صفحه اصلی » مقالات » ولایت فقیه » ‌ ‌‌‌مـیرزای‌ نائینی و ولایت فقیه
منتشر شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ | دسته : ولایت فقیه

‌ ‌‌‌مـیرزای‌ نائینی و ولایت فقیه

مصطفی غفاری

دانشجوی دکتری جـامعه‌شناسی‌ سـیاسی‌

*بـررسی‌ نظرات میرزای نائینی به عنوان مجتهدیکه هم عصر و هم مکتب آخوند خراسانی بوده است،بـرای‌ بهتر فهمیدن فضای فکری آن عصر و مکتبکمک شایانی می‌کند.نوشتار زیر سعی دارد‌ نکاتی کـه میرزای نائینی‌ در‌ کتاب«تـنبیه الامـهو تنزیه المله»پیرامون موضوع ولایت فقیه آورده است را با دسته‌بندی جدیدی ارائه نماید.

نگاه مرحوم میرزای نائینی به ولایت فقیه را درجای جای کتاب وی«تنبیه الامه‌ و تنزیه المله»می‌توان یافت.و این یافته‌ها را می‌توان چـنین سامان‌دهی کرد:

 

قصد و عدم وقوع
نائینی در مقدمه کتاب خود به صراحت بیان کرده است که در تشریح اندیشۀ سیاسی شیعه در عصر غیبت،ابتدا‌ دو‌ فصل از این اثر را به بیان و تبیین ولایت فقه ا اختصاص داد،اما بعدبه دلایـلی از آن صـرف‌نظر کرد؛«اول شروع درنوشتن این رساله،علاوه بر همین فصول خمسه،دو فصل‌ دیگر‌ هم در اثبات نیابت فقها و عدول عصر غیبت در اقامۀ وظایف راجع به سیاست امور امت و فروع مرتبه بر وجوه و کیفیات آنـ مرتب کـردم…مباحث علمیه که در آن تعرض شده بود با‌ این‌ رساله که باید عوام هم منتفع شوند،بی‌مناسبت بود؛و لهذا هر دو فصل رااسقاط کردم».(ص ۲۰۸).بنابراین هرچند که این مقوله از سنخ«قصد و عدم وقوع»بـاشداست،روشـن می‌کند که بنیان‌ اندیشۀ‌ سیاسی نائینی‌ چیست.

 

استدلال‌ها
نائینی هرگاه به‌ بنیادهای‌ فکر‌ سیاسی اشاره کرده،این موضوع را نیز بیان نموده است که از نگاه شیعیان،در عصر غیبت امام معموم،وظایف و اخـتیارات نـوعی او‌ در‌ حـوزۀ‌ عمومی به فقهای واجد شرایط انـتقال مـی‌یابد؛

بـرای نمونه‌ می‌گوید‌:«بنابر اصول ما طایفه امامیه که این‌گونه امورنوعیه و سیاست امور امت را ازوظایف نواب عام عصر غیبت علی مغیبه السلام می‌دانیم‌…»(ص ۷۵‌).هـمچنین‌ هـنگامی کـه خواسته است مشروطه راتوجیه کند،ابتدا به بیاناصل حـق‌ حـاکمیت در عصر غیبت ازنگاه شیعه اشاره کرده و گفته است که این حاکمیت که باید در دست فقیه باشد،اما چون این حقاین حق هم‌اکنون از فقهاگرفته شده‌ است‌ و در‌ این زمـانه بـازپس‌گیری آن نـیزممکن نیست،می‌توان به مشروطه رضایت داد‌ تااستیلای‌ جور،تحدید شود:«در ایـن عصر غیبت،که دست امت از دامان عصمت کوتاه و مقامولایت و نیابت‌ نواب‌ عام‌ در اقامۀ وظایف مذکورههم مغصوب و انتزاعش غـیر مـقدور اسـت…»(ص۹۴).به همین‌ نسبت‌،هنگامی‌ که نائینی درتوجیه مشروطه قلم زده،به لزوم امـضا و تـجویزفقیه مأذون برای ولایت،اشاره‌ کرده‌ که‌ برای مشروعیت تحدید قدرت نیز لازم است.روشن است که برای نفوذ اذن فـقیه،بـاید او‌ را‌ اولی بـهتصرف و صاحب حق ولایت دانست:«و با صدوراذن عمن له الإذن،لباس مشروعیت‌ هم‌ تواندپوشید‌ و از اغـتصاب و ظـلم بـه مقام امامت و ولایتهم به وسیلۀ اذن مذکور خارج تواند شد‌؛و مانندمتنجس‌ بالعرض است که بـه وسـیلۀ هـمین اذن قابل تطهیر تواند بود…»(ص ۱۰۹).

نائینی شبهات‌ وارد‌ بر‌ مشروعیت مشروطه را نیز با همین ادبیات پاسخ گفته اسـت:«و بـا امضاو اذن عمن له ولایه الإمضاءو‌ الإذن‌ چنانچه مشروحاگذشت،تمام جهات صحت ومشرعیت مجمتع و شـبهات واشـکالات مـندفع…»(ص ۱۶۹).جای‌ دیگری‌ که میرزای‌ نائینی به ولایت فقهااشاره کرده،بحث از لزوم نیابت فقها در امور حسبیه است،بـا ایـن‌ ملاحظه‌ که‌ وی دایرۀ امور حسبه را بسیاروسیع در نظر گرفته و گفته است:«از‌ جمله قطعیات‌ مذهب مـا طـایفۀ امـامیه این است که دراین عصر غیبت علی مغیبه السلام آنچه از ولایات نوعیه‌ را‌ که عدم رضای شـارع مـقدس به اهمالآن حتی در این زمینه معلوم‌ باشد‌،وظایف حسبیه نامیده و نیابت فقهای عـصر غـیبت رادر‌ آنـ‌ قدر‌ متیقن و ثابت دانستیم،حتی با عدم ثبوت نیابت‌ عامه‌ در جمیع مناصب.و چون عدم رضای شارع مـقدس بـه اخـتلاف نظام و ذهاب بیضۀ اسلام،بلکه‌ اهمیت‌ وظایف راجع به حفظ و نظم‌ ممالک‌ اسـلامیه از‌ تـمام‌ امور‌ حسبیه اوضح قطعیات است،لهذا ثبوت نیابت‌ فقها‌ و نواب عام عصر غیبت در اقامۀ وظایف مذکوره از قطعیات مذهب خـواهد بـود»(صص‌ ۱۰۷‌ و ۱۰۸).

 

اشاره
نائیی در تأیید نگاه‌ خود به جواز مشروطه‌،به‌ یک رؤیـای صـادقه اشاره کرده‌ است‌ که درمتن و مضمون آن نـیز اصـالت ولایـت فقها درعصر غیبت فهمیده می‌شود.براساس‌ ایـن‌ رؤیـا،مرحوم نائینی از حضرت‌ حجت‌(عج‌)دربارۀمشروطه پرسش کرده‌ و«حضرت‌ فرمودند:مشروطه اسمش تـازه‌ اسـت‌؛مطلب که قدیمی است…حضرت فـرمودند:مـشروطه مثل آن اسـت که کـنیز سـیاهی را که دستش‌ هم‌ آلوده باشد به شستن دسـت وادارش نـمایند‌ انتهی‌.چه قدر‌ این مثال‌ مبارک‌ منطبق بر مطلب و سهل‌ ممتنعی است که بـه هـیچ خاطری نرسیده…سیاهی کنیز اشاره است بـه غصبیت تصدی و آلودگی دست اشـاره بـه‌ همان‌ غصب زائد.و مشروطیت چون مزیل آن اسـت‌،لهـذا‌ به‌ شستن‌ ید‌ غاصبانۀمتصدی تشبیهش فرموده‌اند‌»(صص‌ ۱۱۰و ۱۱۱).بنابراین از نظر نائینی-که این رؤیـانیز بـر آن منطبق بود-اصل تصدی فـقها‌ درحـکومت‌ در‌ عـصر غیبت امام مـعصوم،حـقی مسلم و از‌ ضروریات‌ مذهب‌ امـامیه‌ اسـت‌،اما‌ از آنجا که درزمانۀ وی عملی شدن آن ممکن نیست،می‌توانبه مشروطه تن داد.

منبع: مجله زمانه  بهمن و اسفند ۹۰ – شماره ۲۱ و ۲۲

مطالب مرتبط