صادقانه به هم نشان دهیم؛ بنا را بر رفع عیب بگذاریم و خود را روزبه‌روز بهتر کنیم. هر کس هم که جدیداً مسؤولیت را بر عهده مى‌گیرد، با این نیّت و با این هدف مسؤولیت را قبول کند که مى‌خواهد براى خدمت به مردم، یک انسان صالح شود. آن‌وقت مى‌شود تشکیل دولت اسلامى. قواى مقنّنه و قضایّیه و مجریّه و مسؤولان گوناگون ما باید بتوانند تا حدّ قابل قبولى خود را با این قالبها و معیارهاى دینى و اخلاقىِ اسلامى تطبیق دهند. این مرحله‌ى سوم است؛ ما الان در این مرحله قرار گرفته‌ایم و باید دائم تلاش ما این باشد. اگر نماینده‌ى مجلسیم، اگر عضو دولتیم، اگر از مسؤولان قضایى هستیم، اگر روحانى هستیم، هر کجا قرار داریم، اوّلین و مهمترین وظیفه را اصلاح کار خود بدانیم؛ چون اصلاح شخص ما، صرفاً اصلاح شخص نیست؛ ما منشأ اثریم و یک کلمه حرف و یک امضاء و یک تصمیم‌گیرى من و شما در جامعه تأثیر مى‌گذارد. ما اگر خود را اصلاح کردیم، جامعه را اصلاح کرده‌ایم. دوره‌ى پیش از انقلاب گذشت که بعضى کسان فقط به خود مى‌پرداختند. ما آن وقت به آنها ایراد مى‌گرفتیم که به فکر جامعه و مردم هم باشید. گفت:
آن یک گلیم خویش به در مى‌بَرد ز موج * وین سعى مى‌کند که بگیرد غریق را
مى‌گفتیم به فکر غریق ها هم باشید؛ فقط به فکر نجات خودتان نباشید. الان آن زمان نیست؛ حالا من و شما اگر به فکر خودمان باشیم، به طور طبیعى غریقها را نجات داده‌ایم. اگر ما خود را اصلاح کنیم، جامعه اصلاح شده است. پس تشکیل دولت اسلامى، مرحله‌ى سوم است. (۲۱/۹/۸۰)
* ما در کدام مرحله‌ایم؟ ما در مرحله‌ سومیم؛ ما هنوز به کشور اسلامى نرسیده‌ایم. هیچ کس نمى‌تواند ادّعا کند که کشور ما اسلامى است. ما یک نظام اسلامى را طرّاحى و پایه‌ریزى کردیم- «ما»، یعنى همانهایى که کردند- و الان یک نظام اسلامى داریم که اصولش هم مشخّص و مبناى حکومت در آن‌جا معلوم است. مشخّص است که مسؤولان چگونه باید باشند. قواى سه‌گانه وظایفشان معیّن است. وظایفى که دولتها دارند، مشخّص و معلوم است؛ اما نمى‌توانیم ادّعا کنیم که ما یک دولت اسلامى هستیم؛ ما کم داریم. ما باید خودمان را بسازیم و پیش ببریم. ما باید خودمان را تربیت کنیم. 
* البته اگر در رأس کار یک امام معصوم مثل امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام باشد که قولش، فعلش و منشش الگوست، کار براى کارگزاران نظام آسانتر است؛ چون نسخه کامل را در اختیار دارند و در همه چیزش هدایت هست. وقتى آدمى مثل من در رأس کار باشد، البته کارِ کارگزاران مشکلتر است؛ ولى ثوابشان هم بیشتر است. اگر توانستند در این راه حرکت کنند، اجر الهى‌شان بیشتر خواهد شد. 
* هر کدام از شما تلاش کنید که براى این مسؤولیت ¬ها خودتان را با الگوى اسلامى منطبق سازید؛ یعنى دین¬تان، تقوایتان، رعایت¬تان نسبت به حال مردم، رعایت¬تان نسبت به شرع، رعایت¬تان نسبت به بیت‌المال، اجتناب¬تان از خودخواهی¬ها و خودپرستی¬ها و رفیق‌بازی¬ها و قوم‌وخویش‌پرستی¬ها و اجتناب¬تان از تنبلى و بیکارگى و بى‌عملى و هوى‌ و هوس و این چیزها، مطابق با الگوى اسلام باشد. هر کدام از شما بتوانید در این زمینه‌ها کار خودتان را بکنید و پیش بروید و خودتان را بسازید، البته ثواب شما از آن کسى که در زمان امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام این کار را مى‌کرد، یقیناً بیشتر است؛ چون او به امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام نگاه مى‌کرد و آن حضرت الگوى کامل بود؛ اما شما چنین کسى را ندارید که آن‌طور به او نگاه کنید و برایتان الگو باشد؛ لیکن ضوابط در دست همه ما هست و امروز همه‌مان وظیفه داریم.(۱۲/۹/۷۹)
* ما امروز در مرحله‏ى دولت اسلامى و کشور اسلامى قرار داریم؛ باید دولت اسلامى را ایجاد کنیم. امروز دولت ما – یعنى مسؤولان قوه‏ى مجریه، قوه‏ى قضاییه، قوه‏ى مقننه، که مجموع اینها دولت اسلامى است- سهم خوبى از حقایق اسلامى و ارزشهاى اسلامى را دارد؛ اما کافى نیست؛ اولش خود من. 
* باید بیشتر به سمت اسلامى¬شدن، مسلمان¬ شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگی کردن برویم. باید به سمت زندگى علوى(ع) برویم. رفتن به سمت زندگى علوى(ع) معنایش این نیست که اگر آن روز لُنگ مى‏بستند و راه می رفتند، امروز هم لُنگ ببندیم و راه برویم؛ نه، امروز دنیا پیشرفته است. باید روح زندگى علوى(ع)- یعنى عدالت، تقوا، پارسایى، پاکدامنى، بى‏پروایىِ در راه خدا و میل و شوق به مجاهدتِ در راه خدا- را در خودمان زنده کنیم؛ باید به سمت اینها برویم؛ این اساسِ کار ماست. 
* و به شما عرض کنم، در آن صورت کارآمدى جمهورى اسلامى هم مضاعف خواهد شد؛ چون مشکل اساسى‏یى که ممکن است براى نظام اسلامى پیش بیاید، کارآمدى در نگاه جهانى است؛ بگویند آیا توانستند این کار را بکنند، توانستند آن کار را بکنند؟ اگر ما قدم‏به‏قدم تحول درونى خود را جدى بگیریم و پیش ببریم و پایبندى خود را به ارزشها و اصولِ خود عملاً نشان دهیم، کارایى و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد. البته دشمنان نمى‏خواهند؛ جنجال و هیاهو مى‏کنند؛ اهمیتى هم ندارد.(۸/۶/۸۳) 
* اگر دولت ما اسلامى شد، آن وقت کشورمان اسلامى خواهد شد. اگر من و شما در معاشرت¬مان، در رفتارمان، در طلب مال¬مان، در مجاهدت¬مان، نتوانستیم خود را به حدّ نصاب برسانیم، از آن دانشجو، از آن جوان بازارى، از آن عنصر در رده‏هاى پایین دولتى، از آن کارگر، از آن روستایى، از آن شهرى چه توقعى مى‏توانیم داشته باشیم که اسلامى عمل کنند؟ چرا مردم را بیخود ملامت مى‏کنیم؟ نباید ملامت کنیم. اگر کمبودى هست، خودمان را باید ملامت کنیم؛ «لوموا انفسکم».
* اول، ما اسلامى مى‏شویم؛ وقتى اسلامى شدیم، «کونوا دعاه النّاس بغیر السنتکم»؛آن وقت عملِ ما مردم را مسلمان واقعى خواهد کرد و کشور، اسلامى خواهد شد؛ هم احکام و مقررات اسلامى است، هم اجرا اسلامى است، هم دولتمردان اسلامى‏اند، هم مردم به تبع حال و به تبع دولتمردان از لحاظ اخلاقى اسلامى خواهند شد. البته شیطان نمى‏میرد؛ شیطان زنده است. همیشه عده‏یى، جریانى، مجموعه‏هایى هستند که تسلیم شیطان بشوند؛ اما شکل کلى، اسلامى خواهد شد.(۸/۶/۸۴) 
* معناى شعار دولت اسلامى این است که ما مى‏خواهیم اعمال فردى، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان، و رفتار با نظام¬هاى بین‏المللى و نظام سلطه‏ى امروز جهانى را به معیارها و ضوابط اسلامى نزدیک¬تر کنیم. این شعار، بسیار باارزش است؛ ان‏شاءاللَّه به این شعار پایبند بمانید و این تلاش را جدى‏تر، بى‏آسیب‏تر و واقعى‏تر کنید؛ چون گامى بلند خواهد بود در راه رسیدن به آن هدفها؛ و همان‏طور که عرض کردم، رسیدن به آن هدف¬ها، مردان خودش را مى‏خواهد. … یعنى کسان و عناصر و کارگزارانِ خودش را مى‏خواهد. به قول شاعر، آن دو صد من استخوان را داشته باشند، تا بتوانند این صد من بار را بردارند.(۸/۶/۸۴) 
= تکالیف در مرحله سوم(تشکیل دولت اسلامی):
*بیشترین حجم سخنان معظم له، مربوط به مرحله سوم است.
* الآن هم در مرحله اسلامی¬کردن دولت(تشکیل دولت اسلامی) هستیم و باید تمرکز کار و فعالیت¬ها، برای تحقق شایسته این مرحله باشد.
* بیشترین دغدغه و توصیه¬های آقا در این مرحله، خودسازی دولتمردان است. 
الف)کلیات:
* نظام اسلامى قبلاً آمده، اکنون دولت باید اسلامى شود. 
* تلاش و اقدام براى تشکیل دولت اسلامى از روز اول شروع شد؛ منتها افت و خیز داشته؛ پیشرفت و عقب¬گرد داشته؛ در جاهایى موفق بودیم، در برهه‏یى موفق نبودیم. بعضى از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضى از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضى از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم؛ دلبسته‏ى به رفتارهاى طاغوتى شدیم. 
* هیچ کس نمى‌تواند ادّعا کند که کشور ما اسلامى است. نمى‌توانیم ادّعا کنیم که ما یک دولت اسلامى هستیم؛ 
* اگر دولت ما اسلامى شد، آن وقت کشورمان اسلامى خواهد شد. 
ب)معنای دولت اسلامی:
* دولت اسلامى یعنی تشکیل منش و روش دولتمردان- یعنى ماها- به گونه اسلامى. 
* اسم ما دولت اسلامى باشد، کافى نیست؛ باید عمل و جهت¬گیرى ما اسلامى باشد. اگر در اینها اختلال پیدا شد، حرکت مستمر و مداوم و پوینده‏یى که لازم است تا دولت اسلامى به صورت کامل شکل بگیرد، دچار نُکث مى‏شود و طبعاً کار عقب مى‏افتد. 
ü معناى شعار دولت اسلامى این است که ما مى‏خواهیم اعمال فردى، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان، و رفتار با نظام¬هاى بین‏المللى و نظام سلطه‏ى امروز جهانى را به معیارها و ضوابط اسلامى نزدیک¬تر کنیم. 
ج)چگونگی دستیابی و تحقق:
* چون این در وهله¬ى اول فراهم نیست؛ بتدریج و با تلاش باید به وجود آید. 
* براى این‏که آن مقصود- یعنى کشور اسلامى- به طور کامل محقق شود، احتیاج است که دستگاه حاکمه‏ى کشور در عمل خود، در سازماندهى خود و در چگونگى رفتار خود، به طور کامل اسلامى عمل کند. 
* بعد هم باید آن جهت¬گیرى‏ها را در مدّ نگاه خودشان قرار دهند و به¬سرعت به سمت آن جهت¬گیرى‏ها حرکت کنند؛ این مى‏شود دولت اسلامى.
د)ویژگی¬های دولت اسلامی:
* دولت اسلامى‏یى که بتواند مقاصدى را که ملت ایران و انقلاب عظیم آنها داشت تأمین کند، دولتى است که در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه‏خوارى نباشد، کم‏کارى نباشد، بى‏اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى‏گرى نباشد، حیف و میل بیت‏المال نباشد، و دیگر چیزهایى که در یک دولت اسلامى لازم است. 
* این اصالت¬ها و این ثوابتِ حیات بشرى در طول تاریخ را امیرالمؤمنین(ع) بیان مى‏کند؛ ما آنها را مى‏خواهیم؛ عدالت و صلاح مسؤولان همیشه لازم است؛ حیف و میل نکردن اموال مردم که دست من و امثال من است، همیشه لازم است؛ این‏که تغییرپذیر نیست. 
* این نظام اسلامى فقط شکل نیست؛ محتوایى دارد؛ یعنى کارهایى باید در واقعیت زندگى مردم انجام بگیرد. 
* باید به سمت زندگى علوى(ع) برویم. … باید روح زندگى علوى(ع)- یعنى عدالت، تقوا، پارسایى، پاکدامنى، بى‏پروایىِ در راه خدا و میل و شوق به مجاهدتِ در راه خدا- را در خودمان زنده کنیم؛ باید به سمت اینها برویم؛ این اساسِ کار ماست. 
* در آن صورت کارآمدى جمهورى اسلامى هم مضاعف خواهد شد؛ چون مشکل اساسى‏یى که ممکن است براى نظام اسلامى پیش بیاید، کارآمدى در نگاه جهانى است؛ بگویند آیا توانستند این کار را بکنند، توانستند آن کار را بکنند؟ اگر ما قدم‏به‏قدم تحول درونى خود را جدى بگیریم و پیش ببریم و پایبندى خود را به ارزشها و اصولِ خود عملاً نشان دهیم، کارایى و توفیقات ما هم بیشتر خواهد شد. 
* قواى مقنّنه و قضایّیه و مجریّه و مسؤولان گوناگون ما باید بتوانند تا حدّ قابل قبولى خود را با این قالبها و معیارهاى دینى و اخلاقىِ اسلامى تطبیق دهند. 
هـ)صفات و تکالیف کارگزاران:
۱) تحقق این واقعیت‏ها در زندگى مردم، مردان و عناصر مؤمن و معتقد به خودش را- که داراى صفات و خصوصیات لازم هم باشند- مى‏طلبد؛ این مى‏شود دولت اسلامى. 
۲) رسیدن به آن هدف¬ها، مردان خودش را مى‏خواهد. … یعنى کسان و عناصر و کارگزارانِ خودش را مى‏خواهد. به قول شاعر، آن دو صد من استخوان را داشته باشند، تا بتوانند این صد من بار را بردارند.
۳) مجموعه‌ى کارگزاران حکومت؛ یعنى من و شما. ما باید به معناى واقعى کلمه، در درون این نظامِ اسلامى، اسلامى شویم. 
۴) حکومتگران و خدمتگزاران عمومى، اینها باید جهت¬گیرى‏ها و رفتار اجتماعى و رفتار فردىِ خود و رابطه‏شان با مردم را با معیارهاى اسلامى تطبیق دهند تا بتوانند به آن اهداف برسند. 
۵) مسؤولان و دولتمردان باید خودشان را با ضوابط و شرایطى که متعلق به یک مسؤول دولت اسلامى است، تطبیق کنند. 
۶) یا چنان افرادى- اگر هستند- سر کار بیایند؛ 
۷) یا اگر ناقصند، خودشان را به سمت کمال در آن جهت حرکت دهند و پیش ببرند.
۸) هر کس هم که جدیداً مسؤولیت را بر عهده مى‌گیرد، با این نیّت و با این هدف مسؤولیت را قبول کند که مى‌خواهد براى خدمت به مردم، یک انسان صالح شود. آن‌وقت مى‌شود تشکیل دولت اسلامى. 
۹) اول، ما اسلامى مى‏شویم؛ وقتى اسلامى شدیم، «کونوا دعاه النّاس بغیر السنتکم»؛آن وقت عملِ ما مردم را مسلمان واقعى خواهد کرد و کشور، اسلامى خواهد شد؛ هم احکام و مقررات اسلامى است، هم اجرا اسلامى است، هم دولتمردان اسلامى‏اند، هم مردم به تبع حال و به تبع دولتمردان از لحاظ اخلاقى اسلامى خواهند شد. 
۱۰) هر کدام از شما تلاش کنید که براى این مسؤولیت¬ها خودتان را با الگوى اسلامى منطبق سازید؛ یعنى دین¬تان، تقوایتان، رعایت¬تان نسبت به حال مردم، رعایت¬تان نسبت به شرع، رعایت¬تان نسبت به بیت‌المال، اجتناب¬تان از خودخواهی¬ها و خودپرستی¬ها و رفیق‌بازی¬ها و قوم‌وخویش‌پرستی¬ها و اجتناب¬تان از تنبلى و بیکارگى و بى‌عملى و هوى‌ و هوس و این چیزها، مطابق با الگوى اسلام باشد. هر کدام از شما بتوانید در این زمینه‌ها کار خودتان را بکنید و پیش بروید و خودتان را بسازید، باید بیشتر به سمت اسلامى¬شدن، مسلمان¬شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگى¬کردن برویم. 
۱۱) اگر ما خود را اصلاح کنیم، جامعه اصلاح شده است. ما هنوز به کشور اسلامى نرسیده‌ایم. 
۱۲) ما کم داریم. ما باید خودمان را بسازیم و پیش ببریم. ما باید خودمان را تربیت کنیم. 
۱۳) ما مسؤولان باید خود را بسازیم؛ مرتّب با خود کلنجار برویم؛ یکدیگر را به حق وصیت کنیم؛ یکدیگر را ارشاد کنیم؛ مثل آینه‌اى در مقابل یکدیگر، عیوب¬مان را صادقانه به هم نشان دهیم؛ بنا را بر رفع عیب بگذاریم و خود را روزبه‌روز بهتر کنیم. 
۱۴) همه‏ى ما انسانهاى ناقصى هستیم. ما به قدر توان و تلاشِ خود مى‏خواهیم مجموعه‏ى کارگزاران حکومت را- که خودمان هم جزو آنها هستیم- به نقطه‏یى برسانیم که با نصاب جمهورى اسلامى تطبیق کند. ما مى‏خواهیم خود را به حد نصاب نزدیک کنیم. 
۱۵) اگر من و شما در معاشرت¬مان، در رفتارمان، در طلب مال¬مان، در مجاهدت¬مان، نتوانستیم خود را به حدّ نصاب برسانیم، از آن دانشجو، از آن جوان بازارى، از آن عنصر در رده‏هاى پایین دولتى، از آن کارگر، از آن روستایى، از آن شهرى چه توقعى مى‏توانیم داشته باشیم که اسلامى عمل کنند؟ چرا مردم را بی¬خود ملامت مى‏کنیم؟ نباید ملامت کنیم. اگر کمبودى هست، خودمان را باید ملامت کنیم؛ «لوموا انفسکم».
۱۶) اگر نماینده‌ى مجلسیم، اگر عضو دولتیم، اگر از مسؤولان قضایى هستیم، اگر روحانى هستیم، هر کجا قرار داریم، اوّلین و مهم¬ترین وظیفه را اصلاح کار خود بدانیم؛ چون اصلاح شخص ما، صرفاً اصلاح شخص نیست؛ ما منشأ اثریم و یک کلمه حرف و یک امضاء و یک تصمیم‌گیرى من و شما در جامعه تأثیر مى‌گذارد. ما اگر خود را اصلاح کردیم، جامعه را اصلاح کرده‌ایم. دوره‌ى پیش از انقلاب گذشت که بعضى کسان فقط به خود مى‌پرداختند. ما آن وقت به آنها ایراد مى‌گرفتیم که به فکر جامعه و مردم هم باشید. گفت:
آن یک گلیم خویش به در مى‌بَرد ز موج * وین سعى مى‌کند که بگیرد غریق را
مى‌گفتیم به فکر غریق¬ها هم باشید؛ فقط به فکر نجات خودتان نباشید. الان آن زمان نیست؛ حالا من و شما اگر به فکر خودمان باشیم، به طور طبیعى غریق¬ها را نجات داده‌ایم. 
و)در انتظار رؤیت خورشید:
دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد؛ ان‏شاءاللَّه. خوشا به حال کسانى که آن روز را درک مى‏کنند. 
 
مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *