صفحه اصلی » ویژه » ۵ آذر – تشکیل بسیج مستضعفان
منتشر شده در ۰۲ آذر ۱۳۹۴ | دسته : ویژه

۵ آذر – تشکیل بسیج مستضعفان

اندازه قلم

 

خداوند در جهان طبیعت براى هر چیز، اسباب و عوامل ویژه‏اى قرار داده است. همچنین دفاع از دینش را به عهده‏مردان متعهد و مؤمن به اسلام نهاده است و لذا پس از آیه ۳۹ سوره حج که براى نخستین بار اجازه جهاد را صادر کرده،مى‏فرماید:

 

». ولولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لهدِّمت صوامعُ و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم اللَّه کثیراً«.

 

چنانچه خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع ننماید، هر آینه دیرها و صومعه‏ها و معابد و مساجدى که‏در آنها ذکر خدا بسیار مى‏شود، ویران خواهد شد

 

و در سوره بقره در آیه ۲۵۱ به دنبال نقل جهاد داوود با جالوت و به قتل رسانیدن او مى‏فرماید:

 

»لولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض«.

 

اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، زمین به فساد کشیده خواهد شد.

و این خود فلسفه بسیج و جهاد در راه خدا را تشکیل مى‏دهد و لذا در آیه ۴۱ سوره توبه براى تحقق یافتن این هدف‏مقدس مى‏فرماید:

»انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فى سبیل‏اللَّه ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون«.

همگى سبکبار و سنگین‏بار به سوى جبهه بسیج شوید و با اموال و جانهایتان در راه خداوند به جهاد پردازید که این به‏سود شما است چنانچه بدانید.

خفاف و جمع خفیف و ثقیل است. مرحوم علامه طباطبایى در المیزان مى‏فرماید: این دو واژه، عبارت از دوحالت مختلف در انسان است و کنایه از این است که هیچ چیز نباید عذر و بهانه‏اى براى عدم حرکت و بسیج به سوى‏جبهه جنگ شود؛ مانند فقر یا ثروت، کثرت مشاغل زندگى، وابستگیها و دل‏بستگیها به خانواده و بستگان و دوستان‏و.

 

بسیج در عصر بعثت

 

در عصر بعثت، هنگامى که مسلمانان در مکه به ترویج آیین مقدس اسلام مشغول بودند، پیوسته از سوى جامعه شرک‏جاهلى مورد شکنجه و آزار جسمى و روانى قرار مى‏گرفتند و لذا به طور مکرر از رسول خدا۹ تقاضاى جهاد مى‏نمودندولى چون هنوز دستور جهاد از جانب خداوند نازل نشده بود، آن حضرت آنان را در انتظار نزول آیه جهاد مى‏گذاشت تاسرانجام دستور هجرت به مدینه صادر شد و با گرایش اهل مدینه به اسلام و افزایش نیروى انسانى مؤمن، قدرت‏نظامى مسلمانان به حدّ کافى رسید و به دنبال آن، آیه جهاد نازل گردید: )أذن للذین یقاتلون.( و بدین ترتیب با اجازه‏جهاد در راه خدا، به انتظار طولانى آنان پایان داده شد.

 

آنچه در این میان بیشتر جلب توجه مى‏کند، شور و استقبال گسترده‏اى است که در جامعه کوچک مدینه، پس از اجازه‏جهاد دیده مى‏شود، حتى کسانى هم که از امکان مادى و یا جسمى برخوردار نبودند، احساس مسؤولیت مى‏نمودند؛چنانکه پیرمردى نابینا از اصحاب رسول خدا۹ حضور حضرت مى‏رسد و عرضه مى‏دارد:

»کسى ندارد حتى عصاى اورا بگیرد و در عین حال نگران این است که مبادا پیش خداوند از عدم شرکت در جبهه معذور نباشد« و جمعى دیگربراى گرفتن مرکبى پیش پیامبر مى‏آیند تا بوسیله آن به سوى جبهه حرکت کنند و با دشمنان خدا بجنگند، وقتى ازپیامبر مى‏شنوند که:

»لا اجدما أحملکم علیه« مرکبى که شما را بر آن سوار نمایم دراختیارم نیست، )تولوا واعینهم‏تفیض من الدمع حزناً( با چشمان اشکبار و اندوهگین باز مى‏گردند، که در آیه ۹۲ سوره توبه به آنها اشاره شده است.

و نیز در آیه ۱۲۲ همین سوره آمده است:

»و ما کان المؤمنون لینفروا کافه.« و در شأن نزول آن آمده است که مسلمانان‏حتى در جنگهایى که شخصاً پیامبر۹ در آن شرکت نمى‏کرد و به آن »سریه« گفته مى‏شد، همگى با اشتیاقى بسیارشرکت مى‏کردند، لذا آیه فوق نازل شد که جمعى در مدینه بمانند و از پیامبر۹ احکام دینشان را فراگیرند و به رزمندگان‏پس از بازگشت از جبهه بیاموزند، زیرا که مسلمین، عصر سیاه جاهلیت را )که قرآن کریم خطاب به آنان مى‏فرماید:

»وکنتم على شفا حفره من النّار« شما در کنار پرتگاه و گودالى از آتش فساد و خصومت و تباهى قرار داشتید( پشت سرنهادند و دشمنان اسلام را که به برکت آن از جهنم سوزان جاهلیت رهایى یافته بودند، پیش‏رو داشتند، و به همین دلیل‏با تمام وجود از دینى که مایه سعادت و عامل نجات آنان بود دفاع مى‏نمودند، به گونه‏اى که دشمنان اسلام را با تمام‏عدّه و عُدّه از پاى درآوردند و پرچم پرافتخار اسلام را بر بام بلند جهان برافراشتند.

آنان در شرایطى این فرمان مقدس‏بسیج را پذیرا شدند که از حداقل امکانات مادى و نیروى انسانى برخوردار بودند، به گونه‏اى که حتى گاهى هر چند نفررزمنده به یک دانه خرما قناعت مى‏نمودند، و از نظر شرایط جوى در آن گرماى طاقت فرساى جزیرهالعرب در بدترین‏وضعیت قرار داشتند، ولى با این همه، حتى پیرى و کهولت سن مانع شرکت آنان در بسیج عمومى نمى‏شد.

در رابطه با آیه ۴۱ سوره توبه نیز آمده است:

مردى از اصحاب پیامبر۹ پس از عمرى جهاد در رکاب آن حضرت، مجدداً به آیه یاد شده از سوره توبه مى‏رسد،خطاب به فرزندانش مى‏گوید: »جهّزونى یا. مرا براى جهاد در راه خدا مجهز سازید. پسرانش مى‏گویند:

تو در رکاب‏پیامبر و بعد از او جنگها نموده‏اى و اکنون دیگر پیر شده‏اى.

مرد صحابى مى‏گوید:

در این آیه مى‏بینم که پروردگارمان به‏پیر و جوان ما فرمان بسیج داده است.

 

فرمان بسیج عمومى از سوى امام(ره)

 

آن همه شور و حماسه‏اى که براى دفاع از اسلام در صدر اسلام اتفاق افتاد، پس از گذشت چهارده قرن در ایران‏اسلامى تکرار شد، به گونه‏اى که عرصه را آن چنان بر صدامیان تنگ کرد که سرانجام دست صلح‏طلبى به سوى ملت مادراز نمودند و این همه، به برکت فرمان بسیجى بود که امام امت(ره) در پنجم آذرماه ۵۸ صادر نمود و فرمود:

»مملکت اسلامى باید همه‏اش نظامى باشد و تعلیمات نظامى داشته باشد، باید اینطور باشد که یک مملکتى که بیست‏میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتشى داشته باشد و یک چنین مملکتى‏آسیب‏پذیر نیست«.

صدام در ملاقاتى که وزیر امور خارجه کشورمان با وى داشت، به نکته ظریفى اعتراف کرد که نشانه اقتدار و عظمت‏بسیج است. وى خاطرنشان ساخت که ایرانیها با پیشانى بند سبز خود با فریاد تکبیر، تا هر کجا که مى‏خواستند پیش‏مى‏آمدند و هر تصمیمى را به مرحله اجرا درمى‏آوردند و از چیزى جز خدا نمى‏ترسیدند.

فضل آن است که دشمن به آن اعتراف کند )الفضل ما شهدت به الاعداء( و در افتخار بسیج همین بس که حتى سران‏جبهه دشمن هم به عزت و عظمت و خدایى بودن این نیروى شجاع و دلیر اعتراف دارند.

یکى از مکانیزمهاى مؤثر و عمده‏اى که نه ماه پس از پیروزى انقلاب اسلامى (۵ آذر ۱۳۵۸) از سوى رهبر کبیر انقلاب‏به منظور مقابله با توطئه‏هاى استکبار جهانى ایجاد شد، همین نهاد معظم بسیج مستضعفین بود که به حق توانست‏پیروزیهاى چشمگیرى را نصیب کشور نماید.

امام امت(ره) در جمله‏اى رسا نقش بسیج را در سرنوشت کشور چنین‏ترسیم فرمودند:

»اگر بر کشور نواى دلنشین تفکر بسیجى طنین‏انداز شود چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.

یک بررسى تاریخى بخوبى نشان مى‏دهد که وحدت ملى و بسیج عمومى، نیاز استراتژیک تمام انقلابها؛ بخصوص درمراحل سازندگى آنهاست.

در همین راستا، انقلاب اسلامى، هم در شکل مبارزه و هم در محتوا و مضمون حرکت‏انقلابى خویش، از عمیق‏ترین عوامل وحدت و گسترده‏ترین علل حضور نیروهاى مردمى برخوردار بوده است.

چنین‏علل و عواملى در هیچیک از جنبش‏ها و انقلابهاى دهه‏ها و دوره‏هاى اخیر با این ویژگى وجود نداشته است؛ چرا که ازیکسو انقلابهاى ملى و مارکسیستى به دلیل همسو نبودن با افکار و احساسات مذهبى توده‏هاى مردم و از سوى دیگرانقلابهاى مکتبى به دلیل کم اهمیت دادن به نقش مردم و حضور کم‏رنگ مبانى اعتقادى و عوامل فرهنگى، به‏هیچوجه نتوانسته‏اند همانندى براى انقلاب اسلامى به شمار آیند، و هر انسان منصف بخوبى اذعان دارد که عملکردسراسر افتخار بسیج و موفقیت‏هاى آن در طول عمر پربرکت خویش، مرهون سه اصل؛ رهبرى، مکتب و وحدت بوده‏است.

در هر حال، ویژگیها، ارزشها، اهمیت و نقش آفرینیهایى که بسیج در ابعاد نظامى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى‏براى انقلاب و جامعه ما داشته است، آن را داراى مشروعیت و حقانیت نموده است و از آنجا که انقلاب اسلامى‏درصدد آن است که عَلَم مبارزه با کفر و استکبار را در تمام ابعاد و سطوح داخلى و خارجى همواره برپا نگهدارد،ضرورى است که طرحها و برنامه‏هایى را جهت انسجام و پایدارى مستمر تشکیلات بسیج در محیطهاى آموزشى،فرهنگى، حرفه‏اى، خدماتى، ورزشى، هنرى، علمى و.

پیش‏بینى نماید تا اعضاى آن همواره روحیه بسیجى، دفاعى‏و فرهنگى خود را حفظ نمایند.

اکثر انقلابها پس از پیروزى در سطوح ملى و بین‏المللى با مشکلات عدیده و آسیبهاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى‏گوناگونى مواجه بوده‏اند.

انقلاب اسلامى پس از رشد و بالندگى خود، عَلَم مبارزه با کفر و عناد و ظلم را در نظام سلطه‏جهانى برافراشت و حرفى نو و پیامى تازه براى تمام مردم محروم و مستضعف جهان مطرح نمود، لذا همواره موردغضب و خشم و تهاجم گسترده استکبار جهانى قرار گرفت و در این زمینه بى‏مناسبت نبود که حضرت امام۱ فرمودند:

»این بزرگترین ساده‏اندیشى است که، چه در جنگ و چه در صلح، تصور کنیم جهانخواران و خصوصاً آمریکا و شوروى‏از عناد با اسلام عزیز دست برداشته‏اند«.

لذا نیروهاى انقلاب بویژه پیروان صدیق آن حضرت نباید لحظه‏اى از کید دشمنان غافل بمانند چون در نهاد و سرشت‏آمریکا و شوروى کینه و دشمنى با اسلام ناب محمدى۹ موج مى‏زند و آنچه که انقلاب اسلامى را در مقابل تهاجمات‏گسترده امپریالیسم مصون مى‏دارد، حضور گسترده نیروهاى مردمى و بسیجى در صحنه‏هاى سیاسى، اجتماعى وفرهنگى جامعه است.

اکنون در دهه دوم انقلاب که موضوع بازسازى مطرح شده، اگر قصد آن داریم که کشور مستقل و آزادى را در تمام ابعادبسازیم و اگر در جهت رشد و توسعه اقتصادى و امنیت ملى و رفاه عمومى ایران اسلامى برنامه و یا ایده‏اى داریم و اگربه استقلال و تمامیت ارضى کشور فکر مى‏کنیم و سرافرازى و عزت ملت مسلمان ایران را در سر داریم باید بسیج وبسیجى و تمامى نیروهاى مردمى را در سرتاسر بافت جامعه از شهر و روستا، کارخانه و اداره، خانه و مدرسه، بازار وخیابان، صدا و سیما، روزنامه و مجله، ورزش، سیاست، دانشگاه و.

مورد حمایت قرار دهیم و تمام توان را براى‏تحقق آرمانهاى مقدس انقلاب اسلامى به کار بریم و زمینه‏هاى تفکر بسیجى در دفاع از ارزشهاى الهى – انسانى درجامعه اسلامى و انقلابى‏مان را گسترش دهیم تا انقلاب از هر جهت مصون بماند، همه اقشار مردم و بویژه مسؤولین ومدیران جامعه در کلیه سطوح بایستى به خصوصیات بارز بسیجى تأسى جویند و نه تنها باید مبلّغ فرهنگ بسیجى‏باشند بلکه خود باید نمونه‏اى از یک بسیجى با معیارهاى ارزشمند ایمان و توکل به ذات اقدس حق تعالى، شجاعت،شهامت در برخورد با مشکلات، مبارزه بى‏امان با دشمن، آگاهى، صداقت، دلسوزى، خلوص و تلاش و فداکارى و ازجان گذشتگى، اراده پولادین، دقت و تخصص و ابتکار در کارها که از بسیجى عنصرى گره‏گشا مى‏سازد باشند.

اگر این‏روحیه و تلاش مستمر در همه زمینه‏هاى سیاسى، اقتصادى، قضایى، فرهنگى و اجتماعى کشور به طور جدى وجودداشته باشد در کمترین زمان، مشکل‏ترین مسائل براحتى قابل حل بوده و گامهاى مؤثرى در جهت پیشبرد تفکر وفرهنگ بسیجى در سطح جهان برداشته مى‏شود؛ چرا که به قول حضرت امام۱ بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى‏نیست و باید هسته‏هاى مقاومت در تمام جهان به وجود آید و در مقابل شرق و غرب بایستند.

شما در جنگ تحمیلى‏نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب مى‏توان اسلام را فاتح جهان نمود.

بنابراین اگر ما به این ارزشها مى‏اندیشیم، باید دست خود را به سوى نیروها و انسانهایى که امام بزرگوارمان بوسه زدن‏بر بازوان آنها را افتخار مى‏دانست، دراز کنیم و دست آنان را براى یک فعالیت تنگاتنگ و فشرده در جامعه انقلابى‏بفشاریم و سنگ بناى یک جامعه انقلابى و نمونه، مستقل و پیشرفته، مرفه و سعادتمند را بنا نهیم و البته این در گرو این‏است که فرهنگ بسیجى و تفکر بسیجى را منحصر به بُعد نظامى ندانیم و با برنامه‏ریزى صحیح و مناسب از این نیروى‏عظیم مردمى که مى‏تواند اهرم نیرومندى در جهت حل مسائل و مشکلات جامعه در ابعاد و سطوح اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى باشد استفاده نماییم.

چون نیروهاى مردمى یکى از اصلى‏ترین عناصر پیروزى و یا شکست‏انقلابها هستند و مسؤولین و برنامه‏ریزان کشور باید به دنبال جذب و به کارگیرى و هدایت این نیروها که بیشترین نقش‏را در انقلاب داشته‏اند، باشند و همواره سعى نمایند با اقدامات جدى و عملى مسائل و مشکلات آنها را برطرف‏نمایند و به قول حضرت امام۱:

»اگر ما بخواهیم استقلال حقیقى به دست آوریم، باید سعى کنیم تمامى اَشکال نفوذ آمریکا چه اقتصادى، چه سیاسى‏و چه نظامى و فرهنگى رااز بین ببریم. رسیدن به این موفقیت عظمى در گرو میزان توجه و سرمایه‏گذارى جهت جذب نیروهاى مردمى است، چرا که با ارائه‏برنامه‏هاى مختلف از یک سو زمینه‏ هاى تداوم و انسجام آنها را فراهم نموده و از سوى دیگر در انتقال فرهنگ غنى‏اسلامى به نسل جوان در اجراى وظایف فردى، خانوادگى، اجتماعى و اخلاقى موفق خواهیم بود که البته این امرمهمترین روش براى مقابله با راههاى نامرئى فرهنگ‏هاى نفوذى و غیراسلامى است که در سطوح مختلف جامعه‏خاصه جوانان به چشم می ‏خورد.

مطالب مرتبط
نوشتن دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *